۰۷ شهریور ۱۳۸۹

მერე ….further- ترانه گرجي

დღესვე უნდა გნახო იცოდე
უნდა განმიახლო სიცოცხლე
ახლა მენატრება შენი ხმა
ახლა უნდა მითხრა ჩემი ხარ

بدان، همين امروز بايد ببينم ات
بايد روح تازه به زندگي ام بدهي
حالا، دلتنگ صداي تو ام
حالا، بايد بگويي كه مال من هستي

მერე ყველაფერი ნელდება
მერე ყველაფერი ძნელდება
ვნება მდუმარებით დუმდება
გზნება მცხუნვარებით ხუნდება.
მერე სინანული ვლინდება
მერე ყველაფერი ბრწყინდება..
ქრება იფერფლება ხადარი
მერე არაფერი არ არის.

بعدتر همه چيز آروم مي شود
بعدتر همه چيز سخت مي شود
اشتياق با خموشي خاموش مي شود
هيجان با حرارتش آرام مي گيرد
بعدتر پشيماني نمايان مي شود
بعدتر همه چيز مي درخشد...
آتش محو مي شود، خاكستر مي شود
بعدتر ديگر هيچ نيست.

სულო სიხარულად მენამე
რა ვქნა ახლა მინდა ფრენა მე
სანთლად ახლა უნდა მიძღოდე
ცეცხლში ახლა უნდა ვიწვოდე.

اي روح من، چون شادي بر من ببار
چكار كنم، حالا دلم پرواز مي خواهد
حالا بايست همچون شمع راهنماي راهم مي بودي
حالا بايست در آتش مي سوختم.


ترانه عاشقانه "mere" توسط دو هنرمند شهير گرجي بنام هاي الكساندر باسيلايا و لوئيزا كوبالادزه اجرا شده است. هر دو از خوانندگان و موسيقيدانان معروف گرجي هستند كه فعاليت ها و كارهاي هنري شان بر موسيقي امروز گرجي تاثيرگذار بوده و باعث پديدآمدن اثرات مهم و ماندگاري شده است.
الكساندر باسيلايا از سال 1968 رئيس گروه موسيقي و آواز "ايوريا" بود. اين گروه به زودي توانست با اجراي موسيقي در ژانرهاي پاپ، جاز، راك و موسيقي سنتي گرجي جايگاه ويژه در ميان مردم كسب كند. موسيقي و ترانه هاي نوشته شده توسط وي از شاهكارهاي موسيقي پاپ و سنتي گرجي هستند. او همچنين نويسنده موسيقي فيلم ها و انيمه هاي گرجي بسياري است.
الكساندر باسيلايا در سال 2009 در پي بيماري سرطان ريه در درمانگاهي در آلمان جان سپرد. پيكر او را طي مراسمي با احترام در گورستان هنرمندان Didube به خاك سپردند.
ترانه بالا را مي توانيد از اين لينك دانلود مستقيم كنيد. براي دانلود ترانه هاي ديگري از اين خواننده به اين سايت برويد. پيشنهاد مي كنم ترانه irine (شماره 10) را دانلود كنيد تا مسرور و شاد شويد. : )

۰۲ شهریور ۱۳۸۹

فونت بي خطر براي ديدگان Verdana

مححقان آمريكايي اعلام كردند كه فوت Verdana براي چشم ها بي ضررترين است.
متخصصان لابوراتوري ارگونومي چشمي (ديد) به اين نتيجه رسيدند كه فونت Verdana براي چشم مان انسان بي ضررترين فونت هاست. در عين حال اندازه مناسب براي خواند اين فونت بين 10-12 است.
فونت Verdana در سال 1996 توسط نقاش معروف متيو كارتر Matthew Carter براي شركت مايكروسافت ساخته شد. حروف اين فوت برجستگي هاي اضافي (يا شاخه هاي اضافي) ندارد و اين باعث مي شود در مقايسه با فونت هاي ديگر در اندازه هاي كوچك نيز خوانا باشد.
مدير گروه تحقيقات، آقاي جيم شيد مي گويد، اگر فونت از حاشيه ها كوچكتر باشد براي خواندن متن چشم ها تحت فشار قرار مي گيرند و موجب كاهش ديد و از بين رفتن تمركز خواهند شد.
اين امر كه كار با كامپيوتر در مدت زمان طولاني باعث بروز مشكلات ديد مي شود، تازه نيست. پزشكان در حال حاضر درباره تشخيص مشكلي جديد بنام سندرم ديد كامپيوتري صحبت مي كنند.

پي نوشت: من تا به حال به اين نكته در فونتها دقت نكرده بودم. واقعا فونت Verdana از شاخ و برگهاي اضافي در حاشيه هاي حروف مبراست!! اين متن را از اين سايت براي شما ترجمه كردم.

۰۱ شهریور ۱۳۸۹

عکس- فصل برداشت

دست آورد سفر هفته قبل به ولایتمان عکس های پایین است. من غیر از فصل پاییز که دوست داشتنی ترین فصل سال برایم است، شهریورماه را نیز به خاطر رنگهای سبز و طلایی زیبای طبیعتش دوست دارم. عکس ها نگاهی به طبیعت از دریچه دوربین موبایلم هست. مدتها بود عکاسی نکرده بودم :دی

۳۱ مرداد ۱۳۸۹

5th Film Festival in Batumi-BIAFF

امسال پنجمین سال برگزاری فستیوال فیلم های شهر باتومی BIAFF در روزهای 12 تا 19 سپتامبر برگزار می شود.
پارسال آقای پرویز پرستویی برای بازی در فیلم بیست جایزه اول هنرپیشه مرد را از آنِ خود کرد.
امسال نیز این فستیوال مهمان ویژه ای از ایران دارد. آقای عباس کیارستمی ضمن شرکت در هیئت داروان، برنامه "مسترکلاس" نیز برگزار خواهد کرد. همچنین آخرین فیلم ایشان "رونوشت برابر با اصل"، که در جشنواره فیلم کن جایزه اول را برای ژولیت بینوش به ارمغان آورد به نمایش درخواهد آمد.

Online Game: Ну, Погоди

امروز عصر برای تغییر عادت این اواخر که فقط چند کانال تلویزیونی در لیست انتخابم هستند، به چندتایی از شبکه های روسی سر زدم. شبکه موسیقی روسی انتخاب شد تا لحظاتی با موسیقی روسی روحی تازه کنم و بعد به کارهایم برسم.
اما امان از دست تبلیغات میان برنامه! شاید بهتره بگم برنامه های میان تبلیغات!
داشتم به تبلیغات نگاه می کردم که یکی یکی به خوردم داده می شد. یکی از آنها تبلیغ آهنگهای پیشواز و بازیهای موبایل بود. یکی از بازیها توجه مرا به خود جلب کرد. بازی مربوط می شد به یکی از معروفترین و زیباترین کارتون های روسی بنام Ну, Погоди! که شاید ترجمه آن "آهای صبر کن... حسابتو می رسم" که باعث شد خاطرات نوجوانی زنده بشه.
این کارتون در ایران هم پخش شده و طرفداران خودش را داره. چیزی که من علاقمند شدم کمی در موردش جستجو کنم و بقول معروف "جوینده یابنده" بشوم، بازی کامپیوتری و موبایل این کارتون بود.
اون دوران نوجوانی یک دستگاه بازی الکترونیکی داشتیم، یه دستگاهی مثل همین پی اس پی های امروزی :دی

چند تا بازی داشت: میمون دورازه بان، که باید توپهای پرتاب شده به دروازه را می گرفتی و دیگری همین گرگ نوپاگازی بود که وارد یک مرغدانی شده و بایستی تخم مرغهایی که مرغ ها می گذاشتند جمع کنه...

دورانی بود... کلی توی نوبت بازی می نشستم با خواهرم و دوستان دیگه تا کمی بازی کنیم.
لینک بازی آنلاین رو هم پیدا کردم. باشد که شما و بچه هایتان رستگار شوید.

۲۹ مرداد ۱۳۸۹

11th Anniversary

just starting the second decade! :)

۱۵ مرداد ۱۳۸۹

2nd War Anniversary

دیروز پنجم ماه اوت برابر بود با دومین سالگرد جنگ خانمان سوز و ویران کننده با روسیه. در گرجستان مراسم های مختلفی برای یادبود این روز و کشته شدگان جنگ، همدردی با بازماندگان و جنگ زندگانی که مجبور به ترک خانه و دیار خود شده اند برگزار شد.
یکی از این مراسم که با نوآوری آژانس خبری "مدیا هولدینگ پرایم تایم" انجام می شود، وصل کردن شقایق های سرخ بر سینه به عنوان در خاطر ماندن و احترام به قهرمانان این جنگ و تمام کشته شدگان آن است. این ایده در میان مردم و فعالین اجتماعی-سیاسی دولتی و اپوزیسیون نیز طرفدار پیدا کرد. قرار است به مدت یک هفته از روز 5 اوت این نشان بر سینه های مردم گرجی خودنمایی کند.
در عکس اعضای شورای شهر تفلیس را می بینید که هم اعضای طرفداران دولت و هم اپوزیسیون آن بر این نماد توافق داشته و بدین ترتیب اعلام همدردی می کنند.