۳۰ فروردین ۱۳۸۹

درس-2 آموزش زبان گرجی

در ادامه بخش آموزش زبان گرجی سعی می کنیم نحوه نوشتن حروف را با هم بیاموزیم. در این رابطه می خواهم وبسایتی را به شما معرفی کنم که بسیار مفید و کاربردی است.
این وبسایت که "زبان گرجی- یادگیری از راه دور" نام دارد از بخش های مختلفی تشکیل شده است. دروس آموزشی خود را بصورت یک بسته کامل به فروش می رساند ولی ما با همان مقدار اطلاعاتی که بصورت رایگان و تبلیغاتی در اختیار گذاشته فعلا به آموزش ادامه می دهیم. جهت اطلاع شما این بسته آموزشی از چهار بخش تشکیل شده و قیمت هر یک 115 دلار آمریکا می باشد!
صفحه "گرجستان" (Georgia) در مورد این کشور اطلاعات تاریخی، فرهنگی و سیاسی مختصری داده است. برای تکمیل اطلاعات کلی بد نیست آنرا نیز بخوانید.
در بخش چگونه بنویسیم (how to write) شما در سه قسمت می توانید نحوه نوشتن حروف الفبا را بصورت فایل GIF مشاهده کنید. این فایل ها قابل ذخیره سازی بر روی کامپیوتر شما نیز می باشد و در فرصت مناسب می توانید تمرین کنید.
در بخش پیاده سازی (download) در چندین فایل نمونه دفترهای خط کشیده شده (blank notebook) مناسب نوشتار زبان گرجی نیز وجود دارد. با ذخیره کرده و چاپ کردن آنها می توانید در نوشتن مهارت بیشتری کسب کنید. همچنین چندین فونت گرجی برای ذخیره کردن در نظر گرفته شده است.

برف بهاری

را آورد سفر اخیرم به ولایت چندتایی عکس است از بارش برف بهاری . عکسها صبح روز چهارشنبه 25 فروردین 89 برای ثبت در تاریخ گرفته شده. برفهای جدید را روز کوهها می بینید. :)

۲۴ فروردین ۱۳۸۹

روايت جامعه در حال گذار با "دستور آشپزي"

چندي بود كه دلم مي خواست به ديدن نمايش فيلم، تئاتر و يا نمايشگاهي هنري بروم، اما فرصت نميشد و هر روز ديدن ايميلي از سايت بسيار مفيد تهرانر كه از برنامه هاي فرهنگي شهر تهران خبر مي داد مرا بيشتر راغب مي كرد.
شنبه اعلاميه از تهرانر گرفتم كه از نمايش فيلم مستندي در فرهنگسراي ارسباران در روز يكشنبه اطلاع مي داد. موضوع فيلم مستند برايم جذاب آمد و تصميم گرفتم هر برنامه اي را لغو كنم و حتما به ديدن فيلم بروم.
باز به دوستان و آشنايان خبر دادم و از آنها همراهي خواستم كه كسي متقاضي نشد و همه دربند برنامه هاي روزمره خودشان بودند تا اينكه برادرم را وادار به همراهي كردم تا او نيز در ميان روزهاي دانشجويي اش از برنامه فرهنگي غافل نماند!
ظاهرا روز يكشنبه روز فرهنگي من بود چرا كه براي عصر براي ديدن نمايشگاه عكاسي كوچكي توسط يكي از همكارانم دعوت شدم. نمايشگاه در كافه اي در خيابان ميرداماد برگزار ميشود. شما هم مي توانيد از عكس هاي او ديدن كنيد و اگر علاقمند باشيد حتي آنرا نيز خريداري كنيد. تعداد 8 عكس در "كافه اين" در مركز خريد نقره به نام نمايشگاه عكس "مسخ" در معرض ديد شما قرار خواهد گرفت.
اين اولين نمايشگاه عكس همكارم هست و با توجه به عكس ها و انديشه هاي نمايش داده شده در عكس ها بايستي منتظر كارهاي زيبا و جالبي از او در آينده بود.
خلاصه اينكه در فرصتي بسيار كوتاه دعوت همكارم را پذيرفته و از نمايشگاه ديدن كرديم.و پس از آن رهسپار فرهنگسراي ارسباران شديم تا تاخيري نداشته باشيم.
شروع نمايش فيلم با تاخيري 20 دقيقه اي همراه بود.



راستش را بگويم هيچ تصوري از فيم هاي كارگردان و يا نوع فيلم هاي به نمايش درآمده در اين فرهنگسرا نداشتم و فقط صرف ديدن يك كار هنري در هر سطحي رفته بودم. احساس مي كردم شديدا از لحاظ روحي احتياج به غوطه ور شدن در فضاي فرهنگي دارم.
و از قضا نااميد نيز نشدم.
فيلم "دستور آشپزي" به كارگرداني آقاي شيرواني بود.
بروشور نمايش فيلم اطلاعاتي در مورد موضوع فيلم مي داد: "دستور آشپزي مستندي است كه از طريق وارد شدن به آشپزخانه هفت زن خانه دار طبقه متوسط ساكن تهران، مي خواهد جلوه هايي از طعم، رنگ و بو، شيوه آشپزي و عادات غذايي ايرانيان را به تصوير بكشد."
هر چه نمايش فيلم جلوتر مي رفت از خودم تشكر مي كردم كه براي ديدن فيلم همت كردم و آمدم. ساختار و پلان هاي تصويري و روايت قصه بسيار جذاب و زيبا بودند. فيلم هر لحظه تماشاچيان را به ابراز احساسات وامي داشت.
قصد ندارم موضوع و جزئيات فيلم را براي شما تعريف كنم اما شديدا توصيه مي كنم از هر طريقي شده فيلم را ببينيد.
فيلم در قالب روش آشپزي روايت 7 زن مختلف را در سنين و جايگاههاي مختلف بيان مي كند كه از قضا تقريبا همگي آنها از بستگان نزديك كارگردان هستند: مادر، خواهر، همسر، مادر همسر، خاله، مادر سالمند دوست و يكي ديگر از بستگان.
اولا جرات و شهامت كارگردان در به راه دادن دوربين به جمع خانوادگي آنها ستودني است، گو اينكه هر هنرمندي زير ذره بين مجلات و رسانه هاي مختلف هست اما اين حضور دوربين متفاوت از گزارش ها و شايعه هاي متداول است.
هر زن در فضاي آشپزخانه خود داستاني از زندگي زناني را تعريف مي كند كه هر روزه با آنها برخورد مي كنيم، فراموش نكنيد كه فيلم مستند است! از هر زن در موقعيت خاص و در ساعتي متفاوت از روز خواسته مي شود كه براي مهمانان ناخوانده غذايي به دلخواه خود بپزد.
در اينجا فيلم تنها به پختن غذا و نحوه پذيرايي از مهمانان محدود نمي شود و شما با گستره وسيعي از زندگي زنان خانه دار و شاغل مواجه مي شويد. زناني كه شايد در پشت ديوار به اصطلاح امروزي ها، اوپن آشپزخانه مطيع شرايط شده اند، مطيع و عصايانگرند، راضي اند، در ترديدند و يا كاملا عصيانگر و سركش در برابر شرايط عمل مي كنند! و يا دست آخر سرنوشت همه آنها در سالهاي آخر زندگي گاه بي تفاوت و منكر بر زندگي گذشته خود و گاه با به خاطر آوردن جواني شاكي روزگار مي شوند. زنان حين آشپزي و آموزش پختن غذاي مربوطه از خود و زندگي در آشپزخانه سخن مي گويند.
كارگردان فيلم به نظر من، روش عملكرد هر زن در آشپزخانه را به آينده و روش زندگي اش مربوط دانسته، آنجايي كه در تيتراژ پاياني فيلم خبر از سرنوشت آنها پس از مدتي از زمان فيلمبرداري مي دهد.

۲۰ فروردین ۱۳۸۹

برگی از تاریخ معاصر گرجستان- 9 آوریل 89

بیست و یک سال از فاجعه روز 9 آوریل 1989 می گذرد. بامداد 9 آوریل 1989 نیروهای مسلح ارتش شوروی به تظاهرات کنندگان صلح آمیز که در جلوی ساختمان دولت دست به اعتصاب زده بودند حمله کردند که طی آن حمله چندین قربانی گرفت.
براثر این حملات 21 نفر کشته شدند و هزاران نفر بر اثر استنشاق گازی نامعلوم مسموم گشتند.
21 سال پیش، در مقابل مردمی که با شعار استقلال به خیابانها آمده بودند، تانکها ایستادند. نظامی ها با بیلچه ها و گازهای سمی مردم صلح طلب را متفرق کردند. چندین ساعت قبل از آغاز حمله کشیش اعظم گرجستان به نزد معترضان رفت و با آنها صحبت کرد و خواست از محل اعتراض دور شوند.
در 9 آوریل سال 1991 شورای اعلای وقت گرجستان این روز را بعنوان تاسیس مجدد کشور مستقل گرجستان اعلام کرد.
در 9 آوریل سال 1991 رئیس شورای عالی گرجستان گفت: "امروز را ریختن خونهای بی گناه حاصل کرده است. خداوند این روز را برایمان رساند همچون روزی با اشک و شادی. دراین روز بایستی اندیشید، همدیگر را دوست داشت و همدیگر را بخشید"... از لحاظ حقوقی آن موضوع از همه مهمتر بود که استقلال کشور براساس اعلامیه 26 ماه می سال 1918 نهاده شده بود.
در 9 آوریل سال 1989 نیرو و راستی به تقابل هم رفتند همانطور که چندین بار در تاریخ گرجستان این رخ داده است. در آن شب گرجی ها در برابر جلادان امپراتوری خم نشدند. 9 آوریل روز شکست جسمی ما و پیروزی روح و معنویات ما بود که پس از آن شعار "دورد بر گرجستان مستقل" رنگی واقعی به خود گرفت!


نمایندگان جامعه گرجی از ساعات آغازین روز 9 آوریل به محل قربانگاه مردم معترض رفته و ادای احترام می کنند. همچنین سیاستمداران و شهروندان عادی گرجستان ضمن ادای احترام به قربانیان برای زنده نگه داشتن خاطره آنها در پای مجسمه یادبود دسته گل گذاشته و شمع روشن می کنند.

پی نوشت: در مورد 9 آوریل بیشتر بخوانید: قسمت اول - قسمت دوم


source: Ambebi; GeoTopNews;

امروز برابر با 10 آوریل سال 2010 متاسفانه خبری ناگوار تیتر رسانه های خبری و موضوع صحبت محافل شد: رئیس جمهوری لهستان به همراه همسرش و چند مقام عالیرتبه لهستانی برای حضور در مراسم یادبود کشته شدگان لهستانی جنگ جهانی دوم عازم روسیه بودند که در سانحه هوایی جان خود را از دست دادند!
خبر بسیار ناراحت کننده و شک آور بود! رئیس جمهور لهستان، آقای لخ کاشینسکی، آنطور که در مراسم ها و سخنرانی هایشان نشانگر بود شخصیتی بسیار متین، طرفدار صلح و پیشرفت انسانها بسوی بهبودی و آرامش بود. از تلاش برای پیشرفت کشورش و توسعه شرایط اقتصادی و اجتماعی برای مردم کشورش دریغ نمی کرد.
در این میان اما شاید فقط مردم گرجستان به اندازه لهستانی ها ناراحت و غمگین شده باشند چرا که آنها نیز دوستی و متحدی بزرگ را در قالب رئیس جمهور لهستان و شخص آقای کاشینسکی از دست دادند.
روزگار عجیبی است چندی پیش گرجی ها در انتخابات اوکراین متحد اول خود را از دست دادند و حال یک سانحه هوایی عجیب آنها را در میان اوضاع و شرایط نابهمگون منطقه تنهاتر کرده است.
از زمان کشته شدن شاه مسعود در افغانستان و بلافاصله رویدادهای سپتامبر 2001 همیشه از این چنین کشته شدن مردان خوب سیاست روزگار می ترسم.
سانحه عجیب است چرا که توپولف 154 هواپیمایی ایمنی برای مسافران عادی و معمولی پروازها شناخته نمی شود چه برسد به اینکه رئیس جمهوری را مسافر خود کند!!
روحشان شاد و قرین رحمت باد!

۱۶ فروردین ۱۳۸۹

عکسی 145 ساله از فریدونشهر

یکی از همشهریان محترم و از خوانندگان خوب ویلاگم در ایمیلی خبر از وجود کهن ترین عکسی از فریدونشهر دادند که تاکنون در آرشیوهای ملی و شخصی ثبت شده است. خبر وجود چنین عکسی مرا بسیار به وجد آورد و دیدن آن دو صد برابر!
عکاس شخصی است آلمانی بنام ارنست هولتسر(1835-1911). او که یک مهندس آلمانی بود حدود بیست سال از حضور خود را در شهر اصفهان گذرانید. در این مدت او به شهرها و روستاهای اطراف اصفهان از جمله فریدونشهر سفر کرده و حدود 3هزار نگاتیو عکس جمع آوری کرده است. در جایی خواندم که متاسفانه قسمت اعظم آرشیو وی از بین می رود و تنها مقداری از آن بطور اتفاقی توسط یکی از نوه های وی چندین سال پیش پیدا شده و چاپ می شود.
با اینحال هولتسر برای ما یادگاری بسیار گرانبها به جای گذاشته است چه در تاریخ فرهنگ شناسی و اقوام ایران و چه بطور جزء در مورد منطقه گرجی نشین فریدونشهر. به ظاهر 3-4 عکس از فریدونشهر از وی به جای مانده است که یکی از آنها که نمایی زیبا و وسیع از روستای آنزمان فریدونشهر-سوپلی یا مرتقوپی است را در پایین می بینید.

برای دیدن دیگر عکس های هولتسر از اصفهان و دریافت اطلاعات بیشتر به سایت "جیران" مراجعه کنید، گرچه وب سایت مرکز اسناد و مدارک میراث فرهنگی نیز بخشی را به این موضوع اختصاص داده اما لینک های آن غیرفعال بوده و عکسها هنوز بارگیری نشده اند!!
باید گفت که كتاب «هزار جلوه زندگي: تصويرهاي ارنست هولتسر از عهد ناصري» را انتشارات مركز اسناد و مدارك ميراث فرهنگي سال 1382 در 490 صفحه به چاپ رسانده است.
در پایین عکسی از اصفهان را می بینید که به نظر من خانه هنرمندان امروزی در ساحل رودخانه زاینده رود در نزدیکی پل بزرگمهر را نشان می دهد!



پی نوشت: متن ذیل توسط یکی از همشهریان و اعضای فعال "جمعیت گرجیان جوان" در بخش نظرات نوشته شده که برای اطلاع عموم خوانندگان و علاقمندان در متن می آورم:
"جمعیت گرجیان جوان فریدونشهر چندی پیش عکس قدیمی مذکور را به صورت پوستر 70*50 ارائه نمود و هم اکنون نیز کسانی که مایل به تهیه آن می باشند می توانند به خدمات کامپیوتری سپیانی در فریدونشهر مراجعه نمایند."

۱۴ فروردین ۱۳۸۹

درس-1 آموزش زبان گرجی

چندی پیش حین بررسی آرشیو فایل های موجود در کامپیوتر خانه به فایلی برخوردم که شامل آموزش کلمات و جملات کلیدی و اولیه برای برقراری ارتباط با گرجی زبانان در حین سفر به گرجستان بود. منبع مطلب را متاسفانه ذخیره نکرده بودم، حال نیز پس از گذشت زمان به خاطر نمی آورم که از کدام سایت آن را برگرفته ام. با اینحال به ذهنم رسید حال که تعداد سفرهای فارسی زبانان به گرجستان افزایش یافته و نیاز به برقراری ارتباط شدیدتر حس می شود، بد نیست با هم ان جملات را یاد بگیریم و اگر علاقه زیاد بود به بحث دستور زبان و گسترش دادن ذخیره لغوی ادامه بدهیم. علاوه بر این دوستان و خوانندگان این وبلاگ چندین مرتبه درخواست آموزش زبان گرجی را داشته اند. البته بایستی بگویم که من آموزگار خوبی نیستم، ولی سعی می کنم شما را برای آموزش حرفه ای زبان گرجی آماده کنم. :دی
برای شروع الفبای گرجی را یاد میگیریم، سپس به سراغ کلمات و جملات مورد نیاز در سفر می رویم. در هر پست سوالات خود را بصورت کامنت بگذارید، در حد توانایی و دانش ام به آنها پاسخ خواهم داد و یا از استادان زبان گرجی کمک خواهم گرفت.
پیشتر در پستی در مورد تاریخ الفبای گرجی مختصری توضیح داده بودم. بد نیست آنرا نیز دوباره مطالعه کنید.
جدول پایین حروف الفبای گرجی و معادل لاتین و فارسی آن نوشته شده، در سایت مرجع ویکیپدیا مربوط به الفبای گرجی متاسفانه دو اشتباه وجود دارد که بایستی تصحیح شود: تلفظ مربوط به حروف ღ و ყ به اشتباه نوشته شده، من در جدول پایین درست آنرا نوشتم.
الفبای زبان گرجی دارای 33 حرف است و به صامت (همخوان) و مصوت (واکه) تقسیم می شود. در زبان گرجی 5 واکه (ა, ე, ი, ო, უ) و 28 همخوان وجود داردو از چپ به راست نوشته می شود.
حروف الفبای گرجی به همان صورت که در واژه ها نوشته می شود تلفظ می شوند و این یکی از خصوصیاتی است که خواندن زبان گرجی را آسان ساخته است و به همین دلیل است که تنوعی از همخوان ها در این زبان وجود دارد.
مثلا در زبان فارسی اوای "Z" به اشکال "ذ، ز، ض، ظ" ممکن است، اما در زبان گرجی برای هر آوایی تنها یک نشانه آوایی با یک حرف الفبایی وجود دارد.



منبع: ویکیپدیا – کتاب زبان گرجی برای فارسی زبانان (نویسنده لیلا گگوچادزه) انتشارات دانشگاه گیلان

توضيح: يكي از خوانندگان نكته سنج درخواستي را در مورد نوشتن كنار هم حروف بزرگ و كوچك الفباي گرجي در بخش نظرات مطرح كرده اند. براي اينكه اين شبهه در ميان خوانندگان ديگر نيز از بين برود بايد بگويم كه نوشتار گرجي شامل حروف بزرگ و كوچك نمي شود! و فقط يك نوع نوشتار داريم. براي همين شما از نوشتن املا راحت هستيد و فقط كافي است حروف را به خاطر بسپاريد. همانطور كه در متن نيز گفته شده كلمات گرجي همانطور كه بيان مي شوند، نوشته مي شوند!