۰۵ فروردین ۱۳۸۸

Early Morning in Fereydunshahr

در چند پست قبلی گفتم که والدینم هر روز صبح به کوهنوردی می روند، این هم دستاورد راهپیمایی سپیده دم دوم فروردین 88
همانطور که در عکس ها می بینید برای منطقه ای سردسیر که قبلا 7-8 ماه از سال بارش برف و باران داشت، کوههای عریان از برف در این فصل از سال کمی ناراحت کننده و نگران کننده است. در عکس اول شما "گردنه شاهون" را میبینید که از معدود کوههای منطقه است که هنوز دارای یخچالهای طبیعی است.
اما باید بگویم که دیروز به هنگام عزیمت به سمت تهران ابرهای تیره و تار تمام شهر را پوشاند و برفی سبک شروع به باریدن کرد. طبق اخبار واصله از خبرنگار "پپلانیوز" در فریدونشهر صبح امروز ارتفاع برف بهاری به 50 سانتیمتر می رسید و بقولی باعث "خوشحالی کشاورزان و باغداران" گشت.

عکس های بهاری

عکسهایی از طبیعت بهاری فریدونشهر


تلاش طبیعت برای اغاز دوباره زندگی

۲۸ اسفند ۱۳۸۷

بهار

برای پیدا کردن کارت تبریکی بهاری به چند سایت روسی زبان سر زدم. در میان آنها عکسی توجه ام را جلب کرد. با دیدن آن علاوه بر اینکه حس و حالی بهارانه به من دست داد ناخودآگاه یاد کاراکتر افسانه ای روسی بنام "سنگوروچکا" افتادم.
سنگوروچکا دختری زیباست که براساس افسانه ای مردمی دختر "بابا سرما" و یا نوه بابا نوئل روسی شمرده می شود. داستانهای اسلاو وی را دختر سرما و ملکه برف می دانستند. حکایت سنگوروچکا در مقایسه با داستانهای بابانوئل مشابه اروپایی نظیر ندارد چرا که در داستانهای آنها جای کاراکتر زن خالی است.


نشان سنگوروچکا در رسوم مردمی جایی ثبت نشده است ولی در فولکلور روسی در افسانه ای مردمی جای دارد که از برف درست شده و جان می یابد.
داستانهای سنگوروچکا توسط آ.ان. آفاناسیوف در جلد دوم اثر "دیدگاههای ادبی اسلاوها بر طبیعت" تحقیق و بررسی شده است. (سال 1867)


در سال 1873 آستروسکی تحت تاثیر نظر آفاناسیوف قطعه ادبی "سنگوروچکا" را می نویسد. در آن سنگوروچکا بعنوان دختر بابا سرما و ملکه "زیبای-بهار" معرفی می شود که در زمان جشن تابستانی ضمن عبادت خدای خورشید خواهد مرد. سنگوروچکا در لباسی سفید و آبی و کلاهی پشمی پوشیده شده است.
در ورسیونی دیگر از این حکایت، سنگوروچکا که دختر "بابا سرما" و ملکه زیبای بهار در نزد انسانها بزرگ می شود. در روستای آنها چوپانی بنام لل Lel دل در گرو وی دارد، ولی قلب سنگوروچکا از درک این عشق عاجز است. مادرش بر او ترحم کرده و به او این توانایی را میدهد، اما به محض حس و درک عشق، قلبش گرم شده و او ذوب می شود. نسخه این داستان توسط الکساندر آستروسکی و با موسیقی تکرار نشدنی چایکوسکی به نمایش اپرا تبدیل شد.
از نسخه آخری نیز فیلمی داستانی تولید شده است که در سالهای دور و در زمان نوجوانی مان اشک اندوه را به چشمانمان می آورد.

باشد که همیشه عشقی سنگوروچکاوار در قلب هایتان بطپد، اما نه به سرنوشت او.
باشد که تندرستی موجب شادکامی تان گردد و نه زرق و برق زندگی.
باشد که راه زندگی تان هموار و پر گوهر باد.
سال نو بر همه مبارک.

sources: Wikipedia, pictures, the snow-maiden

۲۷ اسفند ۱۳۸۷

pepella in a picture

وقتی دقایقی زودتر به محل قرار ماشین شرکت برسی، اول صبحی و کامروا بودن حس بازیگوشی بهت میده میشه عکسی از "پپلالنگ دراز"!ا





could you find an "aspect ratio" of the picture! hm!? y/n? :)

۲۶ اسفند ۱۳۸۷

سفرنامه امباکو چلیدزه-Ambako Chelidze In Fereydunshahr

ფერეიდნელი ქართველები– ამბაკო ჭელიძე


شناخت زندگی گرجی های فریدونشهر توسط شهروندان ما تنها در اواخر قرن نوزدهم آغاز گردید. در حال حاضر در میان ما هستند کسانی که در مورد کوچ اجباری و وجود آنها بسیار کم اطلاع دارند. علاوه بر آن حتی خود گرجی های فریدونشهر در مورد وطن ما بسیار کم می دانند. در این بین سوال ساده انگارانه یک زن فریدونشهری چشمگیر بود:"زبان شما را بخوبی نمی فهمم، زبان ما بهتراز شماست." زمانی که کلمات وی خنده همگان را برانگیخت، وی دوباره پرسید:"کدام زبان واقعی است، زبان ما یا شما؟" در پاسخ به آن یکی از مردان فریدونشهری جواب داد که زبان گرجی واقعی مال گرجستان بزرگ است.
برای اولین بار از گرجستان لادو آغنیاشویلی به منطقه فریدن سفر کرد. او در راه بیابانهای بزرگ و بدون آب ایران قدم گذاشت و پس از عبور از سرزمین های گرم و خطرناک بالاخره در سال 1894 به فریدونشهر رسید. وی در آنجا مدت زمانی طولانی را سپری کرد. زندگی گرجی های آن زمان را به دقت بررسی کرد و هر چیز را که دید و تجربه کرد به تفصیل تشریح کرد.
پس از کتاب سفرنامه لادو بنام "ایران (پرسیا) و گرجی های مقیم آن" در سال 1896، سفر گرجی های فریدونشهری جهت ایجاد و ارتباط بیشتر توسط آقایان خودسیانی و انیکازی به گرجستان صورت گرفت. همچنین سفرهای بعدی توسط آقایان ماقاشویلی و داماد او نصرالله خان در سال 1900-1902، حضور آقای چیشویلی در فریدونشهر، سفر سیف الله خان یوسلیانی به گرجستان در سال 1922، همچنین چاپ کتاب آقای چینادزه در مورد گرجی های کوچ داده شده به ایران و در آخر تحقیق پرفسور چیکوباوا "ویژچی های زبان فریدونشهری" ارتباط بیشتر را موجب شد.
گرجی های فریدونشهر را که حدود 300 سال در آن سرزمین گذرانده اند تا این اواخر فقط بازرس های مالیاتی می شناختند. حتی درباره وجود آنها تاریخ دان اصفهانی سید علی نیز اطلاع نداشت.


این تاریخ دان نوشته های جامعی درباره زبان های مختلف مردم ایران زمین چاپ کرده است که در آن میان زبان گرجی بطور کلی ذکر نشده است. زمانی که با تذکر پرفسور یوری ماری ان مطلب را به وی یادآوری کردم اوبسیار متعجب شد. او بلافاصله از جیبش دفتر یادداشتی را درآورد و شروع به یادداشت کردن کرد و گفت: "عجب! عجب!" نمی دانم چه چیز وی را متعجب کرده بود، اینکه در فریدونشهر به زبان گرجی صحبت می کردند و یا اینکه این واقعیت را نمی دانست.
به محض پا گزاردن به سرزمین ایران بعنوان یک داوطلب سعی کردم هر آنچه را از نحوه زندگی گرجی های فریدونشهر شنیدم و در مقابل دیدگانم گذشت برای خواننده به تصویر بکشم تا تصور آنها نسبت به شرایط زندگی کنونی گرجی ها را روشن کنم.
من گزارشی در مورد گرجی های فریدونشهر در تالار کنسرت های "تئاتر روستاولی" در 23 ژوئن 1930 ارائه دادم.
در پایان باید متذکر شوم که توصیف های ارائه شده مربوط به وضعیت موجود در سال های 1926-27 میلادی می باشد. باید گمان کرد که پس از آن بسیار چیزها در زندگی گرجی های فریدونشهری تغییر کرده است.
نویسنده- 1953

توضیح: امباکو چلیدزه کارمند بانک شوروی سابق طی ماموریتی به تهران می آید وی با اطلاع از حضور گرجی های فریدونشهری اشتیاق سفر به آن منطقه را داشته است که با شرایطی این امر صورت می پذیرد. حضور وی در منطقه شور و شعفی ناگفتنی را در میان گرجی ها برانگیخت. سفرنامه وی یکی از مستندترین گزارش هایی است که در مورد شرایط و اوضاع آن زمان گرجی ها به تحریر در آمده است.
من در حال حاضر مشغول به ترجمه این کتاب به زبان فارسی هستم تا در فرصتی مناسب و با کمک های ناتیا و همسرش بتوانم آنرا چاپ کنم.
فکر می کنم این کتاب منبعی جالب برای دوستداران تاریخ و علاقمندان به تاریخ حضور گرجی ها در منطقه اصفهان خواهد بود. شما مقدمه این کتاب را در بالا خواندید.

۲۵ اسفند ۱۳۸۷

Mountain Climbing in Fereydunshar

چندی است که از ولایتمان، فریدونشهر، مطلبی ننوشته ام. امروز در مورد فعالیت اجتماعی-محیط زیستی که توسط گروهی کوچک از کوهنوردان شهر صورت گرفته خواهم گفت.
والدینم حدود 10 سال است که هر روز صبح (تاکید می کنم هر روز!!) قبل از طلوع آفتاب مسیری را از منزل تا کوهی مشرف بر فریدونشهر طی می کنند. به اصطلاح پیاده روی کوهنوردی می کنند. در این بین فرهنگ کوهنوردی و پیاده روی در میان مردم نیز طرفدارانی پیدا کرده و صبح ها اگر سحرخیز باشید گروه و دسته های مردمی را خواهید دید که هر کدام در مسیری کوهنوردی می کنند.
باید گفت که این ذوق و شوق کوهنوردی سن و سال نداشته و از خردسالان تا بزرگسالان 70-80 ساله را نیز شامل می شود. این امر چندین سال پیش باعث شد تا در فریدونهشر گروه کوهنوردی حرفه ای نیز تاسیس شود. این گروه تاکنون افتخارات فتح قله های مختلفی در داخل کشور و خارج را نیز کسب کرده است. جدای از این، اعضای این گروه کوهنوردی موفق شده اند با همکاری با دیگر گروههای کوهنوردی ایرانی به کوههای مرتفع کشور آسیایی همچون نپال صعود کنند. (افتخار این آخری نصیب عمو و زن عموی اینجاب بعنوان اولین گرجی های ساکن فریدونشهر شده است!).
علاوه بر این همانطور که گفتم گروههای آماتوری کوهنوردی به هر بهانه ای در تابستان و زمستان برنامه های صعودی را به کوههای اطراف فریدونشهر برگزار می کنند.



یکی از فعالیتهای فرهنگی-اجتماعی که به نظر شایان تقدیر است توسط پدرم و دیگر همراهان همیشگی اش در کوه مشرف بر فریدونشهر بر روی کوه چشمه سراب اجرا شد. آنها در تاریخ 11 بهمن امسال با ابتکار به عمل خود شروع به کاشتن بادام وحشی در دامنه های کوه و محل های مناسب آن کردند. در میان کار تعدادی دیگر از کوهنوردان به آنها پیوسته و در کاشتن کمک کردند. و قرار بر این گذاشتند که دیگران را در این گونه کارهای اجتماعی و زیست محیطی اطلاع دهند و یاری کنند. همچنین صحبتی بر ایجاد انجمن "طرفداران طبیعت" شد که امیدوارم به فعل برسد و دیگر همشهریان برای حفظ و نگهداری طبیعت زیبا و بکر منطقه کمک کرده و دریغ نورزند.

عکسها توسط پدرم گرفته شده است. عکس اول مسیر هر روزه کوهنوردی پدرم را نشان میدهد. او حتی در روزهای سرد زمستانی و برفی از کوهنوردی دست نکشیده است.
همین امروز مطلع شدم که روز جمعه در سالن شهرداری مراسمی توسط انجمن کوهنوردی فریدونشهر برگزار شده و در آن ضمن تشریح فعالیتهای اخیر گروه، اهداف و مشکلات در پیش رو از تعداد از کوهنوردان نیز تقدیر بعمل آمده است. گزارش و عکسهای ان متعاقبا در این وبلاگ درج خواهد شد.

۲۲ اسفند ۱۳۸۷

هفته فرهنگی ایران در تفلیس

ირანის ისლამური რევოლუციის გამარჯვების 30–ე წლისთავთან დაკავშირებით საქართველოში გაიმართება ირანის კულტურის კვირეული, რომელიც გაიხსნება სამშაბათს 10 მარტს 16:00 საათზე, თბილისის სამხატვრო აკადემიაში. კვირეულის ფარგლებში გაიმართება ირანული ხალხური რეწვის ნიმუშების, კერამიკული ნაწარმის, ფერწერული ტილოების გამოფენა, ირანული მუსიკის კონცერტი და კინოფილმების ჩვენება. ღონისძიება რომელიც სხვადსხვა კულტურული აქტივობით არის დატვირთული სამი დღის მანძილზე გაგრძელდება


در خبرگزاری ها چنین آمده است که:
1- نمايشگاه هفته فرهنگي جمهوري اسلامي ايران و افتتاح رايزني فرهنگي ايران در شهر تفليس كشور گرجستان از ‪ ۱۹‬تا ‪ ۲۶‬اسفند ماه برگزار مي‌شود و به اين مناسبت يك گروه ‪ ۱۲‬نفره از هنرمندان همداني عازم اين كشور شدند. مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي استان همدان هدف از اين كار را تعامل فرهنگي با ساير ملت‌ها عنوان كرد.
وي بيان كرد: اين هنرمندان به عنوان نمايندگان جامعه هنري استان، آثارهنري را در قالب نقاشي، هنرهاي تجسمي، صنايع دستي، عكاسي و موسيقي به نمايش مي‌گذارند. همچنين در كنار نمايشگاه هفته فرهنگي ايران، كارگاه هاي هنري مانند سفالگري و صنايع دستي نيز داير شده و هنرمندان به توليد آثار هنري و اجراي برنامه‌هاي موسيقي مي‌پردازند.

2- آقاي دميرچي سفير ايران در گرجستان در يك مصاحبه اختصاصي با مديران مسئول نشريه ماهين ودوروزانه مناقصه شركت كرد ايشان كه در محل سفارت ايران در تفليس به سوالات مطروحه پاسخ مي گفت گرجستان را بهترين نقطه براي سرمايه گذاري ايرانيان دانست وي گفت هم اكنون شركتها وتجا ر زيادي از ايرانيان در زمينه مواد غذايي شويند ومبلمان وغيره در گرجستان مشغول كارند وبزرگترين محل سرمايه گذاري در زمينه مصالح ساختماني آماده است وي با اشاره به مانع زبان بعنوان اصلي ترين مانع رشد تجارت مشترك از مسئله حمل ونقل نيز بعنوان يك مشكل ياد كرد زيرا ايران وگرجستان داراي مرز مشترك نيستند ولي از طريق تركيه ويا آذربايجان وارمنستان ميتوانند رفت وآمد كنند واگر خط آهن آستارا به ايران متصل شود بسياري از مشكلات كشورهاي همسود مرتفع خواهد شد. وي در عين حال به مشتركات زبان گرجي وايراني اشاره كرد وگفت 3هزار واژه فارسي در زبان گرجي هست وحدود هزار ضرب المثل نيز از فارسي زبانان در آنجا استفاده ميشود.

اما بشنوید از خبرنگار اختصاصی پپلا در تفلیس:

نمایشگاه روز سه شنبه عصر ساعت 4 بعدازظهر با حضور مقامات سفارت ایران در تفلیس و همچنین برخی مقامات فرهنگی سیاسی گرجستان در اکادمی هنر تفلیس افتتاح شد. در مراسم افتتاحیه نوازندگان ایرانی سرود ملی گرجستان را با آلات موسیقی و دستگاههای ایرانی اجرا کردند که برای حاضرین جالب بود اما طبق گزارش خبرنگار ما ظاهرا نت های موسیقی فقط شب قبل به نوازدگان تحویل شده بود که این باعث گاهی کمی ناهماهنگی در اجرا موسیقی شده بود.!!
سپس جناب آقای سفیر ایران در تفلیس در ارتباط با پیوندهای فرهنگی-سیاسی دو کشور و تاریخ روابط آنها سخنرانی کردند. در عکس های ارسالی قسمتی از نمایشگاه و اجرای موسیقی را ملاحظه می فرمایید.
درکنار این نمایشگاه قرار است فیلمهای مطرح ایرانی روز نیز به نمایش درآید.
با سپاس از مخابره گزارش از ناتیا، منتظر خبرهای دیگر از این نمایشگاه باشید.

۲۱ اسفند ۱۳۸۷

გაზაფხული - بهار

در آستانه آغاز دوباره زندگی در طبیعت و فرارسیدن بهار:


امروز پرستو آمد.
جیک جیک کنان خبر داد:
"بهار! بهار!"
و بر دلم امیدی نشست.

از روزنه نگاه کردم،
اطرافم را به رنگی دیگر یافتم!-
امید بالهایش را گسترد،
ضربه ای زد و قلبم طپش را آغاز کرد.

بوی بهار به مشامم رسید.
نیروی غریبی را حس کردم....
گفتم:"چرا دلم را آزرده می کنم؟
آینده در پیش روست،

"خواهم دید آنچه را که می خواستم".
رنج کشیده از زمستان:
خواهم دید عروسی طبیعت را،
و صدای هلهله شان را خواهم شنید.

گل رز شکفته را بو می کشم،
بنفشه لطیف خم شده را می نگرم،
و بلبل نیز به گوشم می رساند،
چهچه همیشگی اش را...

აკაკი წერეთელი-1881 წ.
شعر ترجمه ای است آزاد از خودم از شعر زیبای "بهار" شاعر و نویسنده و مبارز ملی قرن 19-20 میلادی- آکاکی تسرتلی Akaki Tsereteli

کلمات پارسی در زبان گرجی

بدلیل همسایگی با پارسی ها و حکومت و سلطه آنها بر گرجستان و اختلاط فرهنگی ناشی از آن، در زبان گرجی حدود 3 هزار کلمه پارسی موجود است. باید متذکر شوم که گاهی تلفظ فارسی کلمه معنایی دیگر در زبان گرجی دارد و یا اینکه حروف یک کلمه با جابجایی مختصر راحتتر در زبان گرجی تلفظ می شوند. برای نمونه:
1- شلوار ....... sharvali
2- شقاوت...... sheghavati ........ به معنی امتیاز ویژه دادن
3- چنگال ..... changali (حتما توجه کردید که کلمات گرجی حتما به آوا-در اینجا "ای" ختم می شوند!)
مثال در این خصوص زیاد است اما مورد کلمه فارسی با معنایی متفاوت برای خودم اتفاقی خنده دار را در سفر اخیرم رقم زد.
برای کاری باید مبلغی را در بانک به حسابی واریز می کردم. در ازای آن رسیدی داده شد که به خاطر عجله، "حواس پرتی" من و یا همراهانم متاسفانه آنرا گم کردم و اداره مربوطه نیز فقط اصل رسید را قبول می کرد. برای پیدا کردن رسید بانکی باز به بانک سر زدم و ماجرا را برای کارمند بانک تعریف کردم و از او خواستم که کمی در مدارکش جستجو کند شاید رسید را به من نداده و ...
پس از کمی جستجو گفت که آنرا پیدا نکرده ولی در عوض می تواند "اصل" آنرا به من بدهد. من هم خوشحال گفتم که ا̗ه! پس اصلش پیش شما مانده!؟ لطفا آنرا به من بدهید!
پرسید: اداره مربوطه "اصل" را قبول می کند!؟
که متحیر به آن نگاه کردم!؟
همین حین بود که ناتیا به دادم رسید. با خنده گفت: این "اصل" اون اصل نیست!! اینجا به معنی کپی هست!!!!!! تازه متوجه شدم که چه اشتباهی کردم.
پرسیدم: پس شما به خود̗ اصل چی میگید؟؟
جواب داد: dedani یعنی نسخه مادر!
خلاصه اینکه آنروز با این داستان "اصل" و اصل خیلی خندیدیم.

۱۹ اسفند ۱۳۸۷

ضرب المثل گرجی در حلقه دوستان شبکه های اجتماعی

მითხარი ვინ არის შენი..., მეგობარი და გეტყვი ვინ ხარ შენ
با عضو شدن در یکی از شبکه های اجتماعی اینترنتی مثل فیس بوک شما می توانید با اضافه کردن دوستان و آشنایان خود از فعالیتهای اجتماعی-اینترنتی آنها و مسایل مختلف و طبق نظر و سلیقه شما با خبر شوید.
در اینجا قصدم تبلیغ و یا معرفی این شبکه به شما نیست که اینکار را دوستان و استادان بسیار زیادی در عرصه معرفی شبکه های مختلف اینترنت بهتر از من انجام داده اند. اینجا را ملاحظه کنید.
می خواهم در مورد روش پیدا کردن دوست و اضافه کردن شخصی جدید به لیست دوستان شما در فیس بوک مطلبی را بگویم. اگر کاربر این شبکه باشید حتما دیده اید که برای اضافه کردن شخصی از پروفایل وی به لیست دوستان تنها چند گزینه برای شما فعال است: ارسال پیام، ارسال دعوتنامه و دیدن دوستان شخص مورد نظر.
صحبت من در مورد همین آخری است. یعنی برای اینکه شخصی "غریبه" را بشناسی و یا در موردش اطلاعی حاصل کنی می توانی از روی دوستانش در موردش تصمیم بگیری. اینکه چه کسانی در لیست دوستان شخص مورد نظر هستند فاکتوری است برای رد و یا تایید دعوتنامه وی برای دوستی و یا ارسال دعوتنامه از طرف شما برای وی!
این روش و یا ایده را گرجی ها از قدیم در ضرب المثلی بی همتا گنجانده اند: بگو دوستانت چه کسانی هستند تا بگویم چه کسی هستی!
اگر می خواهی کسی را بشناسی در مورد دوستانش تحقیق کن و یا بهتر بگویم: اگر می خواهی کسی را بشناسی ببین دوستانش چه کسانی هستند.
پس بدانید و آگاه باشید که حلقه دوستان شما نشانگر شخصیت شما هستند! (البته ارائه بلیط اتوبوس هم همین خاصیت را دارد :دی)


۱۸ اسفند ۱۳۸۷

მარტი8- Women Internationa Day

به بهانه امروز، این گل ها رو تقدیم می کنم به تمام بانوان خواننده My Daily Diving. همیشه سلامت، موفق باشید و باشد که حضور شما همیشه موجب لطافت روح و شادی و آرامش خاطر دیگران شود.

۱۷ اسفند ۱۳۸۷

A song: The Closest Thing To Crazy - by Katie



How can I think I’m standing strong,
Yet feel the air beneath my feet?
How can happiness feel so wrong?
How can misery feel so sweet?

How can you let me watch you sleep,
Then break my dreams the way you do?
How can I have got in so deep?
Why did I fall in love with you?

This is the closest thing to crazy
I have ever been,
Feeling twenty-two, acting seventeen,
This is the nearest thing to crazy
I have ever known,
I was never crazy on my own:
And now I know,
That there’s a link between the two,
Being close to craziness
And being close to you.

How can you make me fall apart
Then break my fall with loving lies?
It’s so easy to break a heart;
It’s so easy to close your eyes.

How can you treat me like a child
Yet like a child I yearn for you?
How can anyone feel so wild?
How can anyone feel so blue?

This is the closest thing to crazy
I have ever been,
Feeling twenty-two, acting seventeen,
This is the nearest thing to crazy
I have ever known,
I was never crazy on my own:
And now I know,
That there’s a link between the two,
Being close to craziness
And being close to you




کتوان ملوآ (Ketevan "Katie" Melua) از خوانندگان بنام گرجی تبار انگلیسی است. وی در سال 1984 در شهر کوتائیسی متولد شد. کودکی خود را در نزد پدربزرگ و مادربزرگ خود در تفلیس گذراند و سپس به همراه خانواده خود در شهر باتومی ساکن شد. پس از پایان یافتن جنگهای داخلی سال 1993 کاتی بهمراه خانواده اش به ایرلند شمالی مهاجرت کردند. وی تحصیلاتی متوسطه خود را در مدرسه کاتولیک سنت کاترین به پایان رساند. خانواده کاتی به دلایل مشکلات سیاسی ایرلند شمالی به انگلیس- Redhill مهاجرت کرد.
آینده کاتی 15 ساله را حضور در مسابقه خوانندگی شبکه تلویزیونی ITV بنام "Stars Up Their Nose" رقم زد. وی ترانه معروف Badfinger بنام "Without You" را اجرا کرد و پیروز شد.
وی حین آموزش در مدرسه هنر بریتانیا شروع به نوشتن ترانه و آهنگ کرد. در این زمان وی با مدیر آینده برنامه خود، مایک بت آشنا شد. همکاری با وی شروعی برای موفقیت های پی در پی کاتی در عرصه موسیقی تفلیقی جاز و بلوزگشت. وی در سال 2006پرفروشترین خواننده زن در بریتانیا و بالاترین فروش آهنگ یک خواننده زن در اروپا شد.
سایت رسمی کاتی را می توانید از اینجا رهیابی کنید. همچنین می توانید نمونه موسیقی و ترانه های وی را از همان سایت دریافت کنید.

۱۱ اسفند ۱۳۸۷

شایعه جنگ در گرجستان

თბილისი, 27 თებერვალი /”ახალი ამბები - საქართველო”/. საქართველოს პარლამენტის თავმჯდომარე დავით ბაქრაძე მიიჩნევს, რომ რუსული აგრესიის შესაძლებლობები არ არის. ამის შესახებ მან დღეს, კავკასიის ინსტიტუტის სტუდენტებთა შეხვდრაზე განაცხადა.



رئیس پارلمان گرجستان، داوید باکرادزه، می گوید که امکان تهاجم نیروهای روسی وجود ندارد. در این خصوص وی امروز (27 فوریه) در ملاقات خود با دانشجویان انستیتو مطالعات قفقاز اظهار نظر کرد.
طبق گفته باکرادزه، در حال حاضر روسیه برای اجرای حمله همه جانبه و سپس مقابله سیاسی با غرب منابعی ندارد.
علاوه بر این، رئیس پارلمان این امر را مستثنی نمی داند که اگر روسیه با مشکلات اجتماعی فراوانی روبرو شد تلاش خواهد کرد که برروی گرجستان تکیه کند.
"کسی نمی تواند گارانتی 100% در این خصوص بدهد و من نیز مستثنی نیستم و حتی بیشتر، وقتی صحبت برسر کشوری همچون روسیه است. حتی می توانم اضافه کنم که اگر بحران داخلی، مخصوصا اجتماعی در داخل روسیه افزایش یابد، برای آنکه کانون توجه را دور کنند آنها تلاش خواهند کرد مشکلی را خارج از کشور بیابند و آن مشکل گرجستان خواهد بود."
رئیس پارلمان می گوید که در حال حاضر خطر از طرف روسیه طرفداری از اوضاع سیاسی متزلزل و مداخله در اوضاع سیاسی داخلی ما است.
"بسیاری از افراد در طی 5 سال اخیر از گرجستان فرار کردند و هم اکنون در مسکو بسر می برند که فعالانه در تلاش هستند تا گرجستان به سمت فرایند "سومالیزاسیون" و یا "بالکانیزاسیون" برود."

پی نوشت: اظهارات رئیس پارلمان در پی شایعات و خبرهای منتشر شده از طرف برخی نمایندگان اپوزیسیون در گرجستان است که به مردم هشدار می دهند در پی ادامه "سیاست نادرست" دولت و روابط تیره با روسیه، ارتش روسی در تاریخی معین (مثلا آوریل آینده) به گرجستان حمله خواهد کرد!!
امیدوارم چنین پیش بینی از طرف مخالفان دولت به واقعیت نپیوندد که تنها متضرر این "پیشگویی" مردم بی پناه و درمانده خواهند بود، کما اینکه هنوز جنگ زدگان ماه اوت سال گذشته میلادی سامان نیافته اند.

پی نوشت و توضیح: یک از خوانندگان گلایه کرده که چرا پس از پست تبلیغاتی تور گرجستان مطلبی در مورد جنگ و شایعه آن نوشته ام.
باید بگویم که این دو مورد کاملا جدا از هم باید شمرده شوند چرا که همانطور که در این پست نیز گفته ام این فقط بازیهای سیاسی داخلی و چالشهای ایجاد شده از طرف اپوزیسیون برای دلت فعلی گرجستان می باشد. قصد فقط اطلاع رسانی در مورد اوضاع سیاسی گرجستان بود و گرنه در این شرایط همه می دانند که امکان وقوع چنین امری بسیار ضعیف می باشد. گرچه من تضمینی نمی توانم بدهم. :دی علاوه بر اینکه هم اکنون تورهای مسافرتی از اروپا و دیگر نقاط جهان به گرجستان انجام می شود و ادامه دارد.
پس جای نگرانی نیست. دوستداران سفر می توانند با خیالی آسوده به برنامه ریزی خود ادامه دهند.