۱۲ بهمن ۱۳۸۷

درنگ

همه چیز از یک سوء تفاهم شروع شد. یک انتظار نابجا و یک امید واهی، شاید هم یک اعتماد نادرست در زمانی نادرست. نتیجه اش اینکه، در زمانی نابهنگام فرو ریخت و شکست.
....

باز، درست زمانی که برای بازسازی اش راهی پیدا می شد، اتفاقی در حال وقوع بود که به یکباره همه چیز را،"کاترینایی" با خود ببرد.
اما لحظه ای درنگ، فقط لحظه ای تحمل، توانست همه چیز را به جای خود برگرداند، البته، نه به جای اولش.
همه چیز به یک انتظار، به یک اعتماد، به یک تصور دوباره بستگی داشت، به یک .....
بگذریم، "به خیر" گذشت. یا شاید هم "بخیر"! اصلا هر املائی که دوست داری.

پی نوشت: متن آغشته به لیدوکائین فراوان است :)
عکس "تزئینی" است.

چند نكته ايمني

چندی پیش یکی از دوستان و خوانندگان این وبلاگ اطلاع داد که در محل کار خود به دوره کوتاه مدت "حفاظت و ایمنی در حوادث" معرفی شده است. پس از آن و با درخواست من و علاقه ایشان برای به اشتراک گذاشتن آموخته های خود در این دوره، گزارش کوتاهی برایم آماده کردند. با سپاس فراوان از این دوست، شما را به خواندن و توجه کردن به نکات ایمنی که به زبانی ساده تشریح شده دعوت می کنم.
من برای این مقاله و دیگر مطالب خواندنی و آموزنده و یا شاید تجربه های شما را که قابل طرح در این وبلاگ می باشد، برچسب "مقاله وارده" خواهم داد.

چند نكته ايمني

انسان از بدو تولد بصورت بالقوه مورد تهديد خطرات و حوادث زيادي قرار دارد به کليه روشهايي که باعث مي شود انسان دچار خطر نشود تدابير ايمني گفته مي¬شود.
حوادث بطور کلي به دو دسته طبيعي و غيرطبيعي تقسيم بندي مي-شوند . حوادث طبيعي حوادثي هستند که انسان در شکل گرفتن آنها نقشي ندارد مثل زلزله ، سيل و ...
اما انسان در شکل گرفتن حوادث غيرطبيعي دخيل است و خود به دو دسته عمدي و غيرعمدي تقسيم بندي مي¬شود. حوادث غيرعمدي بدون قصد قبلي پديد مي¬آيد و در اثـر خطاي انسانـي پديد مي¬آيـد مثل تصادف اتومبيل اما حوادث عمدي با قصد قبلي رخ مي¬دهد مثل ترور و جنگ.
حال به بررسي برخي حوادث که بيشتر بروز مي کند مي پردازيم:
1- انتشار گاز و نحوه مقابله با آن:
گاز به دو صورت سيلندري و يا بصورت لوله کشي (گاز شهري) در اختيار عموم قرار دارد اما در بروز حوادث بين اين دو نکاتي را بايد مدنظر داشت.
مولکولهاي گازشهري از اکسيژن سبک¬تر است به همين دليل به محض انتشار به بالاترين نقطه محيط مي¬رود يعني از سقف محيط را پر مي کند اما گازي که در سيلندرها استفاده مي شود به دليل سنگين تر بودن مولکول هايش نسبت به اکسيژن محيط را از کف پر مي کند و خطرناکتر است لذا وقتي به محيطي که گاز در آن انتشار يافته است بايد مطلع بود که گاز شهري است يا سيلندري؟

نحوه مقابله :
- شير اصلي گاز شهري يا سيلندر را ببنديد.
- فيوز برق را در خارج از محيطي که انتشار گاز در آن صورت گرفته قطع کنيد (مثلا از کنتور)
- شخصي که قصد دارد وارد آن محيط شود نبايد هيچ يک از اجزاي لباسش از جنسي باشد که توليد الکتريسيته ساکن کند (پشمي و نايلکس) و جرقه بزند (حتي جورابها را بايد درآورد)
- اگر حادثه در شب اتفاق افتاد و نياز به روشنايي داشتيد چراغ قوه را خارج از محيط روشن کنيد و با چراغ قوه روشن وارد محيط شويد.
- موبايل و لوازم جانبي را از خود دور کنيد.
- تلفن را خارج از محيط قطع کنيد.
- در محيط بصورت گام به گام حرکت کنيد يعني پا را بلند کنيد و بعد فرود آوريد (بدون سايش به فرش يا موکت)
- سپس بطرف درب يا پنجره ديگري که رو به فضاي باز است برويد و آن را بازکنيد.
- دوحوله نم دار آماده کنيد يکي را براي تخليه استفاده کنيد و ديگري را به موي سر ببنديد تا از جرقه ناشي از الکتريسيته ساکن موها انفجار رخ ندهد.
- اگر گاز شهري است حوله نمدار را بصورت پنکه بالاي سر بچرخانيد و گاز را خارج کنيد.
- اگر گاز سيلندري است بايد حوله را با دو دست بگيريد و از پائين (چون از کف پر مي شود) مثل حالت جارو کردن آن را تخليه کنيد.

2- زلزله:
در مورد علل وقوع زلزله عوامل بسياري دخيل هستند که يکي از اصلي ترين آنها اين است که گاز حاصل از مواد مذاب زمين همواره به دنبال راهي براي خروج به سمت پوسته زمين و خارج شدن هستند درصورتيکه اين تخليه به آساني انجام نشود و به لايه هاي سخت برسد به آنها فشار مي آورد و هرچه اين فشار بيشتر شود وقوع زلزله نزديکتر مي شود اگر اين تخليه گاز در خشکي پديد آيد از آن به عنوان زلزله ياد مي کنند و اگر در آب ها رخ دهد آن را سونامي و ... مي نامند. در مواجهه با زلزله بايد قبل ، حين و بعد از زلزله نکاتي را رعايت کرد.
قبل از زلزله:
تهيه ساک امدادي که شامل يک ورق کاغذ است و محل نصب آن در يک کيف نزديک درب ورودي روي ديوار است (اين يک قانون است يعني امدادگرها فرض مي کنند آنجا کيفي است) در اين يک صفحه کاغذ بايد شرح باليني افراد خانواده از لحاظ سلامتي جسمي ، کروکي محل آسايش هريک از افراد خانواده و تعداد آنها با ذکر نام و مشخصاتشان وجود داشته باشد. کار ديگري که قبل از زلزله بايد انجام داد اين است که وسايلي که امکان افتادن يا سقوط آنها وجود دارد در جاي خود سفت و محکم شوند.
حين زلزله :
يک الي 30 ثانيه زمان از اولين پيش لرزه زمان وجود دارد تاشخص پناه گيري کند بهترين جا پاگرد درب ورودي است (دومين نقطه ديوارهاي جداکننده اتاقهاست) بديهي است خروج کامل از ساختمان بهترين گزينه است که براي بسياري امکان پذير نيست.
بعد از زلزله:
کساني که بعد از زلزله در محل حاضرند براي امداد ديگران بايد با نفرات زير آوار ارتباط برقرار کنند. شخص زير آوار صداي آنها را بهتر مي شنود اما صداي خود را به سختي مي تواند به بالا برساند. لذا بايد کاملا سکوت را رعايت کرد و ضمن معرفي خود يک روش ارتباطي را به نفر زير آوار اعلام کنيد مثلا بزرگترين قطعه آوار را انتخاب کنيد و بگوئيد من 1 يا 2 ضربه مي زنم اگر متوجه شدي شما هم يک ضربه وارد کنيد تا از زنده بودن و محل آن شخص مطمئن شويد بياد داشته باشيد زلزله با خود ممکن است آتش سوزي ، انفجار و ... را در پي داشته باشد.

3- حريق خودرو و نحوه مقابله با آن
اين حريق ممکن است در سيستم برق و سيم¬کشي¬ها باشد که در اين صورت بايد فوراً سر باطري را قطع کنيد ممکن است که حريق در موتور خودرو پديد آيد در اين صورت بياد داشته باشيد که شعله هاي آتش رو به بالاست و اگر کسي قصد دارد آن را خاموش کند نبايدکاپوت را باز کند و بايد به پهلو زير ماشين رفته و با کپسول آن را خاموش کند البته ممکن است حريق خودرو در اثر تصادف يا تصادم و يا انفجار هم باشد که در مواجهه با آن در زير آشنا مي شويد.

شناخت آتش:
آتش سوزي در اثر سوختن جامدات ، مايعات ، گازها و يا در اثر اتصالات برقي است که در مورد آخر عامل برق است ولي بعد مي تواند هريک از سه حالت قبلي باشد مثلاً در اثر اتصالي برق انفجار گاز رخ دهد.
نحوه تشکيل آتش (مثلث آتش) :
مثلثي در شکل گرفتن آتش وجود دارد که از سه ضلع اکسيژن ، گرما و مواد سوختني تشکيل شده است.
در مواجهه با آتش سوزي جامدات بهترين کار اين است که ضلع حرارت را از آتش بگيريم يعني آن را با آب سرد کنيم و در مواجهه با آتش سوزي مايعات بايد ضلع اکسيژن را حذف کنيم و بهترين راه آن استفاده از کپسولهاي اطفاي حريق پودري است در مورد آتش سوزي گازها بايد ضلع مواد سوختي را حذف کرد يعني به آتش گرسنگي بدهيم.
بهتر است بدانيد خاموش کننده هاي کپسولي يا گازي است يا پودري . در نوع اول گاز خاموش کننده CO2 است و خروجي آن شيپورک دارد و براي حريقهاي ناشي از برق و در جاهاي سربسته استفاده مي شود اما کپسولهاي پودري 3/2 آن از پودر شيميايي تشکيل شده3/1 ديگر آن از ازت پر شده که عامل فشار است و خروجي آن بصورت لوله اي است و از آن براي اطفاي حريق جامدات استفاده مي شود. 80% حريق منازل از نوع جامدات است و بايد سرد شود توصيه مي شود کنار شير ورودي لباسشوئي ها يک شير اضافه براي اين مواقع وجود داشته باشد که به آن يک شيلنگ بزرگ (به انداز قطر اصلي ساختمان) متصل باشد اين شير و شلنگ نقش مهمي تا رسيدن ماشين آتش نشاني ايفا مي کند.

۱۰ بهمن ۱۳۸۷

فیلم های روز و بودجه ی من

امروز برای بررسی و ماموریت خاصی از طرف دِدیکو جانمان (همان مامان پارسی) سری به مرکز شهر زدیم. بالاخره تونستم گوشی موبایل مورد نظرم رو بعد از مدتها توی دستم بگیرم و نگاهش کنم، فقط!! چون فعلا بودجه ای برای خریدش نه تصویب شده و نه تامین!


در راه بازگشت با اینکه دوست ندارم فیلمهای کپی بخرم ولی خوب اینبار رو آلوده شدم و چندتایی را خریدم. دوتا رو همین امروز دیدم. (دیگه این سردرد ناشی از آلودگی هوای پایتخت و خصوصا مرکز شهر اجازه نمیده بیشتر ببینم، احساس می کنم همین الانه که از فشار چشمهام از حدقه بزنه بیرون،).
اولی فیلم شوالیه تاریکی است. فیلمی در ژانر اندیشه :) و اکشن که باید دوباره با حوصله ببینمش (شاید هم چندباره). نمی دونم چرا ولی موضوع فیلم رو با ارباب حلقه ها مشابه حس کردم. گرچه فرودو دچار وسوسه میشه ولی سرانجام تسلیم "چشم بزرگ" نمیشه! ولی اینجا با کاراکتری متفاوت و "رئال" زندگی امروزه روبرو می شویم.
فیلم بعدی که تقریبا دور تند دیدم "داستان عجیب بنجامین" بود. البته قبلا نسخه ای از فیلم بدستم رسیده بود که فقط نیم ساعت اول صدا داشت و بقیه فیلم را با لبخوانی و حدس و گمان خودم با پشتکار فراوان دیدم! این نسخه سالم هست و خوشحالم که می تونم باز این فیلم را ببینم. گرچه همون بار اول فیلم بدون صدا تونست "اشکم" رو دربیاره :).
فیلم های بعدی در نوبت: illusionist – Vicky Crsitina Barcelona - Duchess- The Departed (این آخری رو بهم نخندین که می دونم خیلی عقبم :) )
و در پایان، بدینوسیله از تمام دوستان و آشنایان و همکاران و وابستگان گرامی ملتمسانه خواستارم که تا آخر ماه لطفا یا از دیدن فیلم جدید خودداری کنید یا اینکه تبلیغ نفرمایید که بودجه ام دیگ اش سوراخ شده از بس که با ملاقه زدم به کف اش.

۰۷ بهمن ۱۳۸۷

غروب امروز

عکس ها غروب امروز تهران را در مسیر بزرگراه حکیم (در سرویس شرکت) به غرب نشان میدهند که با گوشی موبایل گرفته ام.

Six months after the war, Georgia looks very different

مطلبی که در پی می آید ترجمه ای از مقاله امروز خبرنگار گاردین در تفلیس است. وی وضعیت فعلی سیاسی و اجتماعی گرجستان را پس از 6 ماه از جنگ ماه اوت در گفتگوی بین دولت و اپوزیسیون به چالش کشیده است.

شش ماه پس از جنگ، گرجستان بسیارمتفاوت به نظر می رسد
پرسش مردم در مورد نسخه دولتی جنگ اوستیای جنوبی و سوال درباره ادامه اعتماد به رئیس جمهور

برای چند روزی در تابستان گذشته، گرجستان در شرایطی مرکز توجه جهان قرار گرفت که توسط رئیس جمهور آن، میخائیل سااکاشویلی، به تصویر کشیده شده بود. این تصویر نشانگر قربانی شدن حمله روسها همانند تجاوز به مجارستان در سال 1956 و یا حمله ناگهانی هیتلر بود. زمانی که تانک های روسی به شمال گرجستان وارد شدند و از روستاها دود به آسمان بلند شد، سیاستمداران غربی و رسانه ها سخن از جنگ سردی جدید به میان آوردند.
شش ماه بعد، گرجستان متفاوت شده است. رهبران اپوزیسیون در ملا عام سااکاشویلی را برای جنگ 5 روزه سرزنش می کنند. همچنین ترک کردن ها مختلف از گروه دولت وی از جمله دو نفر که همراه و پشتیبان وی در تابستان گذشته در سازمان ملل و مسکو بودند از انتقادهای دیگر است.
گرچه گرجستان در ردیف های اول دستور کار اوباما قرار ندارد، ولی سااکاشویلی و همچنین گروههای اپوزیسیون وی منتظر نشانه ای از واشینگتن برای مشی جدید هستند. گرجستان و روسیه بوضوح بهم پیوسته اند ولی کدام یک سگ و کدام یک دم است؟ نوع جواب رئیس جمهور آمریکا به این سوال نه تنها بر این که چقدر ارتباط با مسکو ارزشمند است، نوری خواهد افکند بلکه درک وی از پیشرفت و یا عقب نشینی دموکراسی در جمهوریهای شوروی سابق را مشخص خواهد کرد.
در زمامداری بوش گرجستان بعنوان دموکراسی شکوفا، مطلوب و جالب تلقی می شد که با مردی تحصیل کرده در آمریکا و مطابق با استانداردهای غربی رهبری می شد. سااکاشویلی در سال 2003 پس از تظاهرات و اعتراض به انتخابات تقلبی شواردنادزه (یکی از اعضای دولت دوران حکومت شوروی و وزیر امورخارجه مستعفی شوروی) به قدرت رسید. انقلاب ملقب به رز، پیش زمینه ای شد برای انقلاب نارنجی اوکراین در سال 2004.
برچسب گذاری سااکاشویلی غرب به نام دموکرات، اپوزیسیون گرجی را مردد می کند. آنها اشتیاق سااکاشویلی به پیوستن به ناتو و همچنین کمبود توجه کافی رسانه های جدی خارجی را که به وی اجازه می دهد از موشکافی دقیق و سخت بگریزد را تقبیح می کنند. آنها به لغزش های مداوم از انقلاب رز اشاره می کنند از تغییرات در قانون اساسی گرفته که باعث سستی پارلمان شد تا کنترل یکی از کانالهای اصلی تلویزیونی، تحت فشار قرار دادن تاجران و بازرگانان برای پیوستن به حزب حاکم و یا " انجام وظایف شخصی"، اخراج مدیران مستقل و در آخر همان اشتباهی که شواردنادزه در تقلب انتخابات کرد.
"سااکاشویلی اوبامای ما بود. پس از 10 سال از حکمرانی شواردنادزه مردم خواهان تغییر بودند. ولی در حال حاضر ما با آذربایجان و ترکمنستان تفاوتی نداریم." اروسی کیتسماراشویلی، بازرگانی که مدیریت شبکه تلویزویونی روستاوی-2را بر عهده داشت چنین نظر می دهد. این شبکه کمک کرد تا مردم 5 سال پیش به خیابان ها بیایند. به همراه زوراب ژوانیا که پس از انقلاب نخست وزیر شد و نینو بورجانادزه- رئیس پارلمان، وی بعنوان یکی از سه عوامل اصلی به قدرت رسیدن سااکاشویلی شمرده می شود. آقای ژوانیا در حادثه ای اسرارآمیز در سال 2005 مرد که برای بسیاری از گرجی ها قتل شمرده می شود. بورجانادزه چندماه قبل از جنگ ماه اوت استعفا داد و هم اکنون خواهان آن است که سااکاشویلی نیز از قدرت برود.
گئورگی خوتسیشویلی، مدیر مرکز بین المللی کشمکش و گفتگو (International Centre on Conflict and Negotiations) می گوید سااکاشویلی و بیش از نیمی از وفادارانش که چنبره رژیم وی را شکل دادند انگیزه هایی بدبینانه برای مجوز فعالیت به روزنامه های اپوزیسیون، تلویزیونهای کوچک و احزاب سیاسی دارند. "این مردم از ابتدا غریزه قدرت طلبی داشتند ولی مجبور بودند از شعارهای لیبرال دموکراتی حمایت کنند. این مردم می خواهند استبداد را مخملی (نرم) کنند." هفته پیش زمانیکه اوباما سوگند می خورد، خوتسیشویلی در سفارت آمریکا بود تا نامه ای را گروههای مختلف اجتماعی تحویل دهد. او اصرار دارد که رئیس جمهور جدید روابط خود را فقط با دولت گرجستان محدود نکند.
اگر تقاضاهای آنها از جنگ اوت دور شده و در حال حاضر هزاران نیروهای مسلح روسی در مناطق مورد مناقشه اوستیای جنوبی و آبخازیا حضور دارند، مخالفان سااکاشویلی بین این دو ارتباطی می بینند. داوید آکوباردیا، مدیر تلویزیون کاوکازیا، مدعی است که رئیس جمهور زمانی به سمت جنگ پیش رفت که ده ها هزار نفر برای اعتراض به انتخابات پارلمان به خیابان آمدند. "او این ماجراجویی را آغاز کرد. او می خواست نفرت مردم به خودش را به نفرت از روسیه تبدیل کند." او متذکر می شود که حتی براساس آمار نظرسنجی انتخابات ریاست جمهوری سااکاشویلی می بایست شکست می خورد.
داوید اوسوپاشویلی، رئیس حزب جمهوری خواه، همین نظر را ملایمتر ابراز می کند. توصیف جنگ اوت بعنوان "پایان منطقی" بر دستکاری سیاست داخلی گرجستان می داند. وی می گوید:"تا ماه اوت 80% از مسئولیت جنگ بعهده طرف روسی بود. آنها گام به گام در حال تصرف این مناطق در گرجستان بودند. طی شب هفتم ماه اوت {زمانی که نیروهای مسلح گرجی شهر تسخینوالی، مرکز اوستیای جنوبی را بمباران کردند و وارد آن شهر شدند} 70% تقصیر بر عهده سااکاشویلی افتاد.
حالت (مود) استفعا گریبانگیر اکثر گرجی ها شده است. درنتیجه جنگ، اوستیای جنوبی و آبخازیا همچون ده سال گذشته از دست رفته اند که اگر نه برای همیشه. کارکنان سازمان های کمک های بشر دوستانه خارجی با تماس با آوارگانی که از سال 1990 از این دو منطقه آمده اند نقل قول می کنند که رویای آنها برای بازگشت به کاشانه خود با جنگ ماه اوت درهم شکست. برای موج جدید پناهندگان، تلاش برای بازگشت به زندگی و پیدا کردن شغل، شوک بی خانمان شدنشان آنقدر طاقت فرسا است که به آنها اجازه گمانه زنی برای بازگشت مشروط را نمی دهد. اما در اینجا نیز انتقادات شدیدی به سااکاشویلی می شود. "شما اروپایی ها و آمریکایی ها این رئیس جمهور را نشاندید. لطفا وی را بردارید" این را زنی در کلبه ای که دولت برای زندگی بی خانمان ها مشخص کرده به من گفت. وی خواست نامش فاش نشود.
وزیران انتقادات را مردود دانسته و سرزنش کنندگان را به غرولند کنندگانی توصیف می کنند که همیشه قدرت بیشتری خواسته و یا دولت را برای غنی کردن خود می خواهند استفاده کنند. آنها (وزیران) اصرار دارند که مسکو جنگ را شروع کرد. تیمور یاکوباشویلی، وزیر "استقرار آوارگان" می گوید هدف ارتش آزاد سازی تسخینوالی نبود بلکه عملیاتی جنگی بود تا مانع تجاوز روسیه شود که در حال پیشرفت بود. "اگر شما می خواهید از روستاهای گرجی شمال تسخینوالی دفاع کنید، تنها راه آن گذر از تسخینوالی است. روسها ممکن بود در تفلیس ظاهر شوند اگر ما به تسخینوالی نمی رفتیم. ما بر زمان پیروز شدیم و توانستیم روسها را در گذر سرتاسری گرجستان پیشاپیش متوقف کنیم."
اینکه اوباما این دیدگاه را تایید کند و یا نظر اپوزیسیون را، در آینده مشخص خواهد شد. نکته وخیم آن است که در تابستان گذشته تصویر دموکراسی کوچک در تلاش برای مقاومت در برابر نشانه های شهوت بزرگ ترک برداشت. گرجیان بیشتری می پرسند چرا ما در شرایط جنگ قرار گرفتیم و آیا رئیس جمهورشان قابل اعتماد هست. گروه اوباما و همچنین دولت های اروپایی باید بخوبی گوش فرا دهند.

۰۶ بهمن ۱۳۸۷

ماجرای جنجال سد Engurhesi در گرجستان- خراجی به روسها!؟

کسانی که اخبار مربوط به قفقاز و بویژه گرجستان را دنبال می کنند شاید مطلب پایین برایشان جالب باشد که پس از آتش بس موقت ماه اوت سال گذشته و پیامدهای آن در حال حاضر ارتباط دو کشور روسیه و گرجستان در چه سطحی است؟! و یا اینکه سیاست سااکاشویلی در قبال همسایه شمالی چگونه پیش رفته است؟ در این خصوص خبری را در مورد همکاری جدید دولت گرجستان و روسیه برایتان نقل می کنم که مفاد آن جنجالی بزرگ را از طرف گروه اپوزیسون در پی داشته است. نقل قولهای مستقیم در متن اصلی و ترجمه در گیومه " " آورده شده است.

მემორანდუმი ენგურჰესის ერთობლივი მართვის შესახებ სააკაშვილის მიერ პუტინისთვის გადახდილი ხარკია.


یادداشت تفاهم برای مدیریت سد آبی استراتژیکی Engurhesi نوعی خراجی است که سااکاشویلی به پوتین میدهد.

در پایان ماه دسامبر بین وزارت نیرو و شرکت روسی "اینتررائواس" مبنی بر بهره برداری از سد "انگورهسی" تفاهم نامه ای امضا شده خراجی از طرف رئیس جمهوری گرجستان به روسیه است تا وی را در این سمت ابقاء کنند. در این خصوص رهبر اتحاد احزاب "راست های نو" و "جمهوری خواهان" آقای داوید گامقرلیدزه در کنفرانس مطبوعاتی خود سخن گفت.
" 28 دسامبر در فضای رازآلود بین وزارت نیرو و شرکت دولتی بر مدیریت اشتراکی تفاهم صورت گرفت. براساس این تفاهم نامه "اینتررائوس" نه تنها مدیریت سد و نیروگاه آن، توزیع و پخش انرژی تولید شده بلکه صادرات و ترانزیت تمام انرژی تولید شده در سطح گرجستان به این شرکت واگذار شد. کنترل انرژی گرجستان و ترانزیت آن که همیشه توسط شرکتهای گرجی صورت می گرفت از این پس در اختیار دولت روسیه خواهد بود."
Engurhesiبزرگترین سد نیروگاهی در قفقاز است که بر روی رودخانه انگوری قرار دارد. ارتفاع سد بیش از 272 متر است که در سال 1977 ساخته شده است. توان برق تولید شده نیروگاه آن 1300 مگاوات است. این ایستگاه سالانه 4.2 میلیارد کیلووات برق تولید می کند که 45% تولید انرژی را در گرجستان شامل می شود.
علاوه بر این طبق گفته آقای گامقرلیدزه، "سخنان جنجالی" وزیر اقتصاد در برنامه تلویزیونی "تاک شو" از هرگونه تحملی بدور است که وی در جریان چنین تفاهم نامه ای نبوده و در اینباره از طریق خبرنگاران مطلع شد. "و این زمانی است که دقیقا فنا دهنده مالکیت دولتی همین وزارت اقتصاد است".
طبق گفته گامقرلیدزه این سخن نشان از هرج و مرجی کامل در کشور است و این باعث می شود که نتایجی مهم بدست آو.ریم. وی این اعمال را از طرف رئیس جمهور کشور بعنوان نقض قانون و جرم نامید.
رئیس حزب خاطر نشان ساخت که این موضوع را علنی نکردن همگانی مفاد تفاهم نامه قوت می بخشد. علاوه براین آنها خواستار منتشر ساختن اصل این تفاهم نامه برای همگان هستند.
"مادامی که موارد تفاهم نامه برای ما نامعلوم باشد به خود حق می دهیم که این توافق بین سااکاشویلی و پوتین نوعی خراجی است تا وی در مقامش ابقا شود".
وی همچنین اظهار کرد که بر اثر این توافق نامه ممکن است مدیریت راه آهن و خط لوله گاز نیز به دست شرکت دولتی روسی بیفتد مساله ای که روسیه همیشه به دنبال آن بوده است.
گامقرلیدزه به دولت روسیه اخطار کرد که توافقات این چنینی با دولت فعلی گرجستان که با انتخاباتی تقلبی سرکار است مشروعیت نخواهد داشت.
"در هرحال، در آینده ای نزدیک زمانیکه گرجستان را تغییر خواهیم داد، چنین توافقاتی تجدیدنظر خواهند شد."
براساس تفاهم نامه امضا شده، وزارت نیروی گرجستان با شرکت دولتی روسی در حال مذاکره برای مدیریت متفق سد و نیروگاه Engurhesi است. امضای این قرارداد برای ماه مارس پیش بینی شده است.
توضیح: روز 23 ژانویه رئیس جمهور گرجستان در برنامه زنده تلویزیونی که حدود 4 ساعت بطور انجامید به سوالات شهروندان گرجی درباره مسائل مختلف کشور پاسخ گفت. سوالات از طریق تلفن، ایمیل و یا نامه ارسال شده بود. سعی می کنم که منبعی برای اطلاع همگان در این خصوص پیدا کنم و در اختیار شما نیز بگذارم.
وی در جواب یکی از پرسش های مربوط به قرارداد با شرکت دولتی روسی نیز چنین پاسخ داد:
"توافق بر سر مدیریت سد نیروگاهی Engurhesi براساس مصالح و علاقه گرجستان صورت گرفته است چرا که هدف ما این است که درآمد داشته باشیم و بتوانیم برق تولید کنیم. آیا به این شک کرده اید که سااکاشویلی با روسها مصالحه کرده است؟؟"
از طرفی رئیس جمهور خود خوانده جمهوری آبخازیا- سرگی باغاپش از این تفاهم نامه به شدت انتقاد کرده و نگرانی خود را از مدیریت گرجی ها بر این سد که در مرز این منطقه و دیگر قسمت گرجستان واقع شده را ابراز کرده است. وی اعلام کرده است که "با اینکار گرجی ها می توانند در مورد مالکیت خود بر این زمینها ادعا کنند امری که از طرف ما غیرقابل قبول است. ما حاضریم با شرکت دولتی روسی مذاکراتی را در این خصوص انجام دهیم."

پی نوشت: این ترجمه ای آزاد از خبری مندرج در سایت newsgorgia است و نشانگر هیچ چیزی نیست جز اطلاع رسانی و اطلاع رسانی و یک مورد دیگر نوع ترجمه من! : )

۰۵ بهمن ۱۳۸۷

فونت گرجی- AcadNusxuri

امروز روشی برای نوشتن با فونت گرجی در برنامه آفیس می خواهم به شهروندان گرجی زبان معرفی کنم. در این روش بر خلاف روش معمول که باید زبان برنامه را به گرجی تغییر دهید، در این حالت زبان همان انگلیسی بوده و فقط کافی است فونت را تغییر دهید و براساس حروف انگلیسی شروع به تایپ کنید. نام این فونت AcadNusxuri است که از این سایت می توانید آنرا دانلود کرده و نصب کنید. دیگر فونت ها را نیز ببینید.
برای مثال:
A-ა s-ს d-დ e-ე

و الی آخر... منتها همانطور که می دانید برخی حروف گرجی در انگلیسی وجود ندارد. برای تایپ این حروف کافی است دکمه شیف را به حرف همسان آن اضاف کنید تا حرف مورد نظر تایپ شود:
Shfit + s= შ

می توانید از جدول زیر نیز کمک بگیرید.

۰۲ بهمن ۱۳۸۷

سوپرای گرجی - دستور غذایی سبزیجات ბოსტნეული

به توصیه یکی از خوانندگان خوب و تقریبا جدید که همیشه توصیه هاش رو از من دریغ نمی کنه، چند غذای گرجی رو که با سبزیجات این فصل آماده میشه و بسیار ساده و آسان نیز هست به شما معرفی می کنم.
این غذاها می توانند برای کسانی که رعایت شام سبک رو دارند غذایی مفصل و انرژی زا باشه و هم بعنوان پیش غذایی سرد سرو بشه.

اسفناج و برگ چغندر با مغزگردو ბოსტნეული
اسفناج را خوب شسته و با حرارتی ملایم بپزید. آب اضافی را بگیرید (آب را نگه دارید) و آنها را چرخ کنید. پیاز را بسیار ریز خرد کنید. نمک و مغز گردو، سیر، گشنیز و فلفل را با هم خوب بکوبید و در سرکه حل کنید. به اسفناج کمی آب را که از قبل نگه داشتید اضافه کنید را کمی از حالت جامد و سفتی خارج شود. بعد به آن مواد مغز گردوی خرد شده را اضافه کنید و خوب بهم بزنید. توجه داشته باشید که مواد حاصل نباید شل باشد. تقریبا به غلیظی ماست کیسه ای شده. غذا را روی بشقابی گذاشته و فرم دلخواه و یا گرد به آن بدهید. روی آن جعفری خرد شده بریزید. همچنین دانه های انار برای تزئین این غذا مناسب هستند.
1 کیلوگرم اسفناج
200 گرم پیاز
2 لیوان مغز گردو
3-4 عدد سیر
1 بسته سبزی
نمک و فلفل بدلخواه
سرکه 5-6 قاشق غذاخوری

همین غذا را می توان با برگهای چغندر درست کرد با این تفاوت که به مغز گردو باید شوید و نعنا بجای گشنیز اضافه کرد.


لوبیای قرمز و مغزگردو
لوبیای قرمز را به نحوی بپزید که به اصطلاح وا نرود! آب لوبیا را در ظرفی نگه دارید. مغزگردو، سیر، فلفل سبز، کرفس، مرزه، گشنیز و تخم گشنیز(کمی بعنوان ادویه) را خوب بکوبید (یا با دستگاههای غذاساز امروزی ریز ریز کنید) این مواد را در آب لوبیا حل کنید. این مواد و دانه های انار را به آرامی در لوبیا مخلوط کرده و سرو کنید.
500 گرم لوبیای قرمز
1 لیوان مغزگردو
4 عدد سیر
گشنیز-کرفس- مرزه هرکدام 3 بسته
1 عدد انار،
1 عدد فلفل سبز و نمک
دیگر غذاهای گرجی را در اینجا بخوانید.
حاجیه محبوب جان از دوستان وبلاگی من در کامنت درخواست کردند که تلفظ نام گرجی این غذاها را نیز بنویسم. چشم. این هم برای شما:

წითელი ლობიო ნიგვზით - tjiteli lobio nigvzit-لوبیای قرمز و مغز گردو
ჭარხლის ფოთლის მხალი - jarkhlis potoli mkhali-خوراک برگ چغندر
ისპანახი ნიგვზით - ispanakhi nigvzit-اسفناج با مغزگردو

۳۰ دی ۱۳۸۷

کارنامه "اعمال" وبلاگ پپلا

با شروع چهارمین سال وبلاگ نویسی من و از اونجایی که باید جوجه ها رو توی ماه دسامبر قبل از پایان سال می شمردم یک نگاه کوتاه به وبلاگم در سال گذشته خواهم داشت تا هم گزارشی باشه برای خودم و هم ارائه دادن کارنامه اعمال برای خوانندگان. (جوجه های پارسال)
بطور متوسط ماهانه 14 پست نوشته ام که بیشترین آن با 26 عدد در ماه اوت است. حتما به خاطر دارید که در این ماه چه بر منطقه قفقاز رفت و طبعا فعالیت من نیز به آن ربط داشته است. علاوه بر اینکه بیشترین بازدید (800 بار) در روز 26 اوت بوده که تاکنون رکورد بیشترین بازدید وبلاگ نیز است. این تعداد بازدید کننده به خاطر پست "سایت چنگال روسی" بود که در وبلاگها- گوگل خوانها و سایتهای مختلف لینک پیدا کرد.
بیشترین کامنت را پست "سایت چنگال روسی" گرفت که در آن نظرهای متفاوتی بیان شد.
همین طور یکی از پر بازدیدن ترین ها پست "بسوی آوونلی" بود که درباره سریال قصه های جزیره پخش شده از شبکه تلویزیونی ایران توضیحاتی داده بودم.
تعداد کل بازدید کننده تاکنون از مرز 22 هزار گذشته است البته اگر آن چندهزار بازدید را که با تنظیم مجدد آمارخوان حذف شدند در نظر نمی گیریم.
20هزارمین بازدید در ساعت 11:15 و در تاریخ 12 نوامبر از isp دانشگاه تهران-انفورماتیک صورت گرفت. نمی دانم کیست وگرنه باید هدیه ای می گرفت!
در ماه می و اکتبر بدلایلی از نوشتن سر باز می زدم ولی با تجدید قوا شروع به نوشتن چندباره کردم.
مطالب بنا به شرایط خودم و دلتنگی هایم، اوضاع و احوال روزگار و اخبار بدست آمده متنوع بوده است. ضمن اینکه توصیه ها، سفارشات و تذکرات خوانندگان را سعی کردم در نظر بگیرم.
در این سال وبلاگم از حالت شخصی و گوشه تنهاییم بطور کلی خارج شد و راهی دیگر را در پیش گرفت گرچه هر از گاهی "غرغرهای" مرا و "دلتنگی هایم" را خواهید شنید.
یکی از مواردی که مرا متعجب می کند جستجوی چندین و چندباره کلمه "پپلا" در گوگل و رسیدن به وبلاگ من است. ظاهرا خواننده ای آدرس وبلاگم را هربار فراموش می کند و با جستجوی دوباره کلمه پپلا به مقصد می رسد!! :دی
با لینکهای متفاوت به مطالبم خواننگانی جدید و شاید همیشگی پیدا کردم که هر از گاهی به نوشته هایم واکنش نشان می دهند و این باعث می شود هربار نیرویی تازه برای نوشتن پیدا کنم.
از همه شما سپاسگزارم.

غرغر امروز

الو ......... الو.... صدا میاد؟ از توی قوطی دارم حرف می زنم.
بازی جالبی بود.!
می دونی علاوه براینکه صفاتی دارم شبیه موجودی کوهان دار! ولی نسبتی هم با ایوب دارم تا یک چیز را ثابت کنم.
دستت را بده تا بچرخیم.

جنجال و ابهام بزرگ در "ده نفر برتر گرجی"

برنامه تلویزیونی Best Georgians باعث جنجالی بین نمایندگان اجتماع و نمایندگان کلیسای گرجستان شده است. همانطور که از لیست ده نفره اول، قبلا برایتان گفتم تعدادی از افراد به علت خدمات ارزنده و شایان خود به مملکت و مردم گرجستان توسط کلیسای گرجی بعنوان "مقدس" نایل شده اند. گرچه آنها اغلب اشخاصی هستند که سروکاری با کلیسا و مذهب نداشته و فقط در راستای حفظ فرهنگ، زبان و ملیت گرجی مبارزه کرده و اشخاصی بوده اند به اصطلاح گرجی ها "nation face".
بحث و جدل زمانی آشکار و در سطح جامعه علنی شد که اسقف - پاتریارک گرجستان- ایلیای دوم از مدیران این برنامه خواست افراد مقدس را از لیست خارج کند چرا که شکل مسابقه و درجه بندی "مقدسین" کاری است اشتباه و شاید هم "گناه"! این سخن پاتریارک طرفدارانی در جامعه و برگزارکنندگان نیز پیدا کرد و جامعه را به چالشی کشاند که یک طرف خواستار خارج کردن نامهای مقدس از لیست و طرفی دیگر خواستار بی طرف بودن برنامه و ادامه کار بصورت قبلی هستند.
در برنامه تلویزیونی "تاک شو" روز جمعه مورخ 16 ژانویه جدلی تمام عیار و شفاف بین طرفداران این پروژه و مخالفان نحوه برگزاری آن انجام شد. برنامه، برای مشاهده در سایت پروژه بصورت آنلاین موجود است. من فقط توانستم قسمت اول از چهار قسمت برنامه آنروز را ببینم که فوق العاده جالب و آموزنده بود. این برنامه مرز تحمل ها و برگزاری گفتگوهای شفاف و بحث انگیز را بخوبی نشان میدهد.
قسمتی از بحث و نظرات را در پایین مشاهده می کنید.
طرف اول می گوید: اشتباه زمانی ایجاد شد که به مقدسین جایگاههای ترتیبی میدهیم. بین آنها ارزش گذاری می کنیم، درجه بندی مشخصی انجام میدهیم و سعی میکنیم آنها را به نحوی وارد این لیست ده نفره بکنیم. وقتی کسی را کلیسا مقدس اعلام می کند براساس قوانین و رسوم کلیسا برای آنها دعا و نیایش مخصوص نوشته می شود که جزو دعاهای رسمی خواهند شد. پس دیگر نمی توان آنها را جزو "اشخاص ملی" شمرد چرا که شان آنها متفاوت خواهد شد. و نباید مانند دیگر اشخاص آنها را در شکلی از مسابقه و مقایسه قرار داد.
طرف دوم اعتراض می کند که: سخن از "مسابقه"و رده بندی بین مقدسین است! ده فرمان نیز شماره گذاری شده است چه کسی می تواند اعلام کند که فرمان اول مهمتر است یا دهم! این فقط شماره گذاری است و همه از اهمیت یکسانی برخوردار هستند. حتی شما وقتی وارد کلیسا می شود شمایل های مقدسین در مکانهای مختلق کلیسا نصب شده و ابعاد مختلفی دارند همه که از یک جایگاه برخوردار نیستند! آنها قبل از اعلام "مقدس" شدن توسط کلیسا افرادی عادی بودند که خدمات باارزشی به کشورشان کردند و وظیفه ما است که آنها را به نسل جوان امروز بشناسانیم. بحث نکردن در مورد آنها و یا از لیست خارج کردنشان به یکی از اهداف این برنامه لطمه وارد خواهد کرد نباید آنها را "مصون از هر بحثی" کرد. سوالی که ناگهان برای برخی پیش می آید این است که روی تعدادی از اسکناس های رسمی کشور گرجستان عکس همین "مقدسین" چاپ شده است! حکم این چیست!؟
آیا باید این اسکناس ها را تحریم کنیم! و اصلا هدف از چاپ عکس آنها غیر از در افکار ماندن این افراد و خدماتشان در یاد و خاطره مردم چیز دیگری بوده است؟
(نماینده کلیسا در این مورد پاسخ داد: گرچه نحوه سوال اشتباه است ولی اینکار نیز از نظر کلیسا گناه است!!!!!!)
در پایان برنامه یکی از مدیران شبکه اول گرجستان و برگزارکنندگان اعلام کرد که این شبکه طبق اساس نامه و قانون بی طرفی خود را از هرگونه تذکر و دستور اعلام می کند گرچه همه نظرات و پیشنهادات را در این خصوص می پذیرد . برنامه به شرطی ادامه پیدا خواهد کرد که طبق روش قبلی پیش برویم و لیست ده نفره هیچ تغییری را شامل نشود در غیراینصورت مجبور به متوقف شدن آن خواهیم شد. بهر حال سعی می کنیم راهی را پیدا کنیم که مناسب حال همه باشد.
همچنین در سایت این پروژه اعلامیه ای گذاشته شده که قسمتی از ترجمه آنرا در پایین خواهید یافت:

تنها و تنها هدف پروژه تعمیق بخشیدن به اطلاعات فرهنگی-تاریخی قسمت اعظمی از جامعه بخصوص در میان جوانان است. بیدار کردن علاقه نسبت به تاریخ خود، خدمات مشاهیر گرجی هدف ماست تا همگان حس کنند و بدانند که با چه و براساس چه چیزی تا به امروز رسیدیم...
و اما در مورد رتبه بندی: پروژه هیچ ادعایی بر یافتن نتیجه و حاصلی در سطح ملی-تاریخی ندارد و یا قصد "دوباره نوشتن" تاریخ دارد. چراکه سخنی است خنده دار. این پروژه در 26 کشور جهان اجرا شده و مثل دیگر کشورها در اینجا نیز هدفش "تست حافظه تاریخی"، نوعی "تصویر" از شرایط اطلاعات عمومی و ایدئولوژی ملت است. تعیین کردن اینکه اکثریت جامعه به چه کسی بیشترین اولویت را می دهد و درباره چه کسی مطلع است و درباره چه کسی خواهان اطلاعات بیشتری است.
برگزار کنندگان پروژه خالصانه آرزو دارند که با اینکار جشن افکار و دانسته ها برگزار گردد که در آن هر شهروند گرجستان شرکت خواهد کرد. متاسفانه براساس نامشخصاتی در جامعه خطر ایجاد تقابل برزمینه های مذهبی شروع به ایجاد است. از تمام اقشار جامعه تقاضامندیم وارد چنین تقابل هایی نشویم که باعث ایجاد شرایطی خطرناک و نتایجی نامطلوب برای جامعه و کلیسا شود. بطور ساده به این مسئله بنگریم و بکوشیم راهی مناسب پیدا کنیم.

پی نوشت: با هم به پیگیری اخبار این پروژه خواهیم نشست تا ببینیم این جدل را که کلیسای گرجستان آغازگر آن بدین شکل بوده چگونه به پایان خواهند رساند؟! آیا در سرزمین های شرقی این پروژه محکوم به متوقف شدن است؟ آیا جنجال خاص این برنامه است تا افکار و اندیشه های پنهان هر جامعه معین و مشخص شود؟ اگر علاقمند هستید در اینمورد مطلع شوید پس مشترک فید این وبلاگ شوید. (:دی نوع تبلیغ رو داشته باشید!)


پس نوشت مورخ 8 بهمن: The Moscow Times در مقاله ای این جنجال را بررسی کرده است.

۲۷ دی ۱۳۸۷

سرگذشت ماءالشعیر خوب- კარგი ლუდის თავგადასავალი

تاریخ پیدایش تمدن و تولید ماءالشعیر (ظاهرا نامی عربی برای این نوشیدنی نباید باعث جلب توجه تبخیرچیان شود! :دی) تقریبا همزمان است. حتی 10 قرن قبل از میلاد مسیح ساکنین میان رودان (یا همان بین النهرین) 70 روش مختلف تولید این نوشیدنی را می دانستند. در آن دوران اگر کسی جرات می کرد به ماءالشعیر آب اضافه کند به مرگ محکوم می شد و در همان ظرف نوشیدنی خود غرق می شد!
رومیان قدیم آنرا هدیه از طرف الهه پرباری محصولات می دانستند و برایش آوازهای مذهبی نیز ساخته بودند. قوم کوچ نشین سکاها در مورد آوازها هیچ تصوری نداشتند درعوض از یونانی های و رومی های با فرهنگ، ماءالشعیر را بهتر آماده می کردند. مطلبی که در سفرنامه های یونانی های به صراحت ذکر شده است.
خلاصه اینکه در تاریخ تمدن جهانی هیچ ملتی را نمی توان یافت که روش تولید ماءالشعیر را نداند. استثنا فقط بومیان استرالیا (اب اریجینال) می باشند که حین نوشیدن با دوستان ترجیح می دادند آنها را نیز بخورند!
ماءالشعیر تولید شده توسط پیشینیان ما (مترجم- منظور گرجی هاست) به همان اندازه با نوشیدنی های امروزی سنخیت دارد که تیرو کمان به کلاشنیکف! آن نوشیدنی نه کف سفیدی داشت و نه رنگی طلایی داشت. آن فقط نوشیدنی چسبناک و تیره ای بود با مزه خمیر ترش شده. ماءالشعیر آنروزه حتی تلخی خاص این نوشیدنی را نداشت.

رازک باواریایی
معروف است که تلخی ماءالشعیر با افزایش رازک بدست می آید. در اروپا تا قرن 9 کسی دراینباره چیزی نمی دانست. تا آن موقع در این نوشیدنی هزار نوع "آشغال" می ریختند، مثلا برگ بو. برای اولین باواریایی ها رازک را به تولید ماءالشعیر اضافه کردند و نام بزرگ ماءالشعیر باواریایی نیز از همینجا می آید.
براساس حکایتی آلمانی نوشیدنی رازک دار را شاهی داستانی بنام گامبرینوس ساخت. وی پروتوتایپ واقعی نیز داشت، عاشق بزرگ این نوشیدنی هرتسوگ یان پریموس بود. در سالهای 1515-16 هرتسوگ باواریایی ویلهلم "قانون ماءالشعیر پاک" را تعیین کرد که براساس آن ماءالشعیر واقعی شامل جو، رازک و آب بود.

معالجه یا م.ستی؟
بطور تشریحی ماءالشعیر نوشیدنی با درصد الکلی کم و خنک کننده است که اشتهاآور نیز می باشد و باعث مرتب کردن کار معده نیز می شود. حتی در گذشته نیز از اثرات دارویی آن اطلاع داشتند. با ماءالشعیر گرم درد دندان را آرام کرده و گلودرد را درمان می کردند. جنگجوها آنرا برای از بین بردن خستگی بر پاهای خود می مالیدند. همچنین این نوشیدنی را به کسانی که از لحاظ جسمی و روحی ضعیف شده بودند می خوراندند.
امراض کبد، کلیه و وبا را درمان می کردند. تا قرن 19 در بیمارستانهای تمام اروپا علاوه بر داروهای بیماران سهمیه ای از ماءالشعیر نیز می دادند.
امروزه بر اثرات دارویی این نوشیدنی بسیار بحث می کنند. براساس تاییدات برخی این نوشیدنی از تشکیل سنگ کلیه جلوگیری می کند، سیستم ایمنی بدن را قوی کرده و پرزهای داخلی روده و معده را بازسازی میکند.
اما طبق نظر برخی دیگر ماءالشعیر باعث افزایش وزن، کاهش فعالیت و گسترش سرطان می شود. گناه افزایش وزن درست نیست چرا که از لحاظ کالری از نوشیدنی های آب میوه بیشتر نیست. لازم به ذکر نیست که فانتا و کوکاکولا را بیش از 3-4 لیوان نمی توان نوشید درحالیکه 3 لیتر ماءالشعیر را به راحتی بدون هیچ دردسری نوشید.

ماءالشعیر واقعی
برای تهیه ماءالشعیر واقعی سه ماده اولیه لازم است- آب، جو و رازک. آب حدود 90% نوشیدنی را شامل می شود و به خاطر همین سبکی و طعم ان اثری چشمگیر در نوشیدنی خواهد داشت. تعویض درصدی از جو با دیگر دانه ها مثلا گندم ممکن است. همانطور که در نمونه های آلمانی وایسبییر و وایزنبییر انجام میگیرد.
ماءالشعیر گندم دو مرحله ای است که در آخر نوشیدنی ای نرم و خوش طعم حاصل خواهد شد.
علاوه بر گندم گاهی در ماءالشعیر برنج، آرد سیب زمینی، شکر و جوانه گندم اضافه می کنند. برای تهیه ماءالشعیر تیره رنگ جو را بو می دهند تا شکر به کارامل تبدیل شود. تلخی نوشیدنی با درصد رازک نسبت مستقیم دارد و هرچه کمتر باشد شیرین تر خواهد بود.
علاوه بر اینها هر شرکتی برای تولید محصول خود روشی منحصر بهفرد و پنهانی دارد. همچنین ماءالشعیر رژیمی نیز تولید می شود- بودن الکل و کم کالری. قابل ذکر است که این کاری است نجیب اما اگر واقعیت را بگوییم ماءالشعیر صفر درجه و بدون شکر طبیعی- نوشیدنی گازداری است که هیچ سنخیتی با ماءالشعیر واقعی ندارد!

توصیه ها
بر ماءالشعیر واقعی کف بیش از 3 دقیقه نباید بماند. کف سفید رنگ غلیظ باید حباب های کوچکی داشته باشد. بوی آن ویژه است. ماءالشعیر سرد اثرات نامطبوع نوشیدنی های الکلی را از بین می برد.

رکوردها:
از شرکت های تولید کننده ماءالشعیر قدیمی ترین آنها شرکت آلمانی ویهنشتپان است که از سال 1040 میلادی در نزدیکی شهر فریزینگ تاسیس شد.
بزرگترین تولید کننده شرکت آمریکایی ادولف کورس کمپانی در کلورادو است که سالانه دو و نیم میلیارد لیتر ماءالشعیر تولید می کند.
در میان انواع این نوشیدنی نوع انگلیسی فراگ اند پاروتس بیشترین درجه الکل را شامل می شود.
در سال 1918 در آلمان محصولی با کمترین درصد الکل 0.2% تولید می شد. (مترجم- احتمالا در آمار شرکت وطنی بهنوش ما را در نظر نگرفته اند :دی)
یک نروژی بیشتری کلکسیون اتیکت های این نوشیدنی را گردآوری کرده است که شامل 350 هزار نوع است.
بزرگترین بار دنیا در مونیخ است که روزانه 56449 لیتر را می فروشد. این بار در سال 1829 تاسیس شد و در سالهای جنگ جهانی دوم تعطیل شد و فقط 1955 بازگشایی شد و امروزه 5500 نفر را در خود جای میدهد.
و در آخر، در سال 1938 در استرالیا، ایالت ویکتوریا طولانی ترین بار دنیا، 91 متر، که 27 دستگاه نوشیدنی را در خود جای می داد تاسیس گردید.

منبع: Presa.ge

music-Fallen Embers



Music: Eithne Ní Bhraonáin - Lyrics: Roma Ryan
Language: English
Once, as my heart remember,
All the stars were fallen embers.
Once, when night seemed forever
I was with you.
Once, in the care of morning
In the air was all belonging.
Once, when that day was dawning.
I was with you.
How far we are from morning.
How far are we
And the stars shining through the darkness,
Falling in the air.
Once, as the night was leaving
Into us our dreams were weaving.
Once, all dreams were worth keeping.
I was with you.
Once, when our hearts were singing,
I was with you.

لذت دیدن برنامه ای حرفه ای- تصورات و یقین؟

این چند روز اخیر کسانی که اهل دنبال کردن خبر باشند حتما پای برنامه های تلوزیونی شبکه بی بی سی فارسی نشسته اند و از دیدن برنامه هایی حرفه ای و متنوع و حتی کیفیتی چشم نواز لذت برده اند.
در معرفی یکی از برنامه های خود بی بی سی تبلیغ برنامه ای بنام "کار انگلیسی هاست" رو داشت که از همون اول سعی کردم که حتما این برنامه را ببینم. و بالاخره دیشب حدود ساعت 12 بامداد این برنامه پخش شد. این برنامه مستند کاری از اقای کریستوفر نویسنده انگلیسی است که پس از سالها زندگی در ایران به زبان فارسی نیز مسلط بود. وی عبارت و شیوه تفکر "کار، کار انگلیسی هاست" را دستمایه تحقیق خود قرار داده و از سریال تلویزیونی دایی جان ناپلئون و نویسنده آن ایرج پزشکزاد سوال خود و کنکاش خود را شروع می کند که چرا ایرانی ها چنین تفکری دارند؟!
دیدن برنامه را اگر تکرار کنند به همه توصیه می کنم. برنامه ای بود فوق العاده خوش ساخت، حرفه ای و زیبا که از دیدن هر لحظه آن لذت می بردید.
آقای کریستوفر در تحقیق خود سوالی را مطرح می کند که آیا ایرانی ها هنوز پس از گذشت سی سال از چاپ شدن داستان معروف ، تصور می کنند کار انگلیسی هاست!؟ که البته در پایان برنامه به نتایجی نشات گرفته از تاریخ روابط دو کشور دست می یابد.
من به آقای کریستوفر می گفتم: ایرانی ها نه تنها "تصور" نمی کنند بلکه "یقین" دارند! :دی

پی نوشت چند ساعت بعد: امشب، جمعه ساعت 9 این برنامه تکرار می شود. از دست ندهید.

دستاورد سفر

یکی از "دستاوردهای" سفرم آوردن دو DVD است. محتویات یکی از آنها برای من و بسیاری از همسن و سالانم نوستالژیک بوده و ما را به دوران کودکی برمی گرداند. زمانیکه که اوقات فراغت خود را با کتاب خواندن و گوش دادن به نوار قصه ها سپری می شد.
اگر همین داستانها را برای بچه های امروزی گذاشته و بخواهیم چند لحظه ای را به داستان گوش دهند به جرات می توانم بگویم که اگر رودربایستی نداشته باشند فکر نمی کنم بیش از 5-6 دقیقه تحمل کنند! روش آموزش و تربیت و علایق امروزی ها تغییر کرده. هر کدام از انها ترجیح میدهند اگر نه پی اس پی بدست که در کنار کامپیوتر و به بازی کردن "گیم"های اکشن و غیره بگذرانند تا داستانی مثل "غنچه گل سرخ" را تا آخر گوش دهند! و یا آیا می توانند نتیجه و مفهوم اصلی داستان جن پینه دوز را دریابند!؟
بگذریم.
قبل از سفر لینک سایت جالبی از داستانهای دوران کودکی بدستم رسید. و با توجه وضعیت سرعت دانلود در ایران و خبرهای "کوسه و کابل و دریا" همیشگی ترجیح دادم لینک را برای ناتیا فرستاده و از او بخواهم اینکار را برایم انجام دهد. او نیز برخی از داستانها که مربوط به شرکت سوپراسکوپ بود را برایم دانلود کرد.
گذشته از این نیز به ناتیا لینک مربوط به سریال مرشد و مارگاریتا را دادم تا برایم دانلود کند. با توجه به اینکه تعداد و قسمتهای سریال آن زیاد بود.
می خواهم مقایسه ای بین سرعت دانلود در ایران و گرجستان داشته باشید. در نظر بگیرید که هنوز خطوط تلفنی و مخابراتی در گرجستان قدیمی است و به تازگی شروع به تعویض کابل ها و تبدیل به کابل نوری کرده اند.
وقتی تفلیس بودم هنوز قسمتهایی از سریال مرشد و مارگاریتا برای دانلود باقی مانده بود. بنابراین خودم دست به کار شدم. فیلم ها روی سایت یوتیوب بود. همه 16 قسمت را به یکباره برای دانلود گذاشتم. حدود 20 دقیقه طول کشید.!! سرعت دانلود؟ 380kb/s !! این در صورتی است که سرعت دانلود بطور معمول بین 390-400 بود. اما من در تهران وقتی سرعت دانلودم به 22 میرسه از خوشحالی بال در میارم و گیج و مبهوت به نوار سرعت دانلود ساعتها نگاه می کنم و لذت میبرم!! :دی

۲۶ دی ۱۳۸۷

ادامه سفرنامه

روز چهارم عصر به مهمانی دوست و معلم زبان آلمانی ناتیا رفتیم. ساعاتی را به گپ و گفتگو گذراندیم. متاسفانه به علت سردی شدید هوا و بارش برف تمام روز پنجم را در خانه ماندیم و روز ششم را به تکمیل کارها پرداختم.
شنبه و یکشنبه را به دیدار از دوستان و آشنایان قدیمی گذشت. دوشنبه عصر نیز با سوغاتی "مخصوص" به تهران بازگشتم.
از روزی که برگشتم تا به امروز هنوز نتوانستم چند ساعت مداوم سرپا بایستم. سوغاتی "مخصوص" هم سرماخوردگی شدیدی بود که در زمان ترانزیت پروازها بدتر شد. این را کسانی که صدای "گرم" مرا شنیده اند می توانند صحه بگذارند. :دی
خلاصه اینکه سفر کوتاه من به تفلیس اینبار به دلیل سردی هوا و کارهای اداری محدود به شهر تفلیس شد البته به غیر از سفر به شهر سیغناغی.
تا به امروز نیز هرگونه غذای شلغم دار را امتحان کرده ام. از سوپ و آب پز و حتی "شلغم پلو" را. ولی خبری از درمان نیست که نیست. همان لحظه که فکر می کنم خوب شده ام ناگهان سردردی... و باز همه چیز شروع می شود.

عکس همسایه قدیمی مان را نشان می دهد که در حال یادداشت نوشتن بر کتاب تازه چاپ شده خود برای هدیه به من می باشد کتابش "مقدمه ای بر الکتروتکنیک" نام دارد.

۱۸ دی ۱۳۸۷

روز چهارم- جشن تولد مسیح ალილო

طبق تقویم کلیسای Orthodox گرجی و تغییر تقویم میلادی در قرن 19 تولد مسیح را در شب 6 ژانویه جشن می گیرند و نه در شب 24 دسامبر.
دیشب نیز در کلیسای بزرگ شهر با حضور سیاستمداران، فعالین اجتماعی و عده زیادی از مردم عادی دعا و نیایش و جشن مخصوص تولد مسیح برگزار گردید. ما از طریق تلویزیون قسمتی از برنامه ها را دنبال کردیم.
امروز بنا به سنتی قدیمی در گرجستان حدود ظهر عده ای آوازخوان به خانه ها مراجعه کرده و مردم نیز نذورات و هدایای خود را به آنها (برای قشر محتاج) می دهند. در شهرهای بزرگ و طبق رسوم جدید در این روز آوازخوان های کلیسا و مردمی به همراه هدایای خود از میدان اصلی شهر به سمت کلیسای اصلی می روند. در این مسیر مردم کم کم به گروه آوازخوان پیوسته و شادی کنان به مسیر ادامه می دهند. براساس رسم قدیمی ارابه های متنوع هدایای مردم و نذورات را حمل می کردند.
سپس با رسیدن به کلیسا اسقف بزرگ شهر هدایا را تطهیر کرده و به مستمندان هدیه می کند.

روز سوم و چهارم- اداره های دولتی تفلیس

برای انجام کاری به همراه ناتیا و همسرش به چندین اداره دولتی رفتیم. ساختار اداره ها تغییر کرده ولی هنوز فرصت برای تصحیح روشها وجود دارد. بقول ناتیا کارمندان هنوز در فضای شوروی قدیمی بسر می برند و کار کردن برایشان کمی ناگوار است!!! :دی ولی در بانکها شرایط متفاوت تر است و خدمات نیز بهتر ارایه می شود. بهر حال خدا را شکر کار اداری ما به سلامتی و "بدون هیچ مشکلی" تمام شد و روزهای آتی را دوباره به گشت و دیدار دوستان و آشنایان قدیمی خواهم پرداخت.

معرفی وبلاگ

توسط نظرات وبلاگم با یکی از محققان تاریخ روابط ایران و گرجستان آشنا شده ام. ایشان آقای چایچی می باشند که به تازگی از کنفرانسی در گرجستان بازگشته اند. وبلاگ ایشان را برای خوانندگان خود نیز معرفی می کنم و خواندن آنرا به همه پیشنهاد می کنم.
وبلاگ ایران و گرجستان

روز دوم سفرادامه- سیغناغی

در ادامه نماهایی از شهر را خواهید دید. راستی دور شهر را بارویی قدیمی فرا گرفته بود که در قسمتهای جنوبی هنوز این باروی استوار به شهر حس محفوظ بودن در برابر حملات دشمن می دهد.
هنگام عصر مه تمام شهر را فراگرفت. صبح که از خواب بیدار شدیم متوجه شدیم که شهر باز سفید پوش شده است. برآمدن آفتاب در این شهر بسیار زیباست. اگر سفری به گرجستان داشتید اقامت در این شهر و صبحگاه آنرا از دست ندهید.
اولین ون به سمت تفلیس ساعت 9 صبح حرکت می کند.

روز دوم سفر- سیغناغی

از شب قبل تصمیم گرفتیم که روز یکشنبه سفری کوتاه به شهر توریستی و کوچک سیغناغی داشته باشیم.
در مورد شهر سیغناغی در پستی جداگانه گفته ام.
صبح حدود ساعت یازده در نزدیکی ایستگاه مترو سامگوری و در ایستگاه ون بودیم. از این ایستگاه هر دو ساعت یکبار یک ون به سمت شهرهای شرق گرجستان حرکت می کند. قیمت سفر برای هر نفر 6 لار (نرخ دلار-لار 1.67 است). مدت زمان سفر با توجه به مسیر برفی و هوای زمستانی 2 ساعت طول کشید.
وقتی به نزدیکی شهر رسیدیم برای لذت بردن از هوای تمیز و چشم اندازهای زیبا تصمیم گرفتیم کمی پیاده روی کنیم.
در ابتدای ورودی قسمت توریستی شهر چند مهمانسرا و رستوران گرجی قرار دارد. کمی جلوتر نیز کارگاه نقاشی یک آمریکایی وجود دارد که از 13 سال پیش ساکن این شهر شده است. گالری نقاشی وی در ساختمانی قدیمی که حدود 300 سال پیش ساخته شده وجود دارد. پس از توضیحات خانمی که در گالری حضور داشت وی از ما دعوت کرد از زیرزمین و انباری گرجی دیدن کنیم جایی که خم های گرجی برای نگهداری شراب وجود داشت. وی گفت صاحب این مجموعه حدود 10 هکتاری از تاکستانهای این منطقه را خریداری کرده و به زودی شراب تولیدی به نام "اشکهای قرقاول" به بازار خواهد آمد.
سپس به گشت شهر ادامه دادیم. شهر سیغناغی روی تپه ای مشرف بر دشت آلازانی قرار دارد و طبعا کوچه و خیابان های آن شیب دار هستند. بچه ها از تعطیلی و برف موجود در خیابانها استفاده کرده و در حال سورتمه بازی بودند. (یادش بخیر جوانی....)
پس از کمی گشت در شهر تصمیم گرفتیم شب را همانجا بمانیم و فردا صبح به تفلیس برگردیم.
پس از ناهار که در رستوران ورودی شهر خوردیم باز به گشت ادامه دادیم و بعد جایی را برای اقامت برگزیدیم.
هتلی که ما انتخاب کردیم در کل با توجه به شرایط مناسب بود. سیستم گرمایش و آب داغ داشت و خیلی تمیز هم بود. صبحانه نیز مناسب و تقریبا کامل بود. قیمت اتاق تخت دوبل 88 لار بود.

۱۴ دی ۱۳۸۷

روز اول سفر- فروش ویژه سال نو

سفرنامه تفلیس ژانویه سال 2009

روزنوشت ها را بطور خلاصه و با عکس های مربوطه خواهم نوشت و در برگشت آنها را بنا به متن و اتفاقات تکمیل خواهم کرد.

صبح ساعت 9 به وقت تهران به تفلیس رسیدم. مثل بار قبل استقبال ناتیا و همسرش در انتظارم بود. اینبار بدون هیچ مشکلی مرز فرودگاهی تفلیس را گذشتم.
حدود ظهر به گشت تفلیس و پیاده روی رفتیم. در واقع به فروشگاههای "مارک دار" که فروش و حراج سال نو با تخفیف های ویژه داشتند سر زدیم :دی. !!! باید از فرصت و کمی وقت نهایت استفاده را بکنم!
عکس میدان آزادی و مجسمه مادر کارتلی را نشان می دهد.