۰۷ مهر ۱۳۸۷

پهلوان رفت

و خدا هم از او راضي شد.

۳۱ شهریور ۱۳۸۷

باران سيل آساي گرجستان و شايعه سازي دايي جان ناپلئوني من

از پنج شنبه عصرهفته گذشته درمنطقه قفقاز جنوبي و به ويژه گرجستان بارانهاي شديدي شروع به بارش كرد. اولين منطقه اي كه شامل اين بارانهاي خسارت زا شد، غرب گرجستان و جمهوري خودمختار آدجارا- باتومي (در ساحل جنوبي درياي سياه) بود. بارش باران سيل آسا باعث رانش زمين و جاري شدن سيل در سطح چند شهر گرديد. علاوه بر آن طوفاني شدن دريا نيز به بالا آمدن سطح آب در شهر باتومي كمك كرد. متاسفانه باران باعث كشته شدن چندين تن و اعضاي چند خانواده باهم شد.
از طرفي اين جبهه هواي سرد و باراني در حركت به سمت شرق گرجستان كه معمولا آب و هواي گرمتري دارد موجب بارش برف-تگرگ شديد گرديد.
اگر خواننده اين وبلاگ باشيد ممكن است كه مطلب پارسال انگورچيني რთველი يا Vintage در گرجستان را در اين فصل به خاطر داشته باشيد. اين مراسم كه همراه با جشن و فستيوال هاي كشاورزي برگزار مي شود از ديرباز در فرهنگ مردم گرجي اجرا مي شود. شرق گرجستان به خاطر آب و هواي خاص خود تاكستانهاي بسياري دارد كه محصولات آن نيز در جهان بي همتا است.
امسال نيز پس از مصيبتها و جنگ ماه اوت كشاورزان چشم به برداشت محصول خود داشتند. غافل از اينكه طبيعت نيز ظاهرا بر سختي هاي آنها افزود و اغلب محصولات تاكستانهاي كاختي و كارتلي را نابود كرد. فقط خسارت وارده به تاكستان ها در حال حاضر حدود يك ميليون لاري حدود هشتصد هزار دلار برآورد شده است.

و اما ورسيون شايعه دايي جان ناپلئوني:
همانطور كه در بالا نيز اشاره كردم شرق گرجستان آب و هواي گرمتري نسبت به غرب دارد و معمولا بارش هاي كمتري خواهد داشت.
بارش تگرگ-برف اينچنيني در اين وقت از سال و جاري شدن سيل در شرق گرجستان و تفليس (كه سيل تا 3متر ارتفاع داشته است) حادثه اي بود كه به گفته شاهدان امر حداقل در 100 سال اخير سابقه نداشته است!!
از طرفي روسها حدود 3 سال است به خاطر روابط سياسي نامطلوب خود با تفليس ورود شراب گرجي را به روسيه ممنوع كرده اند!! روسيه عمده ترين مقصد صادرات شراب گرجي بود و روسها با اينكار مي خواستند به اقتصاد نوپاي گرجي لطمه وارد كنند. البته در اوايل آنها به هدف خود رسيدند و بسياري از شركتها گرجي ضرر ديدند. اما با ديپلماسي و ابتكار عمل به موقع سااكاشويلي بازارهاي اروپايي و آسيايي سريع جايگزين شدند.
دانش روسها در بارور كردن ابرها و بارش بارانهاي مصنوعي را حتما در مورد مناطقي از ايران نيز شنيده ايد.
منابع علمي و خبري دانش روس ها در باروري ابرها:
1- مركز ملي تحقيقات و مطالعات باروري ابرها
2- همشهري آنلاين
3- سايت آفتاب
4- روزنامه اعتماد

وداع با واخوشتي كوته تيشويلي ვახუშტი კოტეტიშვილი

يك روز قبل از آغاز جنگ قفقاز در گرجستان، شبانگاه 6 اوت گرجستان مردي بزرگ را از دست داد كه وقايع روزهاي بعد اين مرگ ناگوار را تحت شعاع خود قرار داد.
واخوشتي كوته تيشويلي، دانشمند 73 ساله گرجي، داراي دكتراي رشته زبان و ادبيات فارسي- ايرانيست و شرق شناس و مترجم معروف پس از سالها مقابله با بيماري تنفسي دار فاني را وداع گفت.
آقاي واخوشتي يكي از محققين برجسته معاصر گرجي است كه در زمينه زبان مادري- شعرها و ترانه ها و لهجه هاي فولكلوريك مناطق مختلف گرجستان تحقيقات ارزنده اي انجام داده است.
دولتهاي فرانسه، اتريش، ايران و گرجستان نشان هاي تجليل ادبيات خود را به وي اعطا كرده بودند.
"ايرنا: يكي از مهمترين آثار وي ديوان شرقي- غربي است كه در آن اشعار شعراي مشهور ايراني نظير خيام، رودكي، ابوسعيد ابوالخير، سنايي، حافظ، سعدي و جامي با متن فارسي و ترجمه گرجي چاپ شده است.
اين كتاب معروف در سالهاي ‪ ۲۰۰۳‬و ‪ ۲۰۰۴‬ميلادي به عنوان پرفروش‌ترين كتاب گرجستان شناخته و نيز با حمايت سفارت ايران در تفليس در سال ‪۲۰۰۴‬ ميلادي به عنوان كتاب سال اين كشور معرفي شد.
از ديگر آثار و تاليفات اين ايران شناس مي‌توان به "درك اشعار حافظ"، ترجمه رباعيات خيام،"جستجوي ادبي"، ترجمه اشعار جامي، ترجمه كتاب موش و گربه زاكاني، ترجمه اشعار حافظ، "تركيب قافيه فارسي" ، "مجموعه شعر ايراني" و ترجمه اشعار امام خميني (ره) اشاره كرد."
"ميراث خبر: آيين تجليل از يك ايرانشناس برجسته گرجستاني روز جمعه، 13 بهمن ماه، با حضور سفير جمهوري اسلا مي ايران در تفليس برگزار شد.
در مراسم تجليل از خدمات ارزشمند پروفسور واخوشتي كوته تيشويلي، جمعي از ايرانشناسان و استادان زبان و ادبيات فارسي گرجستان نيز حضور داشتند. مجتبي دميرچي، سفير كشورمان در تفليس در اين آيين با اشاره به آثار ارزنده كوته تيشويلي در زمينه زبان فارسي و ايران شناسي، فعاليت هاي وي را نمونه بارزي از روابط عميق فرهنگي ايران و گرجستان ذكر كرد."
در سال 83 با دعوت دولت ايران و در طي سفر خود به ايران آقاي واخوشتي و همسرشان براي آشنايي با گرجيان ايران به يك مهماني خصوصي در منزل خواهرم دعوت شدند. افتخار آشنايي و هم صحبت شدن با ايشان از خاطراتي است كه هميشه در ذهن همه حضار در آن مهماني خواهد ماند. آقاي واخوشتي، صميمي، ساده و همچون ديگر گرجيان زباني طنزآميز داشت. در فرصتي كه داشت براي ما خيام خواني و حافظ خواني را به دو زبان گرجي و فارسي اجرا كرد. از شعرهاي مردمي در گوشه و كنار گرجستان گفت و گرجيان فريدونشهر را نيز براي حفظ زبان مادري خود تحسين كرد و به ما جوانهاي مجلس نيز توصيه هايي كرد. عشق به وطن و سرزمين مادري موضوع اصلي آن مهماني بود كه با شعرهاي خود و ديگر شاعران گرجي اشك را در چشمان همه جاري مي كرد.
روحش شاد.


ساعت شني از سرودهاي ايشان در سال 2003 است. ترجمه آزاد آن (به كمك و راهنمايي هاي سحرجان) را به همراه متن گرجي و تلفظ تقديم مي گردد.
ساعت شني

دهه هفتاد نزیک است
افسوس احساس پیری می کنم
مثل یک ساعت شنی
که از بالا تهی می شود و در پایین لبریز
ذهن من فر سوده می شود
و روحم از کالبد گنه کارم جدا خواهد شد
خالی می شوم
و در پایین تلی از شن مي ماند...




ქვიშის საათი
qvishis saati

მიახლოვდება სამოცდაათი
Miakhlovdeba samotsdaati
და, სამწუხაროდ, ვგრძნობ, რომ ვბერდები.
Da, damtsukharod, vgrdznob, rom vberdebi.
როგორც უბრალო ქვიშის საათი _
Rogorts ubralo qvishis saati-
ზემოთ ვიცლები, ქვემოთ ვბევრდები.
Zemot vitslebi, qvemot vbevrdebi.
ფიქრს მოსწყინდება რიალ-რიალი,
Pikrs most'ghindeba rial-riali,
სულს გაეყრება ცოდვილი ხორცი.
Suls gaeghreba tsodvili khortsi
დავრჩები ზემოთ სიცარიელე,
Davrchebi zemot sitsariele,
ხოლო ქვემოთ კი _ პატარა ბორცვი.
Kholo qvemot ki- patara bortsvi.

additional information: Vakhushti's biography and pictures

۳۰ شهریور ۱۳۸۷

پپلاي پروكاريوتي

دلم مي خواد بروكلي باشم- در حد نخود
نه سيستم نوروني نه چيزي
همون پروكاريوت اوليه...

۲۸ شهریور ۱۳۸۷

پيش بيني اقتصاد روسيه با كاهش قيمت نفت- طنز

متن طنز پايين برگرفته از وبلاگ گرجي زبان "كلاغ بزرگ" است در مورد اثر روند نزولي قيمت نفت بر اقتصاد كشورهاي وابسته به آن و نحوه عكس العمل سياسي آنها نسبت به وقايع. چنين پيش بيني را مي توان به كشورهاي "ديگر" تعميم داد. :دي

همانطور كه مي دانيد (و شايد هم ندانيد) قيمت نفت در حال كاهش است و بنابراين اقتصاد متكي به نفت روسي نيز رو به سقوط است... خيلي ناراحت شدم. از چنين واقعيتي نگرانم. بيچاره ها.... حالا هر طور كه هست! در يكي از فروم ها پيش بيني جالبي پيدا كردم و اميدوارم كه به زودي به واقعيت مي رسه!

واكنش روسيه
نفت 145 $- بايد نظام جهاني را بررسي مجدد كنيم
نفت 130 $- مسكو بايد مركز مالي جهان باشد.
نفت 120 $- ما از جنگ سرد و تحريم نمي ترسيم.
نفت 110 $- چوكچا (ساده لوح) جاودان است
نفت 100 $- چرا تمام دنيا بر عليه ماست؟
نفت 90 $- بنظرم در گرجستان كمي زياده روي كرديم

پيش بيني
نفت 80 $- ما موافق حضور ناظرين بين المللي در مناطق مورد مناقشه هستيم
نفت 70 $- آريستوفان من شوخي كردم (كنايه از تراژدي بودن)
نفت 60 $- ما دكمه هسته اي داريم!
نفت 50 $- ما براي مذاكره آماده ايم
نفت 40 $- ما مخالف ورود گرجستان به ناتو نيستيم
نفت 30 $- ما خواهان ورود فوري گرجستان به ناتو هستيم
نفت 20 $- گرجي ها! ووا Vova فرار كرد- مسكو آزاد شد!!
ديگه چه اتفاقي ميوفته روي 10$ چيزي ننوشته ولي ديگه مهم نيست...

۲۷ شهریور ۱۳۸۷

Georgia Offers Fresh Evidence on War’s Start

جبهه ديگري در مناقشات ميان گرجستان و روسيه باز شده است: اينكه كدام يك طرف متجاوز است و نيروهاي مسلح كدام يك فعاليت هاي تحريك آميز خود را شروع كرده كه منجر به جنگ 5 روزه گرديد. موضوع بحث اطلاعات نظامی جدیدیست، که با اینکه هنوز کامل و جامع نیست، ولی با این وجود تصویر پیچیده تری از ساعتهای بحرانی قبل از شروع جنگ ارائه می کند.
گرجستان مكالمات تلفني استراق سمع شده اي را منتشر كرده كه حاكي از ورود دسته نظامي مسلح روسي روز قبل از حمله گرجستان (7 اوت) به منطقه جدايي طلب اوستيا دارد.
گرجستان سعي در مقابله با اتهام "شروع كننده جنگ" دارد كه از طرف روسي چنين بيان مي شود: روسيه پس از حمله ناگهاني نيروهاي گرجي ها به تسخينوالي در جنگ مداخله كرده است. گرجستان از مداخله در بخش جدايي طلب بعنوان حفظ تماميت ارضي ياد مي كند.
اين استراق سمع ها هفته پيش در ميان سازمانهاي امنيتي آمريكايي و اروپايي در حال گردش بود. بخشي از دولت گرجستان سعي دارد تا غرب و صداهاي اپوزيسون در كشور را ترغيب كند كه گرجستان تحت حمله تعرضي و دفاعي قرار داشت. گرجستان با اين كار استدلال مي كند كه بعنوان ملتي كوچك و آسيب پذير با پيوستگي به غرب مي تواند تحت حمايت نظامي و سياسي قرار گيرد.
گرجستان همچنين فايل هاي صوتي را كه بصورت استراق سمع دريافت شده و به زبان اوستيايي است و به همراه ترجمه ورسيون روسي و سپس انگليسي به دفتر نيورك تايمز ارسال كرده است.
روسيه در حال حاضر پس از جنگ سرد با شديدترين بحران و سردي ارتباط با كشورهاي اروپايي روبرو است و درصدد است كه نسبت به ادعاهاي گرجستان با دليل و برهان شديدا سعي در مقابله به طرف گرجي است. هفته پيش ولاديمير پوتين نخست وزير روسيه سردرگمي نسبت به تمايل غرب براي باور كردن نسخه گرجي جنگ اظهار داشت...


متن بالا خلاصه اي از مقاله نيويورك تايمز مورخ 15 سپتامبر بنام "گرجستان مدارك جديدي بر طرف شروع كننده جنگ ارائه مي كند" است. از آنجايي كه متن بسيار طولاني و از حوصله اين وبلاگ خارج است جهت اطلاع رساني و ايجاد علاقه در خوانندگان بخش آغازين مقاله را ترجمه كردم.

۲۵ شهریور ۱۳۸۷

معرفی وبلاگ- عاشق سفر

یکی از وبلاگ هایی که هر از گاهی به آن سری می زنم "عاشق سفر" هست. نویسنده آن ضمن اطلاع رسانی درباره مکان ها و اخبار گردشگری از تجریه های سفر خود به کشورهای اطراف ایران و دیگر نقاط برایمان می گوید.
تجربه های و اطلاعاتی که درباره سفر به مقصدی خاص به خواننده می رسد بسیار با ارزش و جالب است.
یکی از کشورهایی که ظاهرا مقصد سفر ایشان بوده گرجستان است.
برچسب مطالب با نام گرجستان شما را به منبعی از اطلاعات با ارزش و مناسب روبرو می کند.
با تشکر از نوشته های خواندنی زیبا و مفید شما را هم به خواندن سفرنامه های ایشان دعوت می کنم.

cloud-sun views


همیشه از دیدن صحنه بازی ابر و خورشید در آسمان لذت می برم. و این اواخر هم حسابی از دیدن خورشید خانم محصور شده در میان ابرها بیشتر خوشحال می شوم. چونکه ماههاست بی وقفه می تابد و می تابد و دریغ از روزی کاملا ابری و زیبا آماده برای بارش باران...
این هم عکس های ابر- خورشید با گوشی موبایلم:

سفرنامه-2 شمال ایران- نور

از نقاط دیدنی شهر نور پارک جنگی نور و کاخ اشرف هست. اولی را به گفته میزبان مان در دهه 50 به بهره برداری رساندند و مکانی بود تفریحی با امکانات مختلف زمین بازی- رستوران- اقامتگاه و ... که متاسفانه غبار گذر سالها بر روی چهره این پارک جنگلی بوضوح دیده میشد. با اینکه در طی این سالها هیچ خدماتی برای تعمیر و نگهداری مکانهای مختلف این پارک انجام نشده ولی تا کنون اثر نیت خیر و فکر مثبت سازندگانش در برابر چشمان ما هویدا است.
اما در مورد کاخ اشرف باز به توضیح میزبان مان این کاخ با طراحی و مهندسی خارجی ها در اواخر دهه 50 ساخته شد که ظاهرا صاحب این کاخ حتی نتوانسته یک روز را در آن سپری کند!! بنابراین مدتها این کاخ در دست تاراج این و آن بوده و شور و حال اواخر سالهای 50 نیز به این مکان اثر گذاشته. سرمایه ای که به راحتی می شد در اختیار عموم قرار گیرد و حداقل استفاده موزه وار از آن بشود این روزها مکانی کمی دنج برای صید ماهیگیرانی محلی و عبوری است. این ویلا و به تعبیر قدیمی ها کاخ امروزه مکانی متروکه ای بیش نیست که ظاهرا در هدف دزدی نیز بوده است!!!

زباله های کنار جاده شهرهای شمالی- عکس

دو روز آخر هفته را برای تازه کردن دیدار با دوستی به شمال ایران سفر کردم. در فرصت کوتاهی که داشتم باید چندتایی از منطقه های دیدنی شمال رو به همسفرانم نیز نشان می دادم. مسیر اصلی گشت و گذار ما شهر های نور- رویان و روستاهای اطراف این شهرها بود.
اولین چیزی که به چشم همسفرانم عجیب می آمد و راستش برای خودم نیز همین طور بود مشاهده مناظر بالا در شهرهای توریستی معروف و عمدتا شلوغ شمال ایران است.
واقعا جای تاسف داره که نه تنها مسافران سعی در پاکیزه نگه داشتن طبیعت و محیط اطراف خود نمی کنند که ساکنان این شهرها و بومی های این منطقه نیز این چشم انداز برایشان کاملا عادی شده و برای رفع آن چاره ای نمی اندیشند.
در تصویری دیگر تابلوی اخطار به وضوح در دید همگان است اما مردم همچون دیگر موارد این تهدید را نادیده می گیرند و بدون هیچ واهمه خرد و بزرگ در حال شنا و آب بازی هستند!!!
بدلیل دیدن چنین صحنه ها و مناظری است که کمتر رغبت می کنم در فرصت تعطیلی های بوجود آمده برنامه سفری به شمال ایران داشته باشم و هر بار ترجیح می دهیم به منطقه ای برویم که حداقل آرامشی برایمان داشته باشد.

۲۴ شهریور ۱۳۸۷

پپلای تنبل و گرد و غبار خانه

عکس بالا نتیجه یه خرده تنبلی و بی توجهی و کمی مشغله زندگی و پنجره باز در تمام روز توی هوای طوفانی و گرد و خاکی هفته پیش هست! البته باید غیبت دو روزه آخر هفته رو هم در نظر گرفت!
نوشته هم به زبان گرجی و به دست خط مبارک ملوک و السلطنه همشیره اینجانب هستن که با بازدیدی سرزده به منزل ما این صحنه را مچ گیری کردند.
من نیز برای اینکه کمی به وضعیت پیش آمده موضوعی درام بدهم عکسی گرفتم باشد که دیگر چنین دست خطی بر روی وسایل خانه ام باقی نماند!
می خواستم از بیت شعری فارسی استفاده کنم با این مضمون که: از فضل خودت که گفتی کمی هم از کاستی هایت بگو... ولی هر چه آخر شبی به ذهنم فشار آوردم یادم نیامد که نیامد. شیر خفته هم در حال چرت زدن کمی غرغر کرد که چرا یاد این شعر افتادم ولی کمک حالم نشد. خلاصه اینکه گرچه فضائلی ندارم ولی جرات گفتن کاستی و کمبود را در خودم یافته ام...

۱۸ شهریور ۱۳۸۷

نوری بسوی صلح - Peace Light In Georgia

سارکوزی و مدودف امروز در مسکو در رابطه با مناقشه اخیر قفقاز- گرجستان ملاقاتی داشتند. این ملاقات با درخواست اتحادیه اروپا و در حضور رئیس آن برگزار شد تا روسیه را به توافق نامه آتش بس و خروج ارتش آن از مرزهای گرجستان وادار کنند.
ظاهرا روسها با درخواست اروپایی ها موافقت کرده و قول داده اند تا یک ماه دیگر باقی مانده ارتش خود را به مواضع قبل از5 اوت برگردانند اما همچنان نیروهای مسلح روسی در ابخازیا و اوستیا باقی خواهند ماند.
همچنین دو رئیس جمهور در جلسه مطبوعاتی اعلام کردند که برای بررسی مسائل اوستیای جنوبی 15 اکتبر در ژنو گرد هم خواهند آمد.
رئیس جمهور روسیه با حضور 200 ناظر صلح اروپایی از تاریخ اول اکتبر نیز موافقت کرده است.
با این شرایط سارکوزی توانسته است موفقیتی کوچک در دیپلماسی خود بدست آورد.
در حال حاضر (حدود 11 امشب) فرودگاه بین المللی تفلیس در انتظار ورود سارکوزی و سولانا و دیگر نمایندگان اتحادیه اروپایی از مسکو هستند تا پیام روسها را بررسی کرده و پاسخ دهند.

منبع خبر: الجزیره

۱۷ شهریور ۱۳۸۷

رفع دردسر نام خليج فارسي

امروز براي تهيه كردن نامه به شركت خارجي كه درخواست گشايش اعتبار اسنادي كرده بود به مطلبي جالب و شگفت انگيز برخوردم.
در ابتدا توضيح كوتاهي براي اين عمليات بازرگاني مي دهم.
براي گشايش اعتبار اسنادي يا همان ال سي L/C، بانك ها براساس قوانين كشور خود و مطابق با قوانين بين المللي از اصول خاصي پيروي مي كنند. براي مثال در ايران براي گشايش اعتبار جهت خريد خارجي ارائه كپي پيش فاكتور كه توسط وزارت بازرگاني تاييد و ممهور شده باشه و همچنين مجوز تاييد شده از وزارت بازرگاني لازم هست.
براي خريد خارجي بايد از اصولي يكپارچه بين المللي پيروي كنيد. مثلا در اينجا نحوه تحويل كالا از قوانين UCP600 پيروي مي كنند.
يكي از كلوزهاي اين قانون تحويل در بندر مقصد است. در حال حاضر بندرعباس همانطور كه مي دانيد از مقاصد اصلي ورود بار خارجي به ايران است البته بنادر شمالي نيز دروازه اي بسوي كشورهاي شمالي براي ورود كالا هستند.
در اعتبار اسنادي ايران و براساس قوانين ج.ا.ا، كلوزي براي تحويل در مقصد بندرعباس در اسناد حمل گنجانده ميشد. در كنار عبارت بندرعباس بايد خليج فارس CFR Bandar Abbas/Persian Gulf ذكر ميشد. كه گاهي همين عبارت ممكن بود تمام فرايند گشايش ال سي را به تغيير و گاهي لغو مي كشاند! لازم به ذكر است كه درال سي اين عبارت بصورت الزامي درخواست مي شد.
اين عمل در راستاي همان حفظ نام خليج فارس در مكاتبات بين المللي و اسناد حمل و يادآوري اين مسئله گنجانده شده بود.
اما- شگفتا!! كه چندي است نام مقصد بندر جنوبي و دروازه ورود كالا تغيير نام داده است:
منطقه ويژه اقتصادي شهيد رجايي- Shahid Rajaee SEZ, Iran
و بدين ترتيب است كه ديگر دردسر خليج و نامش حل مي شود!!!! ديگر نه الزامي براي يادآوري است و نه خاطره اي براي آن!...

پی نوشت:در حال حاضر این مورد به تمام شرکتهای حمل بخشنامه شده است !

۱۳ شهریور ۱۳۸۷

گرانيگاه

معمار براي خريد الوار مورد استفاده اش در ساختمان جديد به انباري رفت.
بهش توصيه شده بود كه الوارهاي درخت تبريزي مناسب اين كار رو مي‌تونه اونجا پيدا كنه.
چنارهاي تبريزي فقط براي تكيه گاه و زدن سقف توي ساختمان كاربرد دارن. بافت گياهي اين درخت طوري است كه براي كارهاي تزئيني و دكوراسيون منزل كاربرد نداره.
فقط و فقط براي داربست و تكيه گاه سقف....
در ميان الوارهاي زياد تعدادي را انتخاب كرد. در بين آنها تخته چوبي بود كه ظاهرا عيبي نداشت، سالم و مناسب. اما اين تخته بارها و بارها شده بود تكيه گاه هزاران بلوكي كه سازه اصلي ساختمان شده بودند و بعد از هر بار استفاده چيزي دورنش را خالي كرده بود شايد هم تركي بود كه در بدنش ايجاد شده بود و او امكان ديدنش را نداشت، شايد!
اين بار نيز بايد تحمل مي كرد، بايد تكيه گاهي مي شد تا ساختماني برپا شود. تا كاري به پايان برسد.
معمار اما بدون خبر از اين موضوع، او را در جايي قرار داد كه نقطه گراني ساختمانش بود...


After hearing your words of wisdom, your loved one may gather the courage to break a negative or even destructive pattern. One of the reasons so many people come to you for help is because they know you will give an honest answer. 