۱۰ شهریور ۱۳۸۷

بمب پنهاني در قفقاز

متن پايين برگرفته از گفتگويي است كه در اينجا آمده است:


مفسر سياسي روسي از مدودوف انتقاد مي كند

رئيس جمهور روسيه در ارتباط با به رسميت شناختن استقلال جمهوري هاي اوستيا و آبخازيا از تلويزيون سخنراني 5 دقيقه اي داشت كه در آن گرجستان را به حمله ناگهاني متهم كرد. وي خاطر نشان ساخت كه هدف اين حمله از بين بردن مردمي آبخاز و اوستيايي بود!!! (علامت تعجب از مترجم)
او از ديگر كشورها دعوت كرد از روسيه تبعيت كرده و استقلال اين مناطق را به رسميت بشناسند. به گفته وي تصميم گيري در اين خصوص آسان نبوده ولي تنها راهي بوده تا زندگي انسانها را نجات دهند.
صداي آمريكا با مفسرسياسي مستقل روس، آقاي الكساندر كانوالوف مصاحبه كرده است. وي اظهار داشت كه بر اساس توافق نامه 1975 هلسينكي مرزهاي كشورهاي اروپايي بعد از جنگ جهاني دوم بعنوان يك اصل پذيرفته شده و غيرقابل تغيير اعلام شده است. طبق گفته آقاي كانوالوف اين تصميم روسيه مغايرت با توافق نامه هلسينكي است و اين تصميم در ابتدا خود روسيه را متضرر خواهد كرد چرا كه روسيه ديگر امكان انتقاد از غرب در رابطه با به رسميت شناختن كشور كوزوو را نخواهد داشت.
-" علاوه بر اين بايد متذكر شد كه عمل به رسميت شناختن اين دو جمهوري در قفقاز مساوي با بكار گذاشتن ميني (بمبي) پنهاني است چرا كه اگر اوستيايي ها و آبخازهاي حق دارند كه از گرجستان جدا شوند، پس چچن ها و اينگوش ها چرا اين حق را نداشته باشند؟ آنها هم كه بايد از اين حق برخوردار شوند و از روسيه جدا شوند".
براساس گفته كانوالوف هيچكس نمي داند اين مين كي منفجر مي شود ولي اينكه اين بحث محلي براي اعراب دارد واضح است.
رئيس كميسيون ورود به اتحاديه اروپاي گرجستان آقاي سوسو تسيسكاريسشويلي در گفتگوي خود با خبرنگار صداي آمريكا مي گويد:" مدودوف با اين عملكرد خود نشان داد كه سياستمداري دورانديش نبوده و كسي كه انتصاب شده و انتخاب نشده است و كسي كه به تعهدات بين المللي روسيه عمل نمي كند.

پي نوشت مترجم: همانطور كه رسم است من هم مي نويسم كه نوشته ها و متن هاي ترجمه شده در اين وبلاگ الزما با نظر مترجم هماهنگي نداشته و فقط جهت اطلاع از اوضاع و پيرامون خود در اينجا آورده مي شود! :دي
دوم آنكه: حرف دهان مردم گذاشتن به همين مي گن!! (يكباره ديگه متن ترجمه شده بالا رو بخونيد!!)

منبع عكس

....

وقتي دلگيري و تنها، غربته تمام دنيا....

۰۵ شهریور ۱۳۸۷

دوره آموزش آنلاین زبان گرجی در Malmo University

از طریق خبرنامه های الکترونیکی با خبر شدم که دانشگاه Malmo University برای آموزش زبان گرجی ثبت نام می کند. تمام دوره بصورترایگان و غیر حضوری نیز برگزار می شود.
جهت ثبت نام علاوه بر ارسال مشخصات خود باید کپی مردک تحصیلی خود (لیسانس) و یا کپی مدرک اشتغال به تحصیل در دانشگاه را نیز ارسال کنید.
پس دوستداران زبان گرجی بشتابید تا "رستگار" شوید.
This IT-based Georgian language course will be offered in the fall semester 2008 at Malmoe University, at the School of International Migrations and Ethnical Relations. The course is free of charge. The course is based exclusively on distance learning. All course material (lectures in English, Georgian texts with transliterations, exercises, Georgian-English dictionary, audio-files, Georgian fonts etc) will be available on the net. No obligatorily meetings in Malmoe are included. The examination is also conducted on the net.
Georgian IM6001 Demo version

مستي و آشنايي- ترانه

مستي هم درد منو ديگه دوا نمي كنه، غم با من زاده شده منو رها نمي كنه، شب كه از راه مي رسه غربت هم باهاش مياد، توي كوچه هاي شهر باز صداي پاش مياد. من غم هاي كهنه ام رو برمي دارم كه توي ميخونه ها جا بگذارم، مي بينم يكي مياد از ميخونه زير لب مستونه آواز ميخونه،... هستي ام درد منو دوا نمي كنه، غم با من زاده شده منو رها نمي كنه... گرمي مستي مياد توي رگهاي تنم، گمونم دلم مي خواد با يكي حرف بزنم، كي مياد به حرفهاي من گوش بده؟ آخه من غريبه هستم با همه، يكي آشنا مياد به چشم من! ولي! از بخت بدم اونهم غمه... مستي ام درد منو ديگه دوا نمي كنه غم با من زاده شده، منو رها نمي كنه،.... خسته از هر چي كه بود، خسته از هر چي كه هست، راه مي افتم كه برم مثل هر شب مست مست. باز دلم مثل هميشه خاليه، باز دلم گريه تنهايي مي خواد، برمي گردم تا ببينم كسي نيست مي بينم غم داره دنبالم مياد..... مستي ام درد منو ديگه دوا نمي كنه، غم با من زاده شده، منورها نمي كنه، منو رها نمي كنه، منو رها نمي كنه......
همين.
آهنگ مستي رو هم اگه خواستين از اينجا گوش بدين.

۰۴ شهریور ۱۳۸۷

ათეშგა آتشگاه

همراه با تلاش برای برگشتن به حالت عادی در گرجستان کمی از دنیای سیاست دوری می جویم و با مطلبی در مورد یکی از مناطق تاریخی شهر تفلیس که برای ایرانیان ممکن است جالب باشد ادامه می دهم:

در منطقه ای "تفلیس قدیم" در خیابان گومی بنایی تاریخی وجود دارد که گرجی ها آن را "آتشگا" ათეშგა می نامند. بله! نشانه ای از ایران باستان در قلب تفلیس. آتشگاهی که دوره تسلط امپراطوری پارس بنا نهاده شده است و از مراکز اصلی عبادتگاهی زرتشتیان بوده است. از این بنا ساختمانی مکعبی شکل بجا مانده است.

متاسفانه در مورد تاریخ این بنا و اطلاعات تکمیلی در اینترنت نیافتم. در صورت دریافت هرگونه اطلاعی حتما این پست را تکمیل خواهم

۰۳ شهریور ۱۳۸۷

ماهیگیری در دریای سیاه یا اوضاع قفقاز

این چند روز پر از تنش و نگرانی و دلهره بالاخره داره ظاهرا به روزهای آرام تبدیل میشه. البته هنوز معادلات سیاسی و تبانی های پشت پرده آشکار نشده و برای مردم عادی هنوز جایی برای نگرانی برای آینده وجود داره.
اتحادیه اروپا، آمریکا، سازمانها و انجمن های دولتی و غیر دولتی اغلب کشورهای دوست گرجستان اعلام آمادگی کرده اند تا در راه سازندگی مجدد گرجستان و بازسازی ساختارهای خسارت دیده کمک کنند.
امشب سااکاشویلی در ملاقت با نمایندگانی ازپارلمان و گروهی از اپوزیسیون به تشریح حوادث پرداخت و بطور شفاف دلایل شروع جنگ و انتقاداتی را که به سمت وی می شد را جواب داد.
یکی از سریع ترین کمکهایی که به گرجستان رسیده است حضور ناو جنگی USS McFaul به همراه کمک های بهداشتی و غذا برای کودکان است. قرار است در طی روزهای آینده نیز سه ناو دیگر کمکهای خود را به بندر باتومی برسانند. این در حالی است که در حدود 80 کیلومتری این شهر بندر پوتی هنوز در تصرف ارتش روسیه است و خبرها حاکی است روسها شبانه روز در حال ساختن استحکامات دفاعی جنگی (سنگر) در ساحل این شهر هستند.
ناو مک فال مجهز به موشکهای کروز تام و هاوک است که بردی 1650 کیلومتری نیز دارند.! No Comment البته چرا می خواستم بگم: آب گل آلود و ماهی و قلاب و هوای خوب به اضافه یک کلاه ماهیگیری.
امروز 3 نفر به علت مین های بجا گذاشته ارتش روسیه در منطقه شهر گوری کشته شدند. زن و شوهری برای سرکشی به باغ و کشتزار خود از روی مین رد شدند... هنوز عملیات مین یابی در منطقه به پایان نرسیده است.

۰۲ شهریور ۱۳۸۷

داستان سايت "چنگال" روسي

"چنگال" نام سايت اينترنتي روسي است كه با نگاه اول به فروشگاهي آنلاين مي ماند. با كمي دقت در ساختار و اشكالش پي مي بري كه فروش كالاي آن بايد ربطي به جنگ و ارتش داشته باشد. از دانش دست و پا شكسته روسي ام استفاده مي كنم و ناگهان دنيايي زشت، پليد و غير انساني در برابرم نمايان مي شود.
در ستون سمت چپ نام گرجستان و استوني بعنوان منابع كالا نوشته شده است.
براساس اطلاعات اين سايت كالاها و غنايم جنگي كه در گرجستان به دست سربازان روس افتاده است به فروش مي رسد.
نمي دانم اصالت اين سايت و منبع آن تا چه اندازه به واقعيت نزديك است! اما اين را مي دانم كه ديدن اين حتي در دنياز مجازي برايم مشمئز كننده است.
علاوه بر اين چند روزي است در رسانه هاي خبري مدام از غارت و به يغما بردن زندگي و خانه هاي گرجي ها گفته مي شود. ديروز در شبكه خبري گرجي پسري كوچك از روستايي نزديكي شهر گوري را نشان دادند. او مي گفت: سربازهاي روسي به خانه ما آمدند و از ما طلب 30 راس گاو كردند. و به تمسخر نيز گفتند كه اگر هم ندهيد ما بهر صورت اين گاوها را مي بريم. ديگري از به آتش كشيده شدن دسترنجش در كشتزارها روستايش مي گفت.
دوربين ها نيز از شبكه هاي تلويزيوني مختلف صحنه هاي به تاراج بردن خانه هاي گرجي ها را در تمام مناطق گرجي نشين نشان ميدهد. جايي كه سرباز روسي حتي از تشك و ملحفه اي كه شب قبل در خانه اي غارت شده بر آن خوابيده بود، نمي گذرد! دوربيني ديگر تصويري زوم شده از جيب سربازي روسي را نشان مي دهد كه گوشه اي از قاشق طلايي غنيمتي پيداست و در برابر سوال خبرنگار كه مي پرسد اين قاشق طلايي را از كجا برداشتي؟ جواب ميشنويم كه "به شما ربطي ندارد! مال خودم است!!" مثالهايي اين چنين زياد است.
ارتش روسيه با خروج از مناطق اشغالي بخصوص مراكز نظامي، آن ها را منفجر مي كند، زيرساخت هاي شهري همچنين از اهداف تخريب آنها است.
بغض و كينه دولتمردان روسي گريبانگير مردمي عادي و بيگناه است كه با توجه به رشد اقتصادي قابل قبول كشور هنوز در رده فقر بسر مي بردند. اكنون اميد به آينده، براي روزي بهتر در تاريكي فرو رفته است....


راستي اين 101 پست در سال جاري ميلادي است! آرزو مي كنم پست هاي بعدي موضوعي غير از جنگ داشته باشند.


اطلاعات تكميلي در مورد سايت: ظاهرا اين كار توسط بلاگرهاي اوكرايني براي تمسخر نيروهاي روسي پس از بازگشت به مرزهاي روسيه ساخته شده است. آنها با اين كار خواسته اند كار زشت ارتش روسيه را در غارت اموال گرجي ها نشان دهند.


پي نوشت چند روز بعد: از اونجايي كه اين مطلب در سايتهاي متفاوت پارسي زبان لينك داده شده و در حال حاضر پربازديد كننده ترين نوشته ام مي باشد و چون اين مطلب از بحث هاي داغ اين روزهاست براي توضيح بيشتر و راهنمايي پيشنهاد مي كنم مصاحبه سفير گرجستان را كه توسط خبرگزاري "مهر" انجام شده و بطور خلاصه در سايت ديپلماسي ايراني آمده است با هم بخوانيم.
"لوان آساتیانی" با ذکر این مطلب که "بحران فعلی قفقاز یک بحران مصنوعی است" به ارائه تاریخچه ای از اوستیای جنوبی پرداخت و گفت : در واقع باید بگویم که اوستیای جنوبی یک اصطلاح مصنوعی است. در اصل یک اوستیا وجود دارد که در شمال کوههای قفقاز قرار دارد که بتدریج ساکنان آن از کوههای قفقاز عبور کردند و به خاک گرجستان نفوذ کردند.
سفیر گرجستان در تهران درباره چگونگی نامگذاری این منطقه به نام اوستیا گفت : بلشویکها در سال 1921 به بهانه قرار دادن حمایت از اوسیها وارد این منطقه شدند و شوروی در سال 1922 میلادی ایالت خودمختار اوستیای جنوبی را به طور مصنوعی بنا کرد. نکته جالب در این باره آنکه در پایتخت آن در حدود 80 سال پیش فقط 12 خانوار اصیل اوسی زندگی می کرده و بقیه یا گرجی بوده و یا خانواده هایی بودند که با اوسی ها ازدواج کرده بودند و این شهر نام گرجی دارد و بلشویک ها اسم آن را "استالینری" به معنای استالین آباد گذاشتند. اما براساس قانون اساسی گرجستان و تقسیم بندی کشور، منطقه ای به نام اوستیای جنوبی در گرجستان وجود ندارد.....

۰۱ شهریور ۱۳۸۷

What the West Can Do- Washingtonpost article

تفلیس، گرجستان- با توجه به خسارت های مهیب برجای گذاشته توسط ارتش روسیه در گرجستان ، می توان براحتی نتیجه گرفت که مسکو به اهداف خود رسید. اما مسکو از هدف اصلی خود یعنی برکناری سااکاشویلی، رئیس جمهور طرفدار دموکراسی و طرفدار آمریکا، باز ماند. برای اطمینان، روسیه کنترل خود را بر مناطق اشغال شده آبخاریا و اوستیای جنوبی استحکام بخشید. او ارتش گرجستان را در هم شکسته، شدیدا اقتصاد کشور را متضرر ساخت و بین هم پیمان غربی اختلاف ایجاد کرد. به مدت 3 سال تمام تاکتیک های خود را بکار بست تا وی (سااکاشویلی) را ساقط کند- برانگیختن شورش های داخلی، تحمیل تحریم های اقتصادی، تقویت کردن نیروهای خود در مناطق مورد مناقشه و اکنون نیز جنگ. اما سااکاشویلی هنوز در مسند قدرت است.
در تفلیس تنش ها بطور قابل ملاحظه ای بالاست. تانک های روسی در 30 کیلومتری اینجا هستند، گندم زارها در جاده منتهی به شهر گوری توسط نیروهای روسی به آتش کشیده شده اند، همه اینها را خود، شنبه گذشته در راه شهر تخلیه شده گوری دیدم. (صحنه به یاد آوردنی این بود که سربازهای روسی مست در یونیفرم های دزدی گرجی فریاد میزدند:" زیرا آنها بهتر از مال ما هستند."!!!!)
تهاجم روسیه به گرجستان چشم انداز استراتژی مواجهه کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا را تغییر شکل خواهد داد. اما تا زمانی که غرب در مجادله است که چگونه روسیه را مجازات کند، حیاتی است که به خاطر داشته باشیم که جبهه اصلی هنوز در گرجستان است. سخن گفتن در مورد اینکه میزبانی المپیک سال 2014 سوچی را از روسیه بازگردانند و یا خارج کردن روسیه از اجلاس G8 ممکن است ( و شاید هم نه) اثراتی بر مسکو داشته باشد، اما مهمترین کاری که غرب می تواند هم اکنون انجام دهد این است که دولت را در تفلیس تقویت کند. معادله بسیار آسان است: اگر سااکاشویلی ابقا شود، ولادیمیر پوتین باخته است.
دشمنی شخصی زیاد بین این دو مرد در تاریخ پیچیده دو قرن گرجستان و روسیه نهفته است. بسیاری گزارش کرده اند که پوتین وقتی در مورد سااکشویلی سخن می گوید کنترل خود را از دست می دهد، مردی که کشورش را از ورطه فساد و اختلاس نجات داده و به دوران طلایی اقتصادی سوق داد و کشورش را بر اساس گزارش GDP در رده بالاترین سرمایه گذاری خارجی قرار داد. همه اینها توسط تانک های روسی متوقف شده است.
مسکو احتمالا شانس برای برکناری سااکاشویلی را از دست داد اگر چه از راه های شیطانی و پنهانی این امر قابل جلوگیری نیست. با سپری کردن یک شام در کنار سااکاشویلی در یک رستوانی عمومی آرزو می کردم که امنیت و حفاطت وی بیشتر می شد. (همتای پیشین وی شواردنادزه چندین بار مورد تهاجم و سوء قصد قرار گرفت. آن زمان بسیاری گمان می بردند که این اعمال از طرف روسیه رهبری می شدند). بیشترین امید فعلی مسکو در این است که اقتصاد گرجستان به سرعت فرو ریزد، ارزش پول گرجی سقوط کند و توده مردم ناراضی به رهبری اپوزیسون، سااکاشویلی را از قدرت ساقط کنند.
واکنش غربی باید نسبت به این چالش از حالت بیانیه ای خارج شود. چیزی که اکنون بیش از همه اهمیت دارد کمک های عظیم اقتصادی و نظامی است. کمک سازمانها و انجمن های مردمی بهترین راه برای جلوگیری از به هدف رسیدن امیال روسیه است. ولادیمیر گورگنیدزه، نخست وزیر گرجستان تخمین می زند که بازسازی خطوط ریلی، پل ها، بندرها و دیگر زیرساختها حدود یک میلیارد دلار هزینه خواهد داشت. این شامل تسهیلات و نیازمندی های مردمی، هزینه های بازگرداندن پناه جویان ویا بازسازی ارتش گرجستان نمی شود. گورگنیدزه رشد اقتصادی منفی، کمبود بودجه و کاهش صنعت توریسم را که به تازگی در این کشور زیبا راه اندازی شده بود را پیش بینی می کند.
سناتور جو بایدن پیشنهاد فوری کمک تکمیلی یک میلیارد دلاری را به گرجستان کرد که طرفداری باراک اوباما را شامل شد. اما دلت بوش تاکنون در مورد حمایت های اقتصادی مشخص سخنی به میان نیاورده است. کنگره در مدت زمانی کوتاه قبل از برگزاری انتخابات جلسه خواهد داشت و این کمک تکمیلی فقط در صورتی اعمال خواهد شد که توسط بوش قویا پیگیری شود. حتی اگر این امر تا سال آینده به تاخیر افتد پیشنهاد فوری توسط بوش و تایید ان توسط دو کاندیدای ریاست جمهوری نشانه کمکی معنوی به گرجستان خواهد بود. حمایت آمریکایی باید با اتحادیه اروپایی، بانک جهانی، بنیاد جهانی پول و بانک اروپایی برای بازسازی و توسعه همراه باشد.
در ادامه مسیر طولانی، گرجستان و روسیه باید در صلح همزیستی کنند. در اینجا گرجستان باید سهم خود را انجام دهد. سااکاشویلی 41 ساله، که بطور وسیعی با استعداد است کشورش را در سال 2003 از فروپاشی مطلق حفظ کرد. اما وی باید با استراتژی به آینده فکر کند. گهگاه وی اروپایی ها را برای حمایت ناکافی سرزنش کرده است- این تاکتیکی نامناسب برای کسی است که تلاش می کند به اتحادیه اروپا بپیوندد- همچنین بیانیه هایی به سمت مسکو دارد که در حال حاضر قابل درک است، اما خطر را برای وی می افزاید. برای قرنها گرجستان در منازعه با همسایه بزرگ خود بوده است. سااکاشویلی نمی تواند کشور کوچک خود را بردارد و به مکزیک ببرد. ( مترجم- دراین مورد یاد برنامه ای طنز گرجی افتادم. شرح آنرا در پایین بخوانید). او مجبور است شرایط را با دقت بیشتری به پیش ببرد.
در اینجا پی آمدهایی نیز در ارتباط روسیه با غرب خواهد بود. اما تصمیم ها باید توسط رئیس جمهور آتی گرفته شود. (بوش نسبت به این تهدید روسیه بی اعتنا است- بصورت نمایشی با در آغوش گرفتن واقعی پوتین در پکن زمانی که تانک های روسی به گرجستان وارد می شدند به تصویر کشیده شد - تا جایی که مسکو اجازه میدهد فکر کند که از این تعرض فرار کند.) اگر چه غرب تصمیم ندارد به خاطر گرجستان وارد جنگ شود اما روسیه باید درک کند که او هزینه حمله و یا تهدید به حمله را در برابر همسایه های خود که زمانی شامل شوروی بودند را باید بپردازد. این مخصوصا در مورد اوکراین و آذربایجان صدق می کند و به نظر می رسد اهداف بعدی ارعاب مسکو خواهند بود. قوانین جهانی بعد از جنگ سرد در حال تغییر هستند، اما نه برای منفعت نهایی روسیه که اثر متحد شدن غرب را بر اعمالش را ناچیز پنداشت. در واقع چگونگی نمو ارتباطات در هفته های آینده به کارکرد هر دو طرف بخصوص در گرجستان بستگی دارد.
ریچارد هالبروک، سفیر آمریکا در سازمان ملل در دوران ریاست جمهوری کلینتون، ماهانه مطلبی برای ستون "پست" می نویسد.
منبع: واشینگتن پست، 22 اوت 2008


توضیح: در شوی تلویزیونی طنز که شنبه ها از تلویزیون گرجستان پخش می شد قسمتی اجرا شد که سرباز گرجی در کنار سرباز روسی در مرز با روسیه در پست نگهبانی است. پس از مدتی سرباز گرجی که پر حرف است و حوصله اش سر رفته سعی می کند سرباز روسی را به حرف در بیاورد. به او پیشنهاد دوستی می کند و یادآور می شود که آنها همسایه هستند و چرا نباید با همدیگر دوست باشد و ... در بین صحبت هایش به آمریکایی ها هم اشاره می کند که آنها نمی توانند دوستشان باشند چرا که مرد روس همسایه اش است و چند ضرب المثل و شعر گرجی برایش ترجمه می کند. او می گوید: ببین! تو همسایه من هستی. وقتی من تخم مرغ بخواهم یا سیب زمینی بخواهم از کی می گیرم؟ معلومه از همسایه ام که تو هستی! نمی تونم برم آمریکا که تخم مرغ بخوام. پس چی ما همسایه هستیم. با هم دوستیم من از تو تخم مرغ می گیرم تو هم از من سیب زمینی می گیری....

دست همبستگی من کجاست؟

عکسهای بالا مربوط است به گردهمایی و اعلام همبستگی گرجی ها و دیگر ملل در سرتاسر جهان. مهم نیست که جنگ را چه کسی آغاز کرد یا دلیلش چه بود! نشانه فرستادن اخطار شرق به غرب بود یا بالعکس. مهم این است که مردمی بیگناه از خانه و شهر خود آواره شده اند. بی هیچ پناهی.
ارتش روسیه که تا ساعت 20 امشب قول تخلیه مناطق اشغال شده را داده بود به آهستگی حرکت یک لاک پشت تصمیم به عقب نشینی کرده است. گرچه در مناطقی جدید و دور از محل مناقشه دست به ایجاد پست های جدید بازرسی زده است! به کدامین بهانه؟ به کدامین دلیل؟ به کدامین "حق"!؟

از این که بگذریم مانده ام چرا عکس همشهریان من در این بین خالی است؟ چرا ما غایب ایم؟ مگر یک گردهمایی و نشان دادن اعتراض و اعلام همبستگی به مردمان سرزمین اصلی مان چقدر هزینه بر خواهد بود؟ و یا آیا باید هزینه بپردازیم؟ اگر این نه! چرا هیچکس به فکر کمک مردمی به آن 150 هزار نفر بی خانمان و پناهنده نیست. یادمان نرفته که همین چند سال پیش گرجی ها با چه گشاده دستی آنچه را که برایشان میسر بود برای زلزله زده گان رودبار-منجیل فرستاند!
اکنون است که مردم سرزمین مادریمان به کمک ما احتیاج دارند. راهی بیندیش! گامی بردار.

۳۰ مرداد ۱۳۸۷

غبار قلم

قلمم را، بيان ام را، روان تر ساختم،
از غبار و مه نيز خارج كردم، از ابهام نيز،
تا اين بار مگر خوانده شوم.
مي نوشتم و فشار انگشتانم بر قلم محكمتر مي شد.
تا جايي كه شكست....
و باز
نخواندي، نديدي آنچه را كه سياهي قلم از خود بجا گذاشت.

باز پيله را به دور خود مي كشم و در تاريكي غبار راه
خواهم نوشت،
خواهم گفت،
آنچه را كه در روشني آفتاب نديدي،
نخواندي....

Georgian Ex-Leader Faults Decline in Ties to Russia گفتگو با شواردنادزه

واشينگتن پست در شماره مورخ 18 اوت مصاحبه اي را با رئيس جمهور پيشين گرجستان آقاي شواردنادزه منتشر كرده است. در اين گفتگو شواردنادزه تصميم دولت را براي ارسال نيروها به اوستياي جنوبي رد نمي كند. اگرچه رئيس پيشين، سياستهاي فعلي دولت را در ارتباط با روسيه و بحراني كردن آن نادرست خوانده و انتقاد مي كند.
شواردنادزه در گفتگو اعلام مي كند كه براي انضمام مناطق مورد مناقشه زمان بيشتري لازم بود، حداقل به 5 الي 6 سال ديگر زمان احتياج داشتيم و با اين اوضاع جديد اين امكان به تاخير خواهد افتاد. ولي مي خواهم همين جا تاكيد كنم كه هر چقدر هم كه زمان طولاني شود بالاخره ما به يكپارچگي ارضي خواهيم رسيد و اوستياي جنوبي و آبخازيا را برخواهيم گرداند.
در اينجا واشينگتن پست گذشته سياسي شواردنادزه را يادآور مي شود. رئيس جمهور پيشين اظهار مي كند كه هميشه در برابر گامهاي دولتمردان شوروي بر عليه مصلحت ملي گرجستان مخالفت مي كرد. براي مثال وي مخالفت خود را براي تاسيس تونل ارتباطي قفقاز شمالي-جنوبي در اوستياي شمالي و جنوبي بود. راهي كه هم اكنون روسها از آن براي رفت و آمد ارتش خود استفاده مي كنند.
واشينگتن پست در ادامه مي افزايد كه در زمان زمامداري شواردنادزه ارتباطات مهمي بين گرجستان و آمريكا برقرار شد و با شروع آموزش نظامي براي ارتش گرجستان پس از 11 سپتامبر ادامه يافت. درست در زمان رياست جمهوري وي بود كه گرجستان همكاري هاي خود را با آذربايجان براي تاسيس خط لوله نفت درياي كاسپين آغاز كرد. دليلي، كه دولتمردان امروزي گرجستان سبب حمله روسيه مي دانند.
در اين گفتگو شواردنادزه علمكرد روسيه را در برابر گرجستان تقبيح كرد و اعلام داشت كه روسيه در طي قرون متمادي گرجستان را به منزله متسعمره خود دانسته است و هم اكنون نيز كرملين در نظر دارد دوران تسلط امپراطوري و حكومت شوروي را بازگرداند.
"ما در مناطق جنگي كنسرت اجرا نمي كرديم، بلكه به ديدار مردم جنگ زده و ضرر ديده مي رفتيم. با اين كار ما ارتباط خود را با مردم آبخاز و اوستي تحكيم مي بخشيديم."
واشينگتن پست مي نويسد كه جنگ منطقه اي در زمان شواردنادزه آغاز شد و رئيس جمهور پيشين در مقابل روسيه براي حفظ شان و وضعيت گرجستان به اندازه كافي جديت از خود نشان نداد. آلكساندر روندلي، رئيس بنياد استراتژيك و مطالعات بين المللي گرجستان، مي گويد: روسها وي را به گوشه اي كشاندند و در عمل اين مناطق را از وي ستاندند، او قدرتي براي متوقف كردن آنها نداشت." همچنين ماتيو برايزا، معاون وزارت امور خارجه آمريكا مي گويد: " او معاهده اي عميقا عيب دار در مورد آبخازيا و اوستيا قبول كرد كه مفاد آن بيشتر ضد منافع گرجستان بود و روسيه سودي بيشتر مي برد. ولي گرجستان در آن زمان تحت فشار بود و شواردنادزه هيچ راه حلي ديگر نداشت."

شواردنادزه مي افزايد كه ارتباطاتي كه با روسيه وجود داشتند نبايد از بين برود. "ما با اين حال نيز بسيار از دست داديم."
مانند بسياري از گرجي ها و عليرغم ديدگاههاي متفاوت نسبت به سياست جاري در كشورشان، شواردنادزه نيز عصباني و حالت تهاجمي نسبت به سخنان رهبر روسيه دارد كه گفت مردي را بركنار كنند كه وي را (شواردنادزه) بركنار كرد. "آيا شما تحمل خواهيد كرد كه يك نفر از كانادا و يا كشوري ديگر خواهان سرنگوني بوش شود؟ هدف روسيه اين است كه نفوذ خود را بر كشورهاي شوروي سابق و امپراطوري سابق خود بازگرداند."
اما شواردنادزه هيچ نقشي را در امور سياسي كشور در حال حاضر نمي بيند:" من انساني بازنشسته هستم و كتاب مي نويسم."

منابع: گزارش خلاصه شده از گفتگو از سايت راديوي آمريكا- گرجي
واشينگتن پست

۲۹ مرداد ۱۳۸۷

آخرین خبرهای جنگ-صلح گرجستان

علیرغم امضای قرارداد 6 بندی صلح توسط روسیه که در آن متعهد شده است فوری خاک گرجستان را ترک کند همچنان ارتش روسیه در خروج نیروهای خود تعلل می کند و حتی به تخریب و بمباران مناطق غیرجنگی و دور از مرکز مناقشه می پردازد.
به آتش کشیدن مراکز نظامی و اردوگاههای آمادگی نظامی گرجی و تخریب تجهیزات جنگی، به یغما بردن تسلیحات نظامی (بخوانید دزدی) گرجی از کارهایی که به بهانه مبادله اسیران در این روزها انجام می دهند. ارتش روسیه با بهانه قرار دادن تبادل اسرا خروج خود را به تعویق انداخته است. همچنین امروز صبح با حمله به بندر پوتی واقع در ساحل دریای سیاه تعدادی ماشین جنگی هامر آمریکایی که متعلق به نیروهای آمریکایی نیز هست را با خود بردند!!
از طرفی کمک های بین المللی به پناهندگان جنگی که حدود 150 هزار نفر هستند از دیروز به گرجستان رسیده است. کشورهای اروپایی و بنیادهای خیریه بین المللی با ادامه کار عادی فرودگاههای گرجستان اقدام به کمک کرده اند.
کاندیداهای ریاست جمهوری آمریکا نیز در بیان کمک به پیشنهاد به گرجستان گوی سبقت را از دیگر می ربایند! باراک اوباما از پیشنهاد سناتور جوزف بائیدن برای کمک یک میلیارد دلاری به گرجستان حمایت کرد. مجلس سنا قرار است این پیشنهاد را اواسط سپتامبر بررسی کند. در مقابل مک کین نیز اعلام کرده است که عضویت روسیه در اجلاس جی-8 باید لغو گردد و هرگونه اقدام جهت عضویت روسیه در سازمان جهانی تجارت نیز به نعویق بیفتد.
امروز نیز اجلاس وزیران خارجه ناتو برای بررسی وقایع اخیر قفقاز برگزار شد که اعلامیه کاملا قهرآلود خطاب به روسیه منتشر کرد. این اعلامیه از دو قسمت گرجستان و روسیه تشکیل شده است. در قسمت خطاب به گرجستان آمده است که ناتو با حمایت از تمامیت ارضی گرجستان قصد توسعه روابط خود با این کشور را دارد و با تکشیل کمیسیون ناتو-گرجستان به این کشور کمک خواهد کرد تا از مرزهای خود دفاع کند. البته طبق گفته های هوپ شفر، رئیس فعلی ناتو این به معنی ارائه MAP به گرجستان نیست و این مسئله در نشست ماه دسامبر بررسی خواهد شد. برای اینکار ناتونماینده خود را به منطقه اعزام خواهد کرد تا به دولت گرجستان برای راهنمایی و ورود به ناتو کمک کند. همچنین هیئتی 15 نفره برای بررسی اوضاع پس از جنگ و خسارتهای وارده، بررسی وضعیت ارتش گرجستان و کمک به بازسازی زیرساختهای ضرر دیده اعزام می شوند.
اما اعلامیه ناتو خطاب به روسیه کاملا جدی و سختگیرانه است. اگر جلسه مطبوعاتی رئیس ناتو را دیده باشید متوجه ابروهای درهم و عصبانی وی شدید! آقای هوپ شفر با استفاده از کلمه occupation (اشغال) خاک گرجستان توسط روسیه اخطاری جدی به مسکو فرستاد تا اگر بندهای آتش بس امضا شده توسط ریاست جمهوری روسیه هر چه زودتر اجرا نشود در مقابل ناتو مجبور به واکنش خواهد شد بدین صورت که بر روابط خود با روسیه (در اینجا ادامه همکاری در کمیسیون ناتو-روسیه) نجدید نظر خواهد کرد. ولی امیدوار است که روسیه با جدیت از بندهای قرارداد صلح پیروی خواهد کرد.

حال زمان بازسازی است! جنگی که تاکنون برای خود گرجستان غیر از حمایت غرب آن هم پس از "مرگ سهراب" چیزی در برنداشت. گرجستانی که به تازگی در راه سازندگی و شکوفایی اقتصادی گام نهاده بود و کم کم داشت جانی تازه می گرفت باز "سکته ای ناقص" کرد. تا شاید کسانی از این آشفته بازار سودی بیشتر ببرند...

خبرهای مرتبط: مهر - رویترز

like vs reality

The truth of "Like" is completely different from reality…o

۲۸ مرداد ۱۳۸۷

ميخائيل سااكاشويلي: مردي رسانه اي در تفليس

Mikhail Saakashvili: the media's man in Tibilisi
Georgia's media-friendly president has won worldwide sympathy with his war of words against Russian aggression



ميخائيل سااكاشويلي: مردي رسانه اي در تفليس
رئيس جمهور مهربان با رسانه ها، همدردي و موافقت جهاني در مقابل جنگ خود با تجاوز روسيه را جلب ك
رد.

در جنگ قفقاز روسيه تعداد بسياري از تانك ها، سربازان و هواپيماهاي خود را به صحنه آورد. در مقابل گرجستان ارتش كوچكي و رئيس جمهوري خوش زبان و مهربان با رسانه ها دارد.
سااكاشويلي مزد جنگ يكنفره خود را در نظر عام دريافت كرد، وي با حضور روزانه خود بر صفحه تلويزيون با كلام خود خواست تغييراتي را در برابر ارتش روسي اعمال كند. نمايش ها كوتاه هستند ولي نتايج آن هرگز عقيم نمي ماند زيرا كه صدايي گزنده در جهان رسانه است.
امروزه، سااكاشويلي تحصيل كرده در آمريكا نوايي كليسايي دارد. وي مي گويد مهم نيست كه روسيه چقدر بر عليه ما نقب مي زند، ما هيچوقت تسليم نمي شويم. خطابت وي حتي زمانيكه روسيه را به "كشتار كشورهاي كوچك" متهم مي كرد، سرسختانه بود.
اگر تصوير جنگجوي "گرجستان شجاع" را در برابر متجاوزان تقويت كنيم، در مقابل تصاويري تلويزيوني از رئيس جمهور گرجستان وجود دارند كه با جليقه ضد گلوله توسط محافظان خود در ديدار از شهر گوري همراهي مي شود زماني كه هواپيماهاي جنگي روسيه بر بالاي سرش پديدار مي شوند.
پس از آنكه روسيه يورش گرجستان را به اوستياي جنوبي در روز پنج شنبه تلافي كرد، سااكاشويلي در پي آن بود كه تصويري مكاشفه اي از جنگ مجسم كند كه در آن گرجي ها قربانيان بي منطق طغيان روسيه براي شكستن دموكراسي در حال تولد در آن كشور است. سخنوري محكوم به فناشدن در جنگ براي پيروزي در جلب دلسوزي جهانيان طراحي شده است جاييكه عدم توازن نيروهاي مسلح بين ارتش هاي گرجستان و روسيه برقرار است.
سااكاشويلي بي باك مطمئنا همدردي افكار عمومي را بيشتر به خود جلب مي كند تا ولاديمير پوتين خيره سر بعنوان نخست وزير روسيه و يا شخص تابع آن، رئيس جمهور نامعين روسيه، ديميتري مدودوف. جبهه يكنفره سااكاشويلي از يك جهت موثرتر بود. نمايش مكرر وي گرجستان را در خبرهاي در صدر قرار مي داد و اظهارات وي كمك مي كرد تا كشورش در معرض عموم باشد.
پاداش او سخنان دلسوزانه اي و حمايت هايي بود كه كشورهاي آمريكا، اتحاديه اروپا و ناتو ابزار كردند. اما غرب غير از اين اظهارات نتوانست بيش از اين به حمايت گرجستان و اخطارهاي تهديدآميز و تذكر براي روسيه بيايد. ايالات متحده از كناره زمين اتحاديه اروپا و رئيس فعلي آن، نيكولاي ساركوزي پرتكاپو را تحت فشار قرار داد تا دست به اقدامات ديپلماتيك بزند.
بي مورد نيست اگر بگوييم سااكاشويلي با راهنمايي كردن تحركات جنگي تصميم خود براي برگرداندن استان جدا شده اوستياي جنوبي به بحراني دامن زد كه ممكن گرجستان را به منطقه جنگي تحت كنترل روسها درآورد.
تاكنون گرجيها تحت حمايت رهبر خود در مقابل يورش روسها تجديد قوا كرده اند اما زماني كه غبار از بين برود آنها شايد به اين نتيجه برسند كه داشتن مردي كه حاضر است تمام ريسك هاي موجود را بجاي آنها برعهده گيرد ايده اي مناسب نخواهد بود. علاوه بر اين عليرغم نشان دادن چهره اي دموكرات از خود، سااكاشويلي كسي كه در انقلاب رز سال 2003 ادوارد شواردنادزه را بركنار كرد، رگه هايي از قدرت طلبي دارد.
اگرچه سااكاشويلي و دايره كوچك مشاورانش در جنگ رشوه خواري و فساد در گرجستان پيروز شدندو اقتصاد كشور را به چرخه درآوردند، اما مخالفان سياسي وي به زندان روانه شدند. پارسال او با اعلام وضعيت فوق العاده 15 روزه در كشور به علت درگيري پليس ضد شورش و تظاهرات كنندگان مخالف وي، حاميان آمريكايي خود را شگفت زده كرد. آن انتقادات در حال حاضر با سكوت همراه شده اند. اما با فروكش كردن بحران ممكن است ديگر غافلگير كننده نباشد زمانيكه چاقوها از حادثه يابي هاي سااكاشويلي در اوستياي جنوبي خارج خواهند شد.

مترجم نوشت: با ترجمه اين مقاله از گاردین خواستم صدايي ديگر و قضاوتي ديگر در مورد "جنگ پنج روزه" در گرجستان به گوش خوانندگان وبلاگم رسيده باشد اگر كه صداي همنوا با افكار خودم را نيز گفته ام. در جاهايي نويسنده به راستي موشكافانه به شخصيت سااكاشويلي پرداخته است. اگر كمي دور دست تر به تابلوي وقايع بنگريم چنان هم مغرضانه نيست. اما يك چيز را نبايد از ديد دور نگاه داشت كه چرا "استعمار پير" نقشي در ايجاد "صلح" ندارد!!؟ در خبرها نيز به صورتي كمرنگ ظاهر شده و يا در جاهايي هم با سكوت گذشته است. بقول آن خواننده "منفور": مشكووووكم مشششششكووووك..... آخه يه جورايي با دايي جان ناپلئون فاميليت احساس مي كنم.....

پي نوشت: اين مطلب را براي روز 24 مرداد آماده كرده بودم كه به خاطر سفر غيرمنتظره به امروز موكول شد. شايد وقايع تغييراتي داشته اند اما نظر نويسنده هنوز هم براي من جالب است!

۲۴ مرداد ۱۳۸۷

زمان رفتن

"كاش خدا ازش راضي بشه!"
اين سنگدلترين و در عين حال "مناسبترين" جمله وصف حال انساني است كه پس از هشت دهه زندگي همراه با زحمت و سختي، شادي و روزهاي خوش اكنون در بستر بيماري افتاده است.
مردي كه زماني گام هاي پرغرورش توجه مردم كوچه و خيابان را به خود جلب مي كرد حالا براي حيات خود به دستي مي نگرد تا براي زنده ماندش غذايي را با سرنگ به معده اش بريزد.
مردي كه تا همين چند وقت پيش هنوز ادعا داشت كه مي تواند بهترين جوان امروزي را در كشتي مغلوب كند اكنون فقط توان اين را دارد كه با دست اشاره كند... او كه مردي گرجي تبار است و عشق به كشتي و پهلواني در خون اش است.
نمي دانم چي چيزي برايش خوب است اما نمي خواهم غرور هميشگي اش از دست برود. نمي خواهم باز در چشمانش نگاه كنم و استئصال را از نگاهش بخوانم، همانطور كه چند سال پيش به چشمان مادربزرگم نگاه مي كردم و از ناتواني در كمكم، چشمانم را به ديوار مي دوختم.... نمي خواهم.....
براستي! آيا مي توانم برايش دعا كنم كه: خدايا از او راضي شو.....!

۲۲ مرداد ۱۳۸۷

گردهمایی شبانه اروپایی ها برای اعلام همسبتگی در تفلیس

بر اساس آخرین خبرها از تلویزیون دولتی گرجستان اوضاع رو به آرامش می رود . اما شهر زوگدیدی که از شهرهای گرجی نشین نزدیک به آبخازیا است در تصرف ارتش "صلح بان" روسیه در آمده است و آنها با تانک های خود در تمام شهر در حال حرکت هستند.
همچنین به نشانه اعلام همسبتگی با دولت گرجستان و مردم آن امشب در خیابان روستاولی در برابر ساختمان مجلس گرجستان گردهمایی بزرگی قرار است برگزار شود.
در این گردهمایی رئیسان و نمایندگان 6 کشور جهان شرکت خواهند داشت. اینها رئیسان کشور فرانسه- لهستان- لیتوانی- لتونی- آمریکا و یک کشور دیگر هستند. قرار است در این گردهمایی هر کدام از آنها برای اعلام همبستگی و حمایت خود از گرجستان نیز سخنرانی کنند.
امیدوارم این سفر دولتمردان اورپایی کمک حال مردم جنگ زده و زخم خورده باشد.
از طرفی دیگر رئیس خانه گرجی در لندن اعلام کرده است که از تمام گرجیان در کشورهای مختلف می خواهد برای نشان همبستگی با سرزمین خود و اعتراض به حمله و اشغال ارتش روسیه به گرجستان روز شنبه 16 اوت برابر با 26 مردادماه در میادین بزرگ شهرهای اقامت خود راس ساعت 17 به وقت گرینویچ ( به وقت تهران 9:30 شب) یکصدا فریاد بزنند: ساکارتولو ساکارتولو. گئومرجس ساکارتولس

Ending War

It seems that war is over!!?i

پياده روي

دلم مي خواست سرم را به نشانه تاييد تكان بدم.
اما "سنگيني" سرم اين اجازه رو نداد. همانطور محكم سرجايش ماند.
چند روزي بود تنها شده بودم. اطرافم هم خبرهاي ناگوار مي چرخيد، از همه جا و همه كس.
به اندازه كافي دلتنگ بودم كه از لحن حرف زدنم همه چيز لو بره.
دلم مي خواست برم پياده روي.....

Short uptade News on WAR

Now some update on situation:

It seems that georgian troops (our troops, I have a couple of my friends in the army) have left South Ossetian territory and are moving to Tbilisi.
I would say we have lost the round.
Russian fuckin "peacekeepers" have bombed almost every town of Georgia, as well capital Tbilisi - not directly the center of the city, but some targets. One of such targets was the international airport of Tbilisi.
Right now I hear couple of jet-fighters flying around - 40 km near Tbilisi.


اين خبرهاي لحظه به لحظه وبلاگر گرجي است. بقيه خبر را در بلاگش پيگيري كنيد

وقتي كوسه اي بدنبالت است و تو ماهي كوچكي بيش نيستي

როცა აკულა მოგსდევს და ხარ პატარა თევზი
გამარჯობათ ხალხნო!


وقتي كوسه اي بدنبالت است و تو ماهي كوچكي بيش نيستي

اي مردم سلام!
دوستتان دارم و از اتفاقات آنجا در عذابم. اطراف من آرامش و صلح است. ولي ذهنم در گرجستان است و بيشتر عذاب مي كشم. در مدت چيزي ننوشتنم چرا كه وقايع به تندي گسترش پيدا مي كرد و من خود در سوال هاي زيادي فرو رفته ام. مي خواستم بدانم چه اتفاقي در حال وقوع است، چه مي گويند، چطور تحليل مي كنند....
چه بگويم.... در حال حاضر زمان آن نيست كه زبان انتقاد به سوي دولت باز كنم. وقتي كوسه اي بدنبالت است، عاقلانه نيست بايستي و توي سر ماهي جلودارت بزني كه: اين چه كاري بود كردي؟ چرا؟ چرا كوسه را تحريك كردي؟ و يا چرا به تحريك هاي او پاسخ دادي؟ واقعيت اين است كه كوسه دهان باز به دنبالت است و برپا كردن چنين بحث هايي به زودي به قيمت زندگي هردويمان خواهد بود چنان كه كار به بررسي هم نخواهد كشيد. يا بايد بر كوسه پيروز شويم و يا بايد چنان با سرعت از دستش فرار كنيم كه فقط زنده بمانيم.
چه اتفاقي افتاد؟ همانطور كه از مثالم متوجه شديد به نظر من يا رفتار تحريك آميز داشتيم و يا در تله تحريكات گرفتار شديم. و يا شايد هم مي دانستيم كه در خطر هستيم و استفاده از "فاكتور تعجب" را ترجيح داديم؟؟؟ چه اتفاقي در حال وقوع است؟ روسيه در حال به نمايش گزاردن نيروهاي خود است. پس از مدتها اين فرصت برايشان بدست آمده: آرزويشان برآورده شد. الان بايد براي همه چيز تلافي كنيم: فروپاشي شوروي، چشمداشت به سمت غرب و ناتو....و غيره. حالا مي خواهند از همه چيز انتقام بگيرند. همچنين همزمان گستاخانه اما به نمايي طبيعي مردم اوستيا و آبخازيا را بعنوان شهروند خود خطاب كردن اتفاق مي افتد. در واقع آبخازيا و اوستيا الان در دست آنها بود و الان بصورتي غيرمشروع اين مسئله را مشروع و قانوني خواهند كرد. و وضعيت ما! واقعا ناخشنود كننده است. باز شكست خورده! در گوشه گير افتاده، و اگر در شرايطي ديگر مي توانستيم فرياد بزنيم آي دزد كه دارند "قرمزي" را مي برند، اكنون ديگر نمي توانيم داد و قال كنيم چرا كه بايد جان خود و آنچه را كه داريم حفظ كنيم!
لابد فكر مي كنيد بدبين هستم و اين چه چيزهايي كه در مورد گرجستان مي نويسم؟ مي شنوم كه بسياري از شما مي گوييد ما تا آخر در برابر روسيه ايستاده ايم... به نظر من غير از خودمان كسي همدرد ما نخواهد بود. اين ايثار نيست! اين قرباني كردن خود است. بدون گرجي، خانواده هاي متلاشي شده، ديگر گرجستاني نخواهد بود!
چه اتفاق ديگري به موازات در حال وقوع است؟ چچني ها را اعزام مي كنند. اين مردم خيلي بيچاره هستند. اين تمسخر از طرف روسيه است. اول آنها را كشتند و چه بلايي كه سر آنها نياورند و حال خنده دار است، كه گريه دار نباشد، چچني ها را براي مقابله با گرجي ها و نمايش نيروهاي خود به قفقاز مي فرستند. اين براي من نشانه تمسخري چند برابر و همين طور مسئله اي دردناك است. وقتي مي داني كه چنان لت و پار مي شوي كه خودشان هيچ زخمي بر نمي دارند و به راحتي مشكل پنهاني (چچني ها) خود را نيز حل خواهند كرد (خواهند كشت). و مي داني كه به چه راحتي مغزهاي آدميان را به نفع خود مي شويند كه اين آخري حتي متوجه هم نيست كه چگونه با صداي بلند به آن ريشخند مي زنند. ولي من در واقع بايد به فكر كساني باشم كه به مقابله اينان خواهند رفت، به عاقبت پسران گرجي بايد فكر كنم. و اينان چه كساني هستند؟ در سالهاي 92 ميلادي مردان بسيار زيادي از بين رفتند و بدين ترتيب در صف ارتش امروز ما بندرت مرداني با سن 32-35 و بيشتر را خواهيد يافت. اكثر آنها 18 سال با بالا هستند كه بدليل بيكاري به صف ارتش حرفه اي گرجستان پيوستند تا در برابر حقوقي ناچيز زندگي شان را فدا كنند.
چه كساني از ما حمايت مي كنند؟
اوكراين، آذربايجان، لهستان و بوش از آمريكا برايمان نامه مي نويسند و در مصاحبه هاي خود مي گويند كه در كنار ما هستند و از ما حمايت مي كنند. فقط همين!
راه حل در چيست؟
به نظر من تنها كاري كه بايد انجام دهيم اين است كه از اين وضعيت زنده بيرون درآييم. براي اين مي دانم كه بسيار سخت است ولي سااكاشويلي بايد گامي بردارد تا روسيه را آرام كند! مي نمي خواهم خانواده ام از بين بروند! مي خواهم باز مادرم را ببينم، بستگان ديگر را نيز و مردم گرجي و گرجستان را....


توضيح: اين نوشته مربوط به دور روز پيش است. خاتيا دختر گرجي كه ساكن تورنتوي كاناداست نظر خودش را نسبت به جنگ و وقايع چند روز اخير چنين بيان كرد. اين نظر شخصي وي نسبت به كشورش است. شايد در جاهايي من و شما نظري متفاوت با او داشته باشيم.
سايت گاردين نظر خواهيي در مورد جنگ گرجستان برگزار كرده است.

۲۱ مرداد ۱۳۸۷

قبض تلفن در دست ستاره ها!؟

"تماس های تلفنی تو بیش از اندازه شده. بهتر است به قبض تلفن نگاهی بیندازی. هر چیزی باید حد و مرزی داشته باشد."

اين قسمتي از هوروسكوپ ماه تولد من است كه در 15 روز يكبار از طريق سيستم شبكه اي شركت دوستان لطف مي كنند و براي من هم مي فرستند. منبع مطلب مجله موفقيت است!
اغلب اينده نگري اين مطالب بر مي گردد به شخصيت و زندگي و رفتار هاي وي. ولي من مانده ام نويسنده چطور توانست از محل قرار گرفتن ستاره ها و اجرام آسماني به قبض تلفن من دست پيدا كنه!!!!؟
جالبتر اينكه براي بعضي ها اينو نوشته: "انسانی فعال و با گذشت هستی، ولی از لحاظ مادی کمتر به دیگران کمک می کنی." بقيه اش رو نمي گم چون صد در صد اشتباه ستاره ها رو رصد كرده! :دي

۲۰ مرداد ۱۳۸۷

How the frozen conflict turned into a flash fire

چگونه نزاع منجمد شده به آتشي ناگهاني تبديل مي شود

چرا نزاع آغاز شد؟
گرجي ها و اوستياي جنوبي طي هفته هاي مدام به سمت مقابل تيراندازي مي كردند و بالاخره صبر و تحمل در دو طرف مخاصمه گسيخته شد. اوستياي جنوبي و ديگر منطقه جدايي طلب گرجستان، ابخازيا، از استقلال غير رسمي از سالهاي 1990 برخوردار بودند گرچه تفليس هيچگاه از دست دادن اراضي خود را به رسميت نشناخت. مناقشه بين گرجستان و دو منطقه "نزاع منجمد شده" ناميده مي شد چرا كه موضوع آن همچنان حل نشده باقي مانده بود ولي جنگي در بين نبود. حرارت در اين منطقه زماني آغاز شد كه غرب استقلال كوزوو را به رسميت شناخت غليرغم اينكه روسيه در اين مورد رايزني هايي نيز كرده بود. اوستيايي ها و آبخازي ها چنين استدلال مي كنند كه زماني كه استقلال براي كوزوو محقق مي شود چرا براي آنها اين اتفاق نيفتد.
اساس دعوي اين مناطق براي استقلال چيست؟
اوستيايي ها از نسل قومي بنام آلان هستند ( در منابع فارسي زبان به قوم سيكاها اشاره مي شود- مترجم). مانند گرجي ها آنها نيز مسيحي ارتدكس ولي با زبان مخصوص به خود هستند. در زمان حكومت شوروي اوستيايي ها جمهوري خودمختاري در داخل گرجستان داشتند. گرجي ها مي گويند، اوستيايي ها با بولشويك ها همكاري مي كردند و گرايشاتي به سمت حفظ حكومت شوروي داشتند. خويشاوندان قومي آنها در مرز روسيه در اوستياي شمالي گسترده هستند بنابراين امروزه كششي احساسي به سمت روسيه دارند تا به گرجستان؛ و بنابراين بسياري از آنها پاسپورت روسي نيز دارند.
آبخازيا در كنار ساحل درياي سياه نيز جمهوري خودمختاري در زمان گرجستان شوروي بود. جمعيت آن آميخته اي از آبخازي، مينگرلي ها (قومي گرجي)، يوناني، ارمني، روسي و گرجي است و همچنين شامل جمعيت كوچك از مسلمانان مي شود. هزاران گرجي تبار خانه هاي خود را در زمان جنگ هاي داخلي در آغاز دهه 90 ميلادي ترك كردند و هم اكنون بعنوان پناهنده در تفليس و مسكو زندگي مي كنند.
چرا روسيه درگير است؟
روسيه ادعا مي كند كه به دليل حضور شهروندان خود در منطقه مورد مناقشه نمي تواند ازكناره نظاره گر باشد. گرجستان روسيه را به دخالت در امور داخلي خود و حمايت از جدايي طلبان متهم مي كند گرچه روسيه بايد نقش حافظان صلح در منطقه را ايفا كند. اخيرا روسيه در منطقه حضور خود و علاقه اش را بيشتر نمايان كرده است چرا كه گرجستان علاقمندي خود به ورود به پيمان ناتو را بيشتر ابراز كرده است ايده اي كه هر چه بيشتر مسكو را وحشت زده كرده است.
در آينده امكان چه اتفاقي خواهد بود؟
تاكنون اين جنگ نمايندگان (proxy war) بود، بين جدايي طلبان ترغيب شده از طرف روسيه و گرجستان. اما در حال حاضر روسيه و گرجستان مي توانند به گرداب جنگي مستقيم و رو در رو فرو روند. امروز نخست وزير روسيه، ولاديمير پوتين، گرجستان را به تجاوز ارضي متهم كرد و اخطار كرد كه واكنش آنها اجتناب ناپذير خواهد بود. گرجستان ادعا مي كند كه جت هاي روسي بمباران مناطق گرجي را آغاز كرده اند.
استنباط دقيقتر اين جريان چيست؟
مناقشه ممكن است با حمايت هاي مداوم روسيه از كشورهاي شوروي سابق و حمايتهاي آمريكا و اروپا از گرجستان همچنان ادامه يابد. ريشه مشكل در آن است كه جامعه جهاني بر استقلال حكومت هاي كوچك صحه نمي گذارد.


توضيح: صد البته واضح و مبرهن است كه با جملات پاياني نويسنده اين مقاله موافق نيستم كه كمي كنكاش در تاريخ گرجستان و منطقه اين استناد را به من مي دهد تا يكپارچگي ارضي گرجستان را در مرزهاي تعريف شده كنوني بدانم. كمااينكه نقشه گرجستان پس از جنگ جهاني اول كوچكتر شده است و بسياري از مناطق كنوني تركيه امروزي و روسيه در طي ساليان سال و در قرون متمادي مناطقي گرجي نشين و تحت حكومت گرجستان بوده اند.
اين مناطقي كه هم اكنون آوازه جدايي طلبي را در سر مي پرورانند به عنوان منطقه هاي اصلي خاك گرجستان و جزو تقسيمات پادشاهي گرجستان شمرده مي شدند. خودمختاري را نيز در اين مناطق بايد دستاورد حكومت و سياست شوروي دانست: تفرقه بيانداز و حكومت كن.


منبع: گاردين

۱۹ مرداد ۱۳۸۷

War in Doorstep of Georgia

Мы встретились на войне

И с неба падали …

Нет, не звезды, как у Земфиры, а бомбы – как у этих чертовых, проклятых, треклятых политиков, политиканов, лже-мудрецов и марионеточных диктаторов.

ما در جنگ همديگر را ملاقات كرديم.
و از آسمان فرو ريختند.....
نه، ستارگان را نمي گويم چنانكه براي "زمفيرا" (توضیح را بخوانید)، بلكه بمبها را- به خاطر این لعنت شدگان، نفرين شدگان سياستمداران، دلان سياسي، حكيمان-دروغگو و عروسكان خيمه شب بازي ديكتاتور....
چنین است عکس العمل "دورسکی-dvorsky" گرجی جوانی که در وبلاگش در مورد خبرهای جنگ و حمله هایی که ارتش "صلح بان" روسی این روزها در جمهوری خودمختار اوستیای جنوبی برپا کرده است.

چند شب پیش که خبر دستگیری کارادجیچ و حضور وی در دادگاه لاهه سراسر تیترهای خبری را به خود اختصاص داده بود در یکی از شبکه های تلویزیونی گرجی فیلمی در رابطه با جنگ بالکان پخش کردند.
خشونت، نفرت، بدبختی، درماندگی، زشتی و پلیدی کلماتی بسیار کوچک هستند که نخواهند توانست صحنه های جنگ قومی و کشتار و کینه و بغض انسانها را برایتان به تصور در بیاورد.
صحبتم در مورد فیلم "نجات دهنده" یا Savior به کارگردانی Predrag Antonijevic است که در سال 1998 ساخته شد. فیلم در مورد سرباز آمریکایی است که به فرار از "قانون" به صورت داوطلب به ارتش فرانسوی حاضر در جنگ بالکان می پیوندد و در آنجا گرفتار و شاهد حوادث خونبار جنگ صربها و کروات های می شود. او برای زنده ماندن و نجات فرزند دختری که مورد تجاوز طرف مخاصم قرار گرفته حتی زندگی خود را به خطر می اندازد. دیدن فیلم را به شما نیز توصیه می کنم تا یکبار دیگر جنبه دیگر سبعیت نهفته در انسانها را نظاره گر باشید. در این میان به قول اقای بهنود، این درس گرفتن و تجربه است که در بوته فراموشی ما انسانها قرار خواهد گرفت تا روزی دیگر در شرایطی دیگر به جنگی خانمانسوز اجازه مشتعل شدن بدهیم.

گرچه مقایسه دو جنگ بالکان و آتش افروزی روسیه در منطقه اوستیا و آبخازی نادرست خواهد بود چرا که در مورد آخر، به قول رئیس پارلمان گرجستان، آقای داوید باکرادزه، اگر جنگی برپاست فقط برای حفظ تمامیت ارضی کشور گرجستان است و نه جنگ قومی.

در حال حاضر سااکاشویلی به مدت 5 روز در کشور شرایط جنگی اعلام کرده است.
چند روز پیش نیروهای مسلح گرجی به تسخینوالی حمله کرده و سعی می کنند نیروهای روسی را از شهر خارج کنند که ظاهرا موفق می شوند و حدود 100 سرباز روسی نیز کشته می شوند. در پی این حمله روسیه نیز تمام قوای خود در اوستیای شمالی از جمله لشگری را که در ماجرای مدرسه بسلان دست داشته است را روانه جنوب کرده است. در ادامه شهر تسخینوالی به میدان جنگ تبدیل شده است. نیروهای هوایی روسی حمله های متعددی به مناطق داخلی گرجستان از جمله شهر گوری (اولین شهر بزرگ مجاور اوستیا و شهر زادگاه استالین) و شهر بندری پوتی و همچنین ارتفاعات قفقاز در منطقه رادچا داشته است. زخمی شدگان به بیمارستان های شهرهای دیگر اعزام شده اند. دو خلبان جنگنده روسی نیز که سقوط کرده اند در بیمارستان شهر گوری بستری شده اند. یکی از این خلبانها در پی سوال خبرنگار که در نیمه شب مشغول به چه کاری در داخل مرزهای هوایی گرجستان بودند گفت: در حال عکسبرداری از اوضاع و شرایط نیروهای مسلح گرجی بوده اند و هیچ بمبی را در منطقه منفجر نکرده اند. در حالیکه همان شبکه تلویزیونی بمب های این هواپیما را که در منطقه غیرمسکونی فرود آمده بود را به تصویر کشاند.
امروز سااکاشویلی با نمایندگانی از اپوزیسون نیز ملاقاتی داشته که طرفداری آنها را دریافت کرده است. از تلویزیون مدام اعلامیه های اصناف وسندیکاهای مردمی برای حمایت از تمامیت کشور پخش می شود. امشب نیز در تفلیس هنرمندان در میدان گل رز به طرفداری از سربازهای گرجی کنسرت موسیقی راک برگزار می کنند.
امیدوارم این منازعات با مداخله دیگر کشورها و گروههای صلح طلب بین المللی پایان یابد. همین الان گروههای دیپلماتی از کشورهای بالتیک، اوکراین و نمایندگان اتحادیه اروپا برای بررسی اوضاع و انجام مذاکره به تفلیس آمده اند.
لازم به ذکر است که در پاییز نشست بعدی ناتو برای بررسی اعطای MAP به گرجستان و اوکراین برگزار می شود. اینبار گرجستان سعی کرده است نظر مثبت آلمان را به خود جلب کند که در اینصورت شانس برای ورود به ناتو بیشتر خواهد شد. .

توضیح: در اینجا اشاره نویسنده به ترانه ای از ستاره موسیقی راک روسی بنام زمفیرا است. او در ترانه Progulka یا A Walk می گوید:
случайно падали звёзды
в мои пустые карманы
и оставляли надежды

Stars falling, not on purpose
In my empty pockets
And they were leaving hopes

۱۵ مرداد ۱۳۸۷

دلتنگي براي دوست

دارم ليست قيمت مقايسه اي چند مناقصه رو وارد كامپيوتر مي كنم تا آرشيوم تكميل بشه. همزمان هم موسيقي رو كه توي گوشم جاريست زمزمه مي كنم.
My world is miles of endless roads
That leaves a trail of broken dreams
Where have you been
I hear you say ?
I will meet you at the Blue Cafe

پشت سرم همكارهاي خانم كه در اين روزهاي تعطيلي اروپا كمي از كارشون كم شده دارن براي جشن عروسي انواع آرايش و لباس مد شده را تعريف مي كنن. يكي شون قرار آخر هفته بره جشن. بحث بر سر لاك ناخن هست كه چه رنگي به لباسش بيشتر همخواني داره. ناگهان بوي تند استون و لاك فضا رو مي گيره!!! باورم نمي شد. قبلا همين كار رو يكي ديگه از خانم هاي همكار كه در "جناح مقابل" هست انجام داد كلي مورد مناقشه و بحث جدل خودش شد حالا همون كار "زشت در محيط كاري" را تكرار مي كرد!!
تست كردن همچنان ادامه داره تا رنگ مناسب از بين لاك ها انتخاب بشه. جواب منتفي شد. "رنگ صورتي اش خيلي جيييغه. من فردا برات رنگ سرخابي رو كه دارم ميارم. اون بهتره".
برنامه فردا هم مشخص شد.
همه اينها رو از گوش دومم كه گوشي نداره مي شنوم.
عجب! چه تفاوت قيمتي! مگه ميشه چنين باشه. شركت دوم حتما خواسته فقط به خاطر حضور در مناقصه قيمت بده. و گرنه معلومه كه قصد پيروزي نداشته!!

Where have you been?
Where are you going to?
I want to know what is new

يادم مياد كه چرا غرغر كردنم مياد. باز دارم تنها ميشم. باز مثل سالها پيش بعد از پايان دوران تحصيل دوستان نزديكم و كساني كه گاهي وقتها مي تونستم باهاشون از هر دري گپ بزنم تصميم به ترك وطن كردند. پارسال يكي از نزديكترين دوستانم و مي توانم بگم خواهرم دومم هم رفت آنسوي مرزها تا شايد در ميان مردمي ديگر و در كشوري غريب توانايي ها خودش رو بيازمايد و "زندگي" كند و بياموزد آنچه را كه ما از او دريغ مي كرديم.
امسال اما تعداد مسافران زياد شده.
دلم گرفت. زماني فكر مي كردم كه براي سن و سال من (افكار نادرست را دور كنيد من خيلي هم جوان هستم) پيدا كردن دوست و جايگزين كردنش با قديمي ها غير ممكن هست. در واقع دلم نمي خواست و حوصله هم نداشتم كه دست به گزينش و دوست يابي بزنم. اما موقعيت هاي زندگي چيز ديگه اي ميگه. دوستاني و همرهاني جديد رو در اين راه پيدا مي كني در هر سن و سالي و هر مكاني.
دوستان جديدم را با وسواس هميشگي انتخاب كردم و برايم هم اهميت دارند. هنوز در كنارشان هستم اما به روزهايي فكر مي كنم كه تنها در اين شهر غريب باز بايد دل دوستي به كسي و كساني ببندم كه تنها راه چاره در زندگي شان ممكن است جلاي وطن باشد....
آيا كسي در آينده چنين پستي رو براي من خواهد نوشت!؟

۱۲ مرداد ۱۳۸۷

كاروان المپيك گرجستان

اين روزها در هر فضا و اجتماعي كه قرار بگيريد صحبتي هم از المپيك چين به ميان خواهد آمد. خبرهاي ورزشي و غيرورزشي كاروان المپيك ايران در هر شبكه تلويزيوني- روزنامه- مجله و سايت اينترنتي پر شده است. همچنين هيجان نحوه افتتاحيه بازيهاي المپيك و خبرهاي چين ديگه داره به اوج خودش ميرسه.
براي اطلاع از جزئيات و حمايت دوستداران ورزش و كاروان المپيك گرجستان بي مناسبت نديدم كه با هم شرايط و وضعيت گروه را بررسي كنيم:
ورزشكار مرد: 22
ورزشكار زن: 6
تيراندازي با كمان : 2 نفر
ژيمناستيك نمايشي: 1 نفر
دو و ميداني: 1 نفر
مشت زني: 2 نفر
جودو: 7 نفر
تيراندازي با اسلحه : 1 نفر
شنا: 2 نفر
ترامپولين: 1 نفر
وزنه برداري: 1 نفر
كشتي فرنگي: 5 نفر
كشتي آزاد: 5 نفر
زنان در ورزشهاي تيراندازي با كمان- دووميداني-تيراندازي- شنا و ترامپولين شركت دارند.
نمايه كوتاهي از فعاليت ورزشي هر كدام از ورزشكاران اعزامي را مي توانيد از سايت كميته المپيك گرجستان بخوانيد.

دولت گرجستان براي تشويق و سپاس از ورزشكاران جايزه نقدي به مدال آوران المپيكي خواهد داد. براي مدال طلا سقف 100 هزار دلار اعلام شده بود كه بعدا به 100 هزار يورو افزايش يافت. مدال نقره 70 هزار و مدال برنز 50 هزار يورو دريافت خواهند كرد. به همين ترتيب مربي هر ورزشكار مدال آور نصف ارزش مدال را بعنوان جايزه دريافت خواهد كرد.

نظر دهيد كه چگونه باشد My Daily Diving؟

در پي توصيه/تذكر يكي از خوانندگان تصميم گرفتم از شما در مورد انتظارات شما از اين وبلاگ و نوشته هاي آن نظرخواهي كنم.
مي خواهم بدانم با آمدن به اين صفحه منتظر ديدن و خواندن چه مطلبي هستيد؟ آيا تاكنون توانسته ام علاقمندي شما و خواسته هايتان را جوابگو باشم يا خير؟ تا چه حد موفق بوده و تا چه حد شما را مايوس كردم؟
آيا مطالب اينجا تنوع مورد انتظار شما را داشته است يا خير؟
دوست داريد مطالب به فارسي باشد يا مطالب گرجي هم اضافه شود؟ (با درنظر گرفتن اين مطلب كه عده ي زيادي از خوانندگان اينجا فارسي زبان هستند و در عين حال ديگر همشهرياني هستند كه هنوز خواندن و نوشتن گرجي را فرانگرفته اند.)
از تمام خوانندگان مي خواهم كه نظر و توصيه و انتقاد خودشون را در مورد مطالب بايگاني شده و مطالب آتي بيان كنند تا با هم براي گسترش فرهنگ و زبان گرجي در بين گرجي زبانان ايران زمين و در براي آشنايي فارسي زبانان با هموطنان گرجي گام برداريم.
"هم اكنون به ياري شما نيازمندم"!


پي نوشت: آندسته از خوانندگاني كه با كامنت گذاري مشكل دارند جاي دارد توضيح دهم كه با كليك كردن روي تيتر مطلب در صفحه جديد صفحه نظرخواهي در پايين نمايان خواهد شد. مي توانيد نظر خود را برايم ارسال فرماييد. ممنون.

پی نوشت 2: بلاخره کمی تنبلی رو کنار گذاشتم و به پشتکاری فراوان مرحله برچسب گذاری مطالب رو اغاز کردم حدود 150 پست برچسب دار شده اند. روزهای آینده نیز تکمیل خواهم کرد.