۱۳ آذر ۱۳۸۶

یوسف خان گرجی و قلعه سلطان آباد

گرجستان در قرن شانزدهم میلادی مصیبت بارترین دوران تاریخ حیات خود را سپری نمود. حملات عثمانیها و صفویان به بهانه جهاد با کفار و در واقع جامه عمل پوشاندن به اهدافشان یعنی توسعه ارضی و غارت اموال و گرفتن اسرا و غنایم فراوان چنان شدید و بی رحمانه بود که در پایان حملات دیگر از آبادانی و رونق اعصار گذشته چیزی به جشم نمی خورد.
از مطالعات و جمع بندی ماخذ و منابع دوره صفویه چنین بر می آید که در طول حملات صفویان به گرجستان تعداد کثیری از گرجیها به ایران کوچانیده شدند. تعدادی که صراحتا ذکر شده بالغ بر دویست و بیست و پنج هزار نفر است. همچنین در دوران زندیه و قاجار نیز اسرا به مناطق محتلف ایران کوچاینده شدند که جمعا در این سه دوره حدود دویست و هفتاد هزار نفر می باشند.
بسیاری از این مهاجرین طی سالهای متمادی برای حفظ وطن و هویت و ملیت خود با ساکنان محلی مدام در مبارزه بودند ولی در آخر با جمعیت بومی در آمیخته و ربان خود را از دست دادند.
در این بین کم نبودند از رجال گرجی که خود را تا مقامات و رده های نزدیک به پادشاهان صفوی، زند و قاجار رساندند و نام خود را در تاریخ این سرزمین ثبت کردند. هرچند که در منابع فارسی امروزه از نژاد و اصلیت آنها سخنی به میان نمی آید!!ا
در منابع به لیست طویلی از اسامی و امرا و حکام گرجی برمی خوریم. آنها در شمالی ترین نقطه سرزمین امپراطوری ایران- قراباغ، در جنوبی ترین نقطه- هرمز، در شرقی ترین- قندهار و در غربی ترین-بغداد حکومت می کردند.

بدلیل اتفاق میمونی که برای یکی از دوستان نزدیکم افتاده و به تازگی عروس اراکی های شده برایش مختصر تاریخچه ای از این شهر گفتم که به گرجی ها ربط داشت. شاید برای شما نیز این مطلب جالب باشد.
شهر اراک از نظر تاریخی نسبت به سایر شهرهای استان از قدمت چندانی برخوردار نیست. (البته اگر خانم صابری اعتراض نکنند) زمان احداث شهر اراک به دوره قاجار و سلطنت فتحعلی شاه می‌رسد. در اوایل سلطنت قاجار در عراق عجم بعلت وسعت زیاد و جمعیت فراوان همواره ناامنی و اختلافات محلی بروز می‌کرد و این امر از لحاظ سیاسی و اقتصادی برای حکومت مرکزی بروز مشکل می‌کرد. در زمان فتحعلی شاه قشونی به نام عراق تشکیل گردید و یوسف خان گرجی از فتحعلی شاه تقاضا نمود که برای مرکز قشون عراق عجم قلعه‌ای نظامی احداث کند. به همین جهت تأسیس ساختمان اولیه شهر به‌صورت قلعه‌ای به نام سلطان آباد، شروع ودر سال ۱۲۳۱ به پایان رسید.
یوسف خان گرجی مدت کوتاهی به نیابت از طرف سلطان محمد میرزا سیف الدوله پسر فتحعلیشاه حکومت اصفهان را بر عهده داشت. او در جنگهای ایران و روس هنگام حمله روسها به گیلان مامور دفع آنها شد و آنها را شکست داده از گیلان عقب راند. حوزه حکومتی وی علاوه بر اراک نواحی کزاز، کمره، تفرش و آشتیان را هم در بر می گرفت.
همچنین از این لینک می توان به احساس دوستی و خوش بینی یوسف خان گرجی به روابط گرجی ها و شاید ایرانیان نسبت به کلیمیان آن زمان پی برد:
كليميان در اراك
اطلاعات دقيقي از اولين حضور كليميان در شهر اراك در دسترس نيست. برخي اعتقاد دارند: «تعدادي يهودي در اوايل تأسيس قلعه سلطان آباد در سال 1231 ه.ق. در روستايي به نام دستجرده زندگي ميكردند تا اين كه پس از اتمام بناي قلعه سلطان آباد توسط يوسف خان گرجي آنها را به داخل قلعه آوردند و علت انتقال آنها هم اين بود كه اكثريت قريب به اتفاق آنان تاجر، دكتر و داروساز بودند» (روابط عمومي فرمانداري سربند، اقليتهاي مذهبي در شهرهاي اراك و شازند، سال 1370) كه البته سند معتبري در اين خصوص ارائه نشده است. مصاحبه به عمل آمده با برخي كليميان، حاكي از آن است كه تعدادي از يهوديان، در گذشته از گلپايگان، كاشان و همدان به اراك مهاجرت كرده اند.


پی نوشت بسیار مهم: همچنین می خواهم رازی را برای ماری عزیز برملا کنم. مدتها قبل با هم بر سر نژاد الله وردیخان بحث کردیم، گفتی که مادربزرگت میگوید او از اجداد شماست و من هم به تو ثابت کردم که وی گرجی است!!!ا ولی از اونجایی که احتمالا "یوخته" ریاضی ت ضعیف "بوده س" نتوانستی معادله را حل کنی!!؟ حالا مطلب را با مادربزرگ ات در میان بگذار.
دستهای پر مهرت را می فشارم ای خواهر گمشده من در تاریخ، ای هم خون من ای ماری خاتون گرجی :دی



منابع: ویکی پدیا، کتاب جایگاه گرجی ها در تاریخ و فرهنگ و تمدن ایران نوشته سعید مولیانی