۲۳ اسفند ۱۳۸۵

Georgian Dance

"All the ills of mankind, all the tragic misfortunes that fill the history books, all the political blunder, all the failures of the great leaders have arise merely from a lack of skill at dancing" said Moliere once. Havelock Ellis remarked that "Dancing is the loftiest, most moving, the most beautiful of the arts, because it is no mere translation or abstraction from life: IT IS LIFE ITSELF!" رقص زبان بدن آدمی است. در رقص آن چیزی نهفته است که نشانه یکپارچگی هر قوم و ملیت است. هر حرکت دست، هر حرکت پا ایجاد کننده انرژی پنهانی است که در فلسفه خاور دور انرژی دورنی و برونی خوانده می شود. این انرژی را نیز جادوگران اروپایی در دوران خود بخوبی می شناختند. همچنین کلیسا نیز به خوبی به این مطلب پی برده بودند و به همین خاطر هم رقص برای تارکین دنیا ممنوع کرد. و حتی بیش از آن، تارک دنیا نباید با ریتم موسیقی حتی در دل خود تحریک شود، چرا که این نشانه سستی در برابر تسلط بر بدن خود است. انسانی که به آسانی پیرو (همراهی کردن) ریتم و آهنگ موسیقی شود دارای اراده ای سستتر از کسی است که طبق خواسته درونی، آهنگ راه پیروی می کند. مطابق این، دیسکوهای امروزی نشانگر پیروزی جسم و هوس و شهوت بر روح آدمی است!؟ رقص گرجی در میان رقص های فولکلوریک جهان جایگاهی ویژه دارد. در مورد آن می توان بسیار نوشت و گفت. گریگل روباکیدزه (نویسنده و شاعر) گفته است که کسی دیگر نمی تواند مانند ما برقصد! (از لحاظ نژادی توان نخواهد داشت.)!؟ در این کلمات بزرگترین حقیقت نهفته است چرا که هر شی، هر موجود دارای یک نوع حرکت (ویبراسیون) مخصوص به خود در فضا می باشد. برای هر قوم نیز یک حرکت (ویبراسیون) ویژه بیان کننده یکپارچگی وی می باشد. و بنابراین ویژگی رقص گرجی را فقط یک گرجی می تواند به نمایش بگذارد و اگر توسط ملیتی دیگر اجرا شود حرکتهای وی مکانیکی خواهد بود. پس بر ماست که رقص گرجی را آنطور که پیشینیان ما برایمان به ارث گذاشته اند اجرا و حفظ کنیم. در اینجا می خواهم رقص مردمی (فولکلوریک) گرجی را به شما معرفی کنم. این رقص نفس گیر و پر شکوه نشان دهنده تاریخ زنده قرنها هنر، فرهنگ و رسوم گرجی است. رقص فولکلور گرجی چندان در دنیا مشهور نیست ولی شکوه و زیبایی آن با یکبار دیدن فراموش نشدنی خواهد بود. در طول تاریخ، رقص گرجی گروههای بسیاری را از حرفه ای تا آماتور تجربه کرده است که هر یک به طریقی جهان را با زیبایی خود هیپنوتیزم کرده اند. لباسهای زیبا هنر و تاریخ را در یک هارمونی در هم می آمیزد و این همه با هم با حرکات موزن و منظم در بیننده اثری مهیب می گذارد. قبل از آغاز تشریح رقص ها، اجازه بدهید بصورت کلی در مورد ویژگی هر رقص بصورت مختصر توضیحی بدهم. هر رقص نوع زندگی هر منطقه را که برخاسته از آن است مجسم می کند و این دلیل منحصر بفرد بودن و گوناگونی رقص گرجی را می رساند. رقص کوهستانی مانند خووسورولی، قزبگی و یا متیورولی بشدت از رقص های به اصطلاح دره ای مثل آچارولی و دورولی متمایز می شوند. لباس ها و پوشش ها برای هر رقص متفاوت است و نشانگر لباس های سنتی و تاریخی می باشد. رقص کارتولی (گرجی) این رقص یکی از رقص های اصلی گرجی و در ذهن بیننده یادآور مراسم عروسی است. کارتولی یکی از رومانتیک ترین رقص ها است. این رقص نه بر پایه حالتهای رقص بنا شده است بلکه نشانده دهنده قاعده رابطه زن و مرد می باشد که از پنج قسمت تشکیل شده است: در ابتدا درخواست همراهی مرد از زن، رقص با هم، رقص انفرادی مرد، رقص انفرادی زن و در پایان حرکتهای متفق با هم زن و مرد. رقص بیانگر دلیری، جوانمردی، تعارف بین مرد و زن گرجی است.این رقص تشکیل شده است از در هم آمیختن لطافت و فریبندگی زن و وقار و عشق یک مرد. چشمان مرد در همه حال بر روی پارتنر زن بعنوان یگانه موجود برای وی متمرکز شده است. مرد رفتار بسیار محترمانه ای را نسبت به زن نشان میدهد. و این رفتار با ثابت ماندن بالاتنه مرد نسبت به زن و حرکات ریز و نامحسوس پاها بیان شده است. همچنین در همه حال اندام بالایی مرد بدون حرکت است. در مقابل چشمان زن همیشه رو به پایین است و مانند یک قو روی دریاچه می خرامد. اجرای رقص کارتولی بیشترین مهارت را با تمرین های بسیار زیاد میطلبد. بدلیل سختی اجرای این رقص فقط تعداد انگشت شماری از زوج ها می توانستند بخوبی آنرا اجرا کنند از این جمله اند دوئت های افسانه ای نینو رمیشویلی - ایلیکو سوخیشویلی و ایامزه دلابریدزه- پریدون سولابریدزه. یکی از قوانین مهم این رقص این است که مرد به هیچ وجه نباید با پارتنر زن خود حتی با لباس تماس داشته باشد. خورومی- خواستگاه این رقص جنگی از ناحیه آچارا قسمت جنوب غربی گرجستان می باشد. در ابتدا این رقص با تعداد کمی از مردان اجرا می شد. گر چه امروزه تعداد آنها افزایش یافته و با سی تا چهل نفر اجرا می شود. علیرغم تغییر در تعداد نوع و نحوه اجرای آن تغییر نکرده است. این رقص زندگی اردوگاه جنگی را به تصویر می کشد. پیش درآمد رقص با تصویر کشیدن اردوگاه دشمن و جستجوی مردان گرجی برای اردو زندن می باشد. سپس فراخواندن دیگر افراد به میدان جنگ است. خروج مردان جنگی از صحنه کاملا نفس گیر است. نیرو و توانایی آن ساده است ولی حرکات مشخص و دقت در یک خط قرار گرفتن شما را متحر می سازد. این رقص در درون خود موضوع های مختلفی چون جستجو، جنگ و جشن پیروزی را در جنگجویان گرجی در هم می آمیزد از آنجاییکه در تاریخ گرجستان با جنگ های فراوانی برخورد می کنیم، خورومی صدایی از گذشته است و به ما یادآوری می کند که برای داشتن صلح باید جنگید! خورومی از چهار بخش تشکیل شده است. تعداد کمی از مردان که در حال تحقیق و جستجو برای پیدا کردن اردوگاهی مناسب هستند. به تصویر کشیدن اردوگاه دشمن، فراخوان به اردوگاه و آماده شدن و جنگ و پیروزی مردان گرجی. خواستگاه رقص آچارولی نیز در ناحیه آچارا می باشد. این رقص با رنگ لباس متنوع و خلق و خوی بازیگوشانه مردان و زنان رقاص متمایز میشود. دلپذیری نرمی و بازیگوشی و حرکت تند و سریع مردان وزنان مشخصه این رقص است. برخلاف کارتولی، ارتباط میان زن و مرد در این رقص کاملا غیر رسمی و با نشاط است. رقص آچارولی در مراسم ها وجشن ها با حضور زنان و مردان اجرا میشده است. گان د گان نیز رقص دوتایی شاداب و سریعی همراه با رقص آچارولی است. پارستا- خواستگاه ان در ناحیه گوریا است. ویژگی آن گامهای تند و ریتم سریع، خلق و خوی بزمی و تنوع رنگ است. پارستا گروهی از رقص ها می باشد که تصویر لحظه ای از تاریخ و روحیه گرجیها را نشان میدهد. پارستا یکی از رقص های قدیمی است که در بزم های روستایی بسیار اجرا می شده است. قزبگوری- قزبگوری ما را به کوهستانهای شمالی گرجستان می برد که با فرهنگ و رسوم گوناگون خود مشخص می شود. فضای کاملا سرد و زمخت و خشن کوهستان در قدرت و نیروی حرکات مشهود است. این رقص فقط توسط مردان اجرا می شود و نشانگر استقامت و تحمل مردان کوهستان را نشان می دهد. خنجلوری-بر پایه تاریخ گرجی ها به کوشیدن برای برتری گرایش دارند. این تمایل نیز در رقص فولکلور نیز خود را نشان داده است. از آنجایی که بسیاری از رقص های گرجی بر پایه رقابت نهاده شده است. خنجلوری نیز یکی از اینهاست. در این رقص چوپان ها پوشیده رد چوخه های (لباس مردانه محلی) قرمز با هم در استفاده خنجر و حرکات خود رقابت می کنند. چوپان ها یکی پس از دیگری توانایی های خود را به نمایش می گذارند. این رقص به دلیل استفاده همزمان از خنجر و حرکات تند و سریع به مهارت بالایی نیاز دارد. خوسورولی رقص کوهستانی دیگر تقریبا یکی از رقص های با شکوه است که روحیه گرجی ها را نشان می دهد. اجزای آن عشق، احترام به زن، مقاومت، رقابت، مهارت و چیره دستی و رنگارنگی اجرایی با شکوه خواهد بود. رقص با یک جفت رقصنده بازیگوش شروع می شود. بصورت غیره منتظره مردی جوان نمایان می شود که از زن تقاضای رقص می کند. برخوردی میان دو مرد صورت گرفته و سریعا به جنگی میان آنها ودیگر یارانشان شروع می شود. این رودرویی با انداختن دستمال سر یک زن میان دو مرد تمام می شود. بصورت سنتی وقتی یک زن دستمال سر خود را میان نزاع دو مرد می اندازد اختلاف و مشاجره پایان خواهد یافت. اگرچه با خارج شدن زن از صحنه دوباره نزاع از سر می گیرد. مردان از دو گروه مقابل با خنجر و سپرهای خود با هم می جنگند. در بعضی مراسم هر مرد با سه تن دیگر می جنگند. پایان این رقص "باز" است یعنی بیننده پایان آن را نخواهد دانست. متیورولی نیز رقصی کوهستانی است. همانند خوسورولی، متیورولی نیز بر پایه رقابت نهاده شده است. اگر چه این رقص اساسا رقابت میان دو گروه از مردان جوان است. گرچه این رقص بیشتر شبیه بزم رقابتی ورزیدگی و هنر است. در ابتدا گروهها در حرکات خود به رقابت می پردازند سپس رقص گروهی دختران و بعد از آن رقص های انفرادی با حرکات اعجاب برانگیز با زانوها و پنجه های پا است. این رقص به درستی یادآور جشن و پایکوبی در کوهستان است. خونگا و سیمدی- ریشه هر دوی این رقص ها در اوستیا، منطقه ای در شمال گرجستان دارد. این دو رقص تشابه زیادی در عین حال تفاوت جزئی دارند. لباس ها در هر دو با آستین های بلند، کلاه و سرپوشهای بلند مرد و زن مشابه است. خونگا رقصی مردانه با حرکات ظریف و زیبا است. ولی در سیمدی جفت های زیادی به اجرا می پردازند. زیبایی سیمدی در اجرای صفوف منظم و یکدست، کنتراست رنگهای سیاه و سفید لباس رقص، نرمی حرکت و هارمونی همه اینها است. خونگا اغلب در مراسم عروسی اجرا می شود. کینتوری- یکی از رقص های شهری یادآور "تفلیس قدیم" است. نام این رقص از کینتوس ها تاجرهای خرده پای تفلیس قدیم است. آنها لباسی سیاه رنگ با شلواری گشاد به تن می کردند و اغلب در شهر جنس خود را که مواد غذایی بود را روی سر حمل می کردند. وقتی مشتری کالای خود را انتخاب می کرد، کینتوس ها از کمر خود شالی ابریشمی در آورده و با آن توزین می کردند. کینتوس ها به حیله گری و شوخ بودن، چابکی و بی تشریفاتی بودن مشهور بودند. این ویژگی ها در رقص کینتوری نیز مشهود است. سامایا- این رقص توسط سه زن اجرا میشود که قدمت آن به دوران قبل از مسیحیت بر می گردد (دوران پاگان). گرچه امروزه سامایا نشانگر و نماد "پادشاه تامارا" (زن) می باشد. گرچه پادشاه تامارا در بسیاری از منابع به عنوان ملکه یاد شده است. پادشاه تامارا بعنوان شاه گرجستان یکپارچه در قرن دوازده و سیزده میلادی بعنوان اولین زن سلطنت می کرد. نوع لباس این سه زن از نقاشی های آبرنگ بجا مانده از پادشاه تامارا برگفته شده است. رفتار با وقار، حرکات نرم آنها زیبایی خاص و شکوه و جلال تامارا را یادآورد می شود. جیرانی این رقص بر اساس اپیزودهای شکار گوزن جادویی ساخته شده است. قاراچوخلی مردان هنرمند و صنعت گر شهری بودند که چوخه های سیاه رنگ می پوشیدند. آنها بدلیل سخت کوش بودن در کار و در عین حال به سبکباری نسبت به زندگی مشهور بودند. عشق او به زندگی، شراب و زنان زیبا در این رقص به اجرا در می آید. دولوری- این رقص نیز مانند کینتوری و قاراچوخلی نمایش دهنده رقص شهری می باشد ولی برخلاف این دو نشانگر آریستوکراسی شهری است. شاید اجرای این رقص کارتولی را به شما یادآوری کند، گرچه حرکات در دولوری از پیچیدگی کمتری برای زن و مرد داراست. سوانوری- منطقه کوهستانی سوانتی دارای زبان محلی و فرهنگ مخصوص به خود است و از دیگر مناطق شرقی گرجستان متمایز می گردد. رقص معمول این منطقه کوهستانی نیز با نمایش قدرت و توان بالا و حرکات پیچیده در پنجه های پا است. پی نوشت: این نوشته ها ترجمه ای از منابع گرجی بود، البته با کمی تلخیص از خودم. تلاش خودم رو کردم که به قولی که به دوستی داده بودم تا امشب این مطلب آماده بشه، به احتمال زیاد اشتباه های تایپی زیادی خواهد داشت، معذرت می خوام. سعی می کنم تصحیح کنم و اگر پیشنهادی دارین ممنون میشم راهنمایی ام کنید.