۲۳ مرداد ۱۳۸۵

تلاش

در تلاشم که ثابت کنم تو مثل دیگران نیستی; و تو در تلاشی که ثابت کنی من هم; مثل دیگران هستم...

همیشه مجهول

داشتم مثل هر روز با ماشین برمیگشتم خونه. صدای ترانه برج تنها گوشهامو پر کرده بود.
چون داشتم به تقاطع نزدیک می شدم سرعت رو کم کردم. توجهم به ماشین جلویی (که رنگ عجیبی هم داشت) جلب شد! از فاصله زیادی نسبت به تقاطع سرعت ماشینشو خیلی کم کرده بود. آخه توی بزرگراه توی اون ساعت از روز لاک پشت وار حرکت می کرد. مسافت خیلی کوتاهی موازی با اون به حرکت ادامه دادم. از چهره اش معلوم بود داره یه معادله چند مجهولی رو حل میکنه.
چراغ راهنمایی زرد بود. ولی چون آفتاب داشت از روبرو به چشمام می زد یه لحظه شک کردم که نکنه قرمز شده... ترمز نکردم و به راهم ادامه دادم.
توی آینه نگاه کردم. ماشین لاک پشته ولی مردد بود هنوز. نمیدونم شاید هم به جواب رسیده بود که خشکش زده بود و نتونست زود حرکت کنه تا پشت چراغ قرمز توی این گرمای تابستون نمونه.
دوباره صدای ابی گوشهامو پر کرد.
باد و بارون که تموم شد، اون پرنده پر کشید

july03

To my sleepy lion, I miss U When I need you : Just close my eyes and I'm with you And all that I so want to give you It's only a heart beat away When I need love I hold out my hands and I touch love I never knew there was so much love Keeping me warm night and day Miles and miles of empty space in between us A telephone can't take the place of your smile But you know I wont be traveling for ever It's cold out, but hold out and do like I do When I need you Just close my eyes and I'm with you And all that I so want to give you babe It's only a heartbeat away It's not easy when the road is your driver Honey, that's a heavy load that we bear But you know I won't be traveling a lifetime It's cold out but hold out and do like I do Oh I need you When I need you I hold out my hands and I touch love I never knew there was so much love Keeping me warm night and day When I need you Just close my eyes and I'm with you And all that I so want to give you It's only a heart beat awa

july 06

I know, it is so stupid, I have saved my missed calls; but I delete my received’s. I know… I know… I know…

جنس چینی

به قول معاون کلانتر: خدا لعنتت کنه ماکسی!!!! من که می خواستم تو رو جای امنی بذارمت. آخه ازت خوشم اومده بود، به چشمهات که نگاه کردم. با وسواس زیادی خریدمت، آخه من خرید عروسک رو زیاد دوست نداشتم ولی وقتی تو رو توی ویترین فروشگاه دیدم، با اون نگاه ملتمسانه، دلم برات سوخت؛ خریدمت. می دونستم یه روزی میشکنی، خرد میشی ولی فکر نمی کردم به این زودی، به این سرعت، پودر بشی، طوری که دیگه نتونم دوباره بازسازیت کنم، الان که پودر پودر شدی چکارت کنم؟ چی شد؟ نکنه تو تحمل شنیدن حرفهامو نداشتی که این اتفاق برات افتاد. یا تو از اون جنس مرغوبی نبودی که من فکر می کردم. شاید هم عروسکهای دیگه ازت ناراحت شدن، چون فکر میکردن تو جاشونو تنگ میکنی و این اتفاق افتاد. دلم برات تنگ میشه. آخه تو اولین عروسک چینی بودی که ازت خوشم اومده بود. نمیدونم چی شد افتادی، شکستی، شکستی، شکستی، شکستی، شکستی

To You Dear Sleepy Lion

თოვოლი რომ გათოვს ჩემი ფიქრია

برفی که بر تو میبارد افکار من هستند წვიმა რომ გაწვიმს ჩემი ცრემლია
بارانی که بر تو می بارد اشکهای من هستند მე ვარ უბრალოდ შენი სიზმარი და შენი ძილიც من فقط، رویای تو هستم و نیز خواب تو შენ რომ გაღვიძებს მე ვარ ის ქარი نسیمی که تو را بیدار میکند، آن منم წყურვილს რომ გიკლავს ის წყარო მე ვარ چشمه ای که تو را سیراب می کند، آن منم روزت مبارک برای تو

۱۶ مرداد ۱۳۸۵

ketili iqos chemi mobrzaneba, aqa mshvidoba.

این اولین بلاگ منه. به قول خودمون این یکی و باشه هزار تای دیگه
میخوام نوشته هام رو از یاهو 360 به اینجا منتقل کنم. اگه کمکم کنید اینجا رو با هم بسازیم ممنون میشم. پس دست بده تا سر پا بایستمes chemi pirveli blogia. tu damexmarebit am chemi axali saxlis ashenebashi madlobeli viqnebi. mash aba xeli momeci...