۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۰

هوای روزهای بارانی

http://www.blogger.com/img/blank.gif اتفاقات خوشایند و بیاد ماندنی برایم با روزهای بارانی تداعی شده است. در واقع بهترین و دل انگیزترین آنها در روزی بارانی بوقوع پیوسته.
سالها پیش در سن 19 سالگی، زمانیکه عشق به زبان ایتالیایی و فرهنگ ایتالیایی سراسر وجود و ذهنم را اشغال کرده بود، سفری تابستانی به یکی از شهرهای شمالی ایران داشتم. در این سفر مهمان دوست قدیمی و خانوادگی مان بودم. ما در یکی از مجتمع ها استراحتی کنار ساحل اقامت داشتیم. مدیریت مجموعه برای ساکنین هر شب در فضایی روباز ساعت 9 شب فیلم به نمایش می گذاشت. در روز دوم اقامت مان گفته شد که یک فیلم خارجی قرار است نمایش داده شود، پس تصمیم گرفتیم تا شب به "سینمای" روباز برویم. پس از کلی تاخیر بالاخره فیلم به نمایش درآمد. از شدت ذوق و شوق نمی دانستیم چه عکس العملی نشان دهیم. فیلم "بچه های خیابان" نانی لوی بود!
هنوز نیم ساعت از شروع فیلم نگذشته بود که باران شروع به باریدن گرفت. ما که غرق تماشای فیلم و لذت بردن بودیم بی اعتنا به نم نم باران شدیم. حاضران کم کم با شدت گرفتن باران سینما را ترک کردند. ما اما محو تماشای فیلم و ترانه های ایتالیایی مسخ شده ماندیم و در باران شدید فیلم را تا آخر نگاه کردیم. البته لطف و ذوق "آپاراتچی" را نباید فراموش که در این هوای بارانی فقط برای 5 نفر دستگاه را خاموش نکرد. لذتی که از تماشای این فیلم در هوای بارانی بردم همیشه با من همراه است.

چندی پیش در دومین ماموریت کاری به یکی از شهرهای اروپایی رفتم. این اولین مسافرت من به کشوری اروپای غربی و کشوری غریب بود که زبان مردمانشان را نمی دانستم. در شرایطی استثنایی در طی سفرم یکی از دوستان تازه هم آنجا بود. با لطف و محبتی فراوان مرا به گشت شهری دعوت کرد. هوای اون روز ابری بود و احتمال باران نیز بود.

عاشق پیاده روی هستم و این را از قبل اشاره کرده بودم، پس به مرکز شهر رفتیم جایی که بخش قدیمی شهر با معماری خاص اروپایی اش زبانزد همگان است.
در حین پیاده روی ایشان از سالهای حضور و زندگی اش در این شهر، مردم، فرهنگ و رسوم آنها برایم تعریف می کرد. آرام آرام باد شروع به وزیدن کرد، قطره ای های باران یکی در میان صورتم را خیس می کرد. پیاده روی و گپ زدن هنوز ادامه داشت، هر بار با گذشتن از محله ای یا منطقه ای دوست با بیان خاطره ای مرا در اتفاقات آن شریک می کرد. شدت باران بیشتر و بیشتر می شد، اما هنوز در حال پیاده روی بودیم، من از لحظه لحظه زمان لذت می بردم و سعی می کردم زمان را به نفع خودم در ذهنم متوقف کنم. هنوز باورم نمی شد که به این سفر رفته ام و دارم در چنین هوای مسرت بخشی با این شهر آشنا می شوم آنهم در کنار دوستی این چنین با شور و محبت. انگار که در رویا بودم...

۰۲ اردیبهشت ۱۳۹۰

دفتر خاطرات لاورنتی بریا در روسیه چاپ شد

რუსეთში ლავრენტი ბერიას საიდუმლო დღიურები გამოქვეყნდა

مشخص شده که دست راست جوزف استالین و نزدیکترین فرد و همفکر وی، لاورنتی بریا دفتر خاطرات می نوشته است. پس از گذشت از نیم قرن از مرگ او، یک تاریخ دان روسی بنام سرگئی کرملیوف، دفتر خاطرات وزیر کشور شوروی سایق را بصورت کتاب سه گانه چاپ کرد. کتاب اول- "استالین اشک ها را باور ندارد" دوران 1937-1941 را در برمی گیرد. جلد دوم- "تاب تحمل جنگ دومی را نخواهم داشت" در مورد دوران 1941-1945 و جلد سوم- "با بمب اتمی زندگی می کنیم" سالهای 1946-1953 را بیان می کند.
کتاب در روسیه یک جنجال شمرده می شود و بسیاری از محققان واقعی بودن خاطرات بریا را زیر سوال می برند. نویسنده ثابت می کند که این نوشته ها واقعی هستند و اینکه پیروان و دوستداران پنهانی بریا دست نوشته های وی را که کرملین عکس های آنرا نیز دارد در سالهای دهه 50 پنهان کردند.
در 25 ژوئن سال 1953 بریا قربانی توطئه دولتمردان وقت شوروی شد. براساس گزارش رسمی او را دستگیر و سپس تیرباران کردند. گرچه تا به امروز مرگ وی اسرارآمیز است. فرزند لورنتی بریا، سرگو بریا، تحیقات خصوصی انجام داد که براساس آن پدرش را در خانه اش با دستور خروشچف بدون هرگونه بازپرسی و دادگاهی تیرباران کردند. (جالبه که فرزند مردی که چندین دهه خون مردم شوروی را در شیشه کرد و بلاهای وحشتناکی برسرآنها آورد، انتظار برگزاری دادگاهی عادلانه هم داشته!!!!-پپلا).

29 جولای 1938
هیچوقت فکر نمی کردم که دفتر خاطرات بنویسم، ولی با کسی که باید حرف برنم. با نینو(همسر بریا) هم نمی توانم صحبت کنم. وقتی بی عرضه ها حکومت می کردند، وحشتناک بود، ولی کوبا (اسم مصغر یاکوب- همان جوزف و همان استالین-پپلا) به من اطمینان پیدا کرد و قدرت را به من داد و گرجستان را چنان پیشرفت دادم که اگر کسی می تواند به سطح عملکردهای من برسد. همه چیز درست شده حالا کناره گیری کن و بیا مسکو جاسوس ها را بگیر. دست و پا زدن زیاد دارد ولی لذتش کم است.
2 نوامبر 1938
دور روز پیش "کوبا" Koba مرا فراخواند. فقط مولوتوف، کاگانوویچ و گیورگی (مالینکوف) آنجا بودند. گزارش من درباره اِژوف را با دقت گوش می داد. بعد وحشی شد و شروع به فحش دادن کرد. گفت: "تیربارانش کنید... ولی قبل از آن حسابی تکانش دهید که دم هایش را پنهان نکند، همه آنها را باید برملا کنیم."
4 آوریل 1942
بالاخره استاراستون ها را دستگیر کردیم (برادران مشهور فوتبالیست اسپارتاک مسکو). آنها http://www.blogger.com/img/blank.gifبه خوبی توپ میزدند ولی معلوم شد آدم های آشغالی هستند، خودشان را روشنفکر می شمردند. همه چیز به آنها دادند هرآنچه که در توان داشتند. چندتا قهرمان در حال جندگیدن با آلمان هاست، ورزشکاران در نزدیکی مسکو در حال جنگ بودند و اینها علاوه بر آن که محتکر هستند، جاسوس نیز بوده اند. باید اینها را درازشان کنی (بکشی-پپلا) ولی کوبا گفت که این آشغال ها را جایی دور ببرید و آنجا بگذارید بگندند. روشنفکرها بدون گند نمی تواند باشد.
17 ژوئن 1953
در آلمان اعتصابات است. حماقت ما، فتنه انگیزی آنها و نتیجه آنکه بایستی شلیک کنیم. بایستی شلیک کنیم. مردم گناه دارند. اگر تعقل و تفکر نمی توانی، تمام زندگی بایستی با حماقت زندگی کنی. زندگی را بایستی به نحوی زندگی کنی. و نتیجه اینکه مانند احق ها زندگی می کنند. ولی انسانهایی جدید رشد پیدا می کنند... از ما عاقل تر و از ما معقول تر زندگی می کنند.
این آخرین نوشته بریا بوده است. او در 26 ژوئن 1953 دستگیر و تیرباران می شود.

منبع: Tabula

رویدادهای فرهنگی گرجی در ایران

بعد از وقفه ای 4 ماهه دوباره بازگشتم. دلایل نبودنم هم شخصی بوده و هم مربوط به دنیای "مجازی". اضافه شدن مسئولیت کاری و بالا رفتن حجم کار یکی از مهمترین دلایل تاخیر در نوشتن مطلب هست. همچنین فی.لتر شدن دسته جمعی وبلاگ بلاگر از دلایل دیگر ننوشتن مطلب بود. چرا که بازدید از وبلاگ برای خوانندگان مشکلتر خواهد شد. با اینحال تصمیم گرفتم به نوشتن مطالب در همین وبلاگ ادامه بدهم تا زمانیکه بلاگر "آزاد" شود.
بنابراین در اولین پست در سال جدید میلادی و شمسی به چند اتفاق فرهنگی گرجی که در تهران برگزار شد اشاره خواهم کرد.
اولین مراسم شرکت دپارتمان توریسم گرجستان و آدجارا در نمایشگاه هتلداری و جهانگردی در روزهای اوایل اسفند ماه سال گذشته بود. در این نمایشگاه هیئت گرجی با معرفی کشور گرجستان و مناطق گردشگری و جذابیت های طبیعی سعی در جلب توجه گردشگران و علاقمندان به سفر ایرانی نمودند. در طی 4 روز برگزاری این نمایشگاه مراجعین معمولی و متخصصین این صنعت علاقه زیادی به این غرفه نشان دادند. براساس اطلاعات مدیر غرفه در سال گذشته میلادی حدود 25هزار نفر گردشگر ایرانی به کشور گرجستان وارد شده اند که نسبت به سال قبل افزایشی چشمگیر داشته است. با اطلاعات اخیر فقط در تعطیلات نوروزی امسال 90 حدود 5هزار نفر به گرجستان سفر کردند. این افزایش حجم سفر به گرجستان در ابتدا ناشی از تسهیلات سفر به این کشور بوده است. حذف روادید و برقراری پرواز مستقیم تهران-تفلیس از این جمله اند.


در مراسمی دیگر که در تاریخ 1 اسفند در دانشگاه تهران برگزار شد، همایش 2 روزه " سمینار بین‌المللی «گرجستان؛ تجارب پیشین ـ چشم‌انداز فرارو" بود. در این سمینار بین المللی که با تلاش و همت با مشارکت بنیاد مطالعات قفقاز دانشگاه تهران و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد، با سخنرانی صاحب‌نظران و اساتیدی از جمهوری اسلامی ایران، گرجستان، جمهوری ارمنستان، جمهوری آذربایجان، جمهوری ترکیه، ایالات متحده، انگلستان و ... در تالار شیخ مرتضی انصاری دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران همراه بود. تبادل نظر و آشنایی با دانشمندان گرجی از اهداف این همایش بود.

در آخرین رویداد فرهنگی که با همکاری رایزن فرهنگی سفارت گرجستان و بنیاد ناتلا نیکونووآ در گالری شیرین برگزار شد، برپایی نمایشگاه نقاشی دو هنرمند گرجی بود که از 19 تا 23 فروردین سال جاری طول کشید. نقاشی های داویت و گیورگی گاگوشیدزه توانست با برقراری ارتباط با بازدیدکنندگان ایرانی آنها را به خرید تابلوها ترغیب کنند. نقاشی های آقای داویت در سبک مینیاتور و نقاشی های گیورگی که رنگ و روغن بود در سبک رئال شمرده می شدند.

۰۱ دی ۱۳۸۹

New Year's Eve in Batumi

برای آن دسته از علاقمندانی که در تدارک سفر به کشورهای همسایه برای گذاراندن تعطیلات سال نوی میلادی و کریسمس هستند و گوشه نظری هم به برنامه های فرهنگی-هنری دارند پیشنهادی جالب و متنوع برای سفر به گرجستان و شهر ساحلی باتومی دارم.
براساس اعلام دفتر فرهنگی شهرداری شهر باتومی، برنامه های شاد و فرهنگی از 25 دسامبر تا 7 ژانویه برای شهروندان و مهمانان این شهر اجرا خواهد شد.

31 دسامبر، ساعت 23
کنسرت در کنار درخت کاج اصلی شهر در میدان اروپا (ملقب به میدان پیزا) با حضور چهره های شاخص هنری گرجستان و بین المللی شروع می شود. آندرا بوچلی خواننده تنور معروف ایتالیایی برای اولین بار در گرجستان در شب سال نو برای دوستداران و علاقمندان خود خواهد خواند. او همچنین با خانم ها جولیا نوویکوآ و سوپو نیژارادزه ترانه های دوتایی مختلفی همچون The prayer و time to say goodbye را اجرا خواهد کرد.
همچنین خانم نینو آنانیاشویلی- پریما بالرین گرجستان و خانم النا گدواناشویلی-ورزشکار قهرمان و "حرکات موزون" پاتیناژ گرجستان به اجرای برنامه های هنری خود خواهند پرداخت.
همچنین در این کنسرت گروه های رقص و آواز فولکلریک شماره یک گرجستان همچون "سوخیشویلی" و "روستاوی" و گروه هنری دولتی آدجارا برنامه های متنوعی اجرا خواهند کرد.

2 ژانویه، از ساعت 13
کارناوال شادی در میدان اروپا و خیابان آباشیدزه. اجرای برنامه های متنوع هنری- آواز، رقص، مسابقات و سرگرمی ها. معرفی صنایع دستی، غذا و آشپزی و هنرهای مردمی مناطق مختلف منطقه آدجارا. کنسرت در کنار درخت کاج میدان اروپا

البته ناگفته نماند که در تفلیس نیز در میددان اصلی شهر کنسرت موسیقی با حضور هنرمندان گرجی برگزار خواهد.
یادآوری می کنم که پروازهای مستقیم تهران-تفلیس توسط Georgian Airways از مدتی پیش برقرار می باشد و شما به راحتی می توانید حتی برای سفری کوتاه 4 روزه و برای حضور در این برنامه های شاد و هنری برنامه ریزی کنید.

۰۶ آذر ۱۳۸۹

The 35th!

زهی خجسته زمانی که یار بازآید
به کام غمزدگان غمگسار باز آید
به پیش خیل خیالش کشیدم ابلق چشم
بدان امید که آن شهسوار باز آید
اگر نه در خم چوگان او رود سر من
ز سر نگویم وسر خود چه کار بازآید
مقیم بر سرراهش نشسته ام چون گرد
بدان هوس که بدین رهگذار بازآید
دلی که با سر زلفین او قراری داد
گمان مبر که بدان دل قرار بازآید
چه جورها که کشیدند بلبلان دی
به بوی آن که دگر نوبهار بازآید
ز نقش بند قضا هست امید آن حافظ
که همچو سرو به دستم نگار بازآید

۰۵ آذر ۱۳۸۹

گزارشی از نمایشگاه آثار خطی تلفیقی

در پی مطلب قبل امروز با توجه به فرصت روز تعطیل به کاخ گلستان رفتم تا در صورت امکان در مراسم افتتاحیه نمایشگاه هنری خطاطی رباعیات خیام حضور یابم.
برخلاف انتظارم هیچگونه محدودیت خاصی برای حضور در مراسم وجود نداشت و به راحتی وارد تالار برگزار مراسم شدم. گرچه باید اشاره کنم که از آنجاییکه تقریبا در اولین دقایق برگزاری مراسم رسیدم توانستم در ردیف های جلوی جایی برای خود بیابم و شاهد سخنرانی های گشایش نمایشگاه باشم.
به همراه مهمانان خارجی علاقمندان هنر ایرانی و آشنایان دست اندرکاران نیز حضور داشتند. البته خبرنگاران نیز حضور فعالی از خود نشان داده بودند.

مراسم با سرود ملی ایران و قرآن شروع شد و در پی آن مدیر کاخ گلستان به مدعوین و حضار شمن خوش آمدگویی از کاخ گلستان و قابلیت های آن برای انجام نمایشگاههای هنری سخن گفتند.
سپس از رئیس انجمن زبان اسپرانتو بعنوان یکی از حامیان برگزاری این نمایشگاه برای سخنرانی دعوت شد. ایشان ضمن معرفی تاریخچه کوتاهی از زبان اسپرانتو به تشریح ترجمه های رباعیات خیام به این زبان پرداختند.
پس از آن یک گروه موسیقی سنتی ایرانی به اجرای برنامه پرداختند.

و در آخر آقای مجتبی کرمی مدیر مرکز هنرهای تلفیقی که خود یکی از افرادی است که این اثرات هنری را خلق کرده سخنرانی کردند.

در پی آن مهمانان به سمت محل نمایش تابلوهای خطاطی راهنمایی شدند تا ضمن بازدید از تابلوها، نمایندگان سفارت های مختلف یکی یکی تابلوهای زبان کشور خود را رونمایی کنند.



رباعی که توسط آقای کرمی به دو زبان گرجی و فارسی خطاطی شده است توسط آقای واخوشتی کوته تیشولی- شرق شناس و ایران شناس شهیر و بزرگ گرجی- Vakhushti Kotetishvili به گرجی سالها پیش ترجمه شده است. این ترجمه آنقدر دلنشین و آهنگین و نزدیک به زبان اصلی است که در میان ترجمه های ادبی انجام شده از زبان اصلی جایگاه ویژه ای دارد.
لب بر لب کوزه بردم از غايت آز
تا زو پرسم واسطه ی عمر دراز
لب بر لب من نهاد و همي گفت اين راز
می خور ؛ که بدين جهان نمی آيی باز
ბაგით დავწვდი დოქის ბაგეს, ბაგე გადავიბადაგე,
დღეგრძელობას ვეძიებდი, ჟამთა სრბოლით დავიდაგე,
დოქმა მითხრა საიდუმლოდ: მომაგებე ბაგეს ბაგე,
ქვეყნად განა კიდევ მოხვალ, დალიეო, რას ქადაგებ.

این نمایشگاه از ساعت 9 صبح الی 5 بعدازظهر در کاخ گلستان در تالار چادرخانه برای بازدید عموم باز است. پیشنهاد می کنم اگر علاقمند به هنر هستید این نمایشگاه را از دست ندهید.

An exhibition of interdisciplinary artworks in which some of the poems of Omar Khayyam have been illuminated and calligraphied in 10 most-widely spoken languages

۰۴ آذر ۱۳۸۹

نمایشگاه آثار تلفیقی خطی رباعیات خیام


مدتها قبل در زمان برگزاری روزهای بزرگداشت عمرخیام، یکی از برنامه ها سخنرانی دو تن از ایران شناسان شهیر گرجی با موضوع "خیام از نگاه ایران شناسان گرجی" بود که در کتابخانه ملی تهران برگزار شد و در مورد آن هم مطلبی نوشتم. در آن مراسم از اولین اثر نفیس تلفیقی خطی از یک رباعی حکیم عمر خیام به دو زبان فارسی و گرجی رونمایی شد. همانجا اشاره شد که دیگر نمونه های تلفیقی خطی در نمایشگاه در معرض دید عموم قرار خواهد گرفت.
خلاصه اینکه الوعده وفا!
"مرکز هنرهای تلفیقی با همکاری مجموعه تاریخی فرهنگی کاخ گلستان در نظر دارد از تاریخ 5 الی 12 آذرماه 1389 نمایشگاه از آثار خطی تلفیقی رباعیات حکیم عمرخیام به مناسبت گرامیداشت این دانشمند بزرگ در کاخ گلستان برگزار نماید."
باید بگویم که روز 5 آذر مراسم افتتاحیه رسمی با حضور سفرا و نمایندگاه فرهنگی کشورهای خارجی و مقامات فرهنگی کشور برگزار می شود و بنابراین بازدید برای عموم از روز شنبه از ساعت 9 الی 17 آزاد خواهد بود.
در ادامه اعلامیه نمایشگاه آمده است:
"با توجه به اهمیت و تاثیر چشمگیر آثار حکیم عمرخیام در ریاضیات، فلسفه، نجوم و ادبیات در عرصه بین الملل و با در نظر گرفتن این نکته که اشعار وی به بیش از چهل زبان زنده دنیا ترجمه گردیده است، این مرکز سعی نموده است تا از طریق برگزاری این نمایشگاه و با نگاهی فرامرزی در توسعه فرهنگ و هنر ایران و معرفی ادبیات و فرهنگ دیگر کشورها چهره جهانی حکیم عمرخیام، شاهکارها، ابداعات و نوآوری های وی را به جهانیان بیشتر معرفی نماید.
به منظور ارج نهادن به زبان ملی و ایجاد تعاملی معنادار میان فرهنگ و هنر ایران و یا دیگر کشورها، 53 اثر هنری تلفیقی دو زبانه از رباعیات خیام (به زبان فارسی و ترجمه آن به زبان های آلمانی، اسپرانتو، انگلیسی، ایتالیایی، ترکی استانبولی، روسی، ژاپنی، فرانسوی، عربی و گرجی) در این نمایشگاه رونمایی می گردد. غالب رباعیات خوشنویسی شده در آثار، از طرف سفیر کشور مربوطه پیشنهاد گردیده است."
در اینجا بایستی از رایزن محترم فرهنگی سفارت گرجستان برای فعالیتهای فرهنگی-هنری در مشارکت و پشتیبانی از معرفی فرهنگ گرجی به ایرانیان و همچنین حمایت از برگزاری نمایشگاههای هنری ایرانی در ایران تشکر کرد.
بدینوسیله از تمامی دوستداران هنر و علاقمندان به زبان گرجی دعوت می شود از روز شنبه 6 آذر (عجب روز خوش یمنی! :دی) برای دیدن این آثار هنری زیبا در چادر خانه کاخ گلستان تشریف ببرند. امید است که راضی از نمایشگاه برخواهید گشت.

۰۱ آذر ۱۳۸۹

نمایش مستند "دستور آشپزی"

گاهی وقتها هست که میگن آب دستت هست بگذار زمین و فلان کار را انجام بده!! الان مصداق داره:
دستور آشپزی
نمایش مستند
کارگردان: محمد شیروانی
سینما آزادی
چهارشنبه، ۳ آذرماه ۱۳۸۹
ساعت ۱۷:۳۰

به هیچ وجه دیدن این فیلم زیبا و مستند ایرانی رو از دست ندین.
قبلا در مورد این فیلم در این پست نوشتم.

۱۹ آبان ۱۳۸۹

آزمون خودشناسی و Self-Culture

چندی پیش برای خرید یکی از لوازم خانه به فروشگاهی رفتم.
فروشنده که مردی میانسال نیز بود، برایم از قدمت شرکت و محصولات و کیفیت کالا گفت. بعد من شروع کردم به تشریح کالایی که من می خواستم و انتظاراتم از آن را به ترتیب و جزئیات گفتم. همزمان که یکی یکی ویژگی های کالاها را برایم توضیح می داد من نیز به جزئیات بیشتر دقت می کردم و به اصطلاح او را سوال پیچ می کردم. حین صحبت بودم که از من پرسید:
- خانم شما مدیر هستین؟!
از تعجب خشکم زد! چند ثانیه نتوانستم تمرکز کنم که در چه موردی صحبت می کردم و بعد با خنده پاسخ دادم:
- نه،!! من فقط سرگروه بخش کوچکی در دفتر کارم هستم.
سوالش آنقدر برایم عجیب و در عین حال ناراحت کننده بود که صحبتم را تمام کردم و از فروشگاه بیرون آمدم.
ناراحتی ام چندین روز ادامه داشت و مدام ذهنم را مشغول خود کرده بود. شاید باید از سوالش خوشحال می شدم که "استعداد مدیریتی" در من دیده!! :دی .... ولی من از این ناراحت شدم که نکنه من طوری با او حرف زدم که القای رفتار مدیریتی داشته ام. یعنی رئیس و مرئوسی و یا لحنی آمرانه!! هرچه صحبت هایم را مرور می کنم چنین چیزی به ذهنم نمی رسه ولی با اینحال ته دلم از خودم دلخور هستم. بیشتر برای اینکه این خصوصیت از طرف افرادی دیگر به من نسبت داده شده و برای من این نشانه هست!
نشانه، اینکه جایی از رفتارم و یا گفتارم شاید اشکال دارد و مخاطبین را در فضایی ناخوشایند قرار می دهد.
از طرفی چند روز پیش در مواجه و دیدار با دوستی پس از مدتها، ناگهان حس کردم که چقدر در گفتار و رفتارم نسبت به او "بی رحم" بوده ام. طوری که از دورن واقعا فروریختم و لحظه ای نتوانستم صحبت را ادامه دهم. امیدوارم جای جبران برایم باقی مانده باشد.
این ها را گفتم هم از سر اعتراف و ندامت و هم برای الگو برداری. گاهی تلنگر زدن به خود و مبارزه با رفتار و کرداری که عادتمان شده برای خود و اطرافیان مان لازم است. این روزها دست به خانه تکانی در قسمتی از وجدان خانه مان زده ایم. پیشنهادی باشد بررسی می کنیم، اما گفته باشم همه موارد ممکن است تایید نشود، پروژه در راه آغاز است، سخت نگیرید لطفا!

۱۰ آبان ۱۳۸۹

Flights to THR by Georgian Airways

بالاخره مثل اینکه انتظار مسافرین به پایان رسیده و تلاش دست اندرکاران امر نیز به نتیجه رسید. پس از وقفه ای چند ساله پرواز مستقیم تهران-تفلیس باز از سرگرفته شد. پرواز تهران- تفلیس توسط خط هوایی گرجستان Georgian Airways انجام خواهد شد.
این خط هواپیمایی از هواپیماهای بووینگ 500-737 737-400, 737-700, و CRJ - 200 و CRJ - 100 استفاده می کند.
این پرواز در این مرحله دو روز در هفته و در روزهای شنبه و سه شنبه انجام خواهد شد. برنامه اولیه پرواز بدین صورت است:
شنبه: تفلیس – تهران- تفلیس :
TBS-THR …....Departure 05:10…….. Arrival 06:10
THR-TBS …..Departure 07:10 ……….Arrival 09:10

سه شنبه: تفلیس-تهران-تفلیس

TBS-THR …....Departure 11:30…….. Arrival 12:30 THR-TBS …..Departure 13:30 ……….Arrival 15:30

بدیهی است که زمان براساس ساعت محلی است.
پرواز تهران تفلیس نه تنها برای مسافران همیشگی این مسیر و توریستهای ایرانی به این کشور خبری خوشایند است بلکه از این مسیر می توان برای رسیدن به مقاصد فرودگاههای اروپایی بعنوان پروازی ترانزیت و شاید ارزان قیمت استفاده کرد.
برای مثال روزهای سه شنبه با فاصله یک ساعت و نیم زمان ترانزیت می توان به مقصد پاریس و وین سفر کرد. همچنین روزهای شنبه از تفلیس به آمستردام و یا فرانکفورت پرواز کرد.
اطلاعاتی در خصوص خدمات، برنامه های پرواز و قوانین را می توانید از سایت رسمی Georgian Airways دریافت کنید.
راستی! چهارشنبه همین هفته وزیر امورخارجه ایران سفری به گرجستان خواهد داشت که طی آن قرار است توافقنامه های دوجانبه بازرگانی درباره لغو ویزای مسافرت به ایران و گرجستان برای شهروندان دو طرف امضا شود.
سعی می کنم وبلاگ را با خبرهای این سفر و دستاوردهای آن آپدیت کنم.